اکنون می توانم به وضوح ببینم

کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم نوشته وین دایر پس از سال ها انتظار از طرف هواداران و خوانندگان کتاب های دکتر وین دایر برای نوشتن کتابی از خاطرات و زندگی نامه ایشان، در نهایت به چاپ رسید و با کوشش روزبه ملک زاده و محسن پاک فطرت به فارسی ترجمه و به کوشش انتشارات پردیس آباریس چاپ و منتشر شده است.

اما این کتاب به عنوان زندگی نامه، شیوه ی نگارشی متفاوتی دارد و همانند زندگی نامه های معمولی نیست. بلکه وین دایر در این کتاب، به شیوه ای استادانه لحظات سرنوشت ساز و ارتباط آنها را با یکدیگر پیدا کرده است و به وضوح نشان داده است هیچ اتفاق و رویدادی در زندگی، تصادفی و بی علت نیست. تمامی اتفاقات چه خوب و چه به ظاهر بد برای تکمیل سرنوشت ماست و بخشی از دارمای ما محسوب می شود. در این کتاب، وین دایر تمام لحظات سرنوشت ساز خود را از ابتدای کودکی اش در دیترویت تا آخرین سال های عمرش را با خوانندگان در میان گذاشته است و البته این کار را با مهارت زیادی که در نویسندگی دارد به انجام رسانده است. در فرآیند مطالعه ی این کتاب شما هم خواهید آموخت همانند وین دایر به اتفاقات زندگی خود رجوع کنید و ارتباط آنها را با جایگاه کنونی خود بیابید.

کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم، نگاهی بر زندگی دکتر وین دایر است و در عین حال چراغ راهی است برای کسانی که جویای حقیقت هستند. با مطالعه ی این کتاب متوجه حضور دستان خداوند در زندگی تان می شوید و از طرفی این کتاب شما را در فهم هدف و رسالت منحصر به فردتان یاری می کند.

شما را به مطالعه قسمتی از کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

ادامه مطلبShow less
موجود شد خبرم کن!
مرجع:
92491
نام برند:
صنایع دستی آقاجانی

گلدان صراحی مس و خاتم کاری تولید صنایع دستی آقاجانی یکی از زیبانرین و پرفروش ترین صنایع دستی اصفهان است. این گلدان در ابعاد و کیفیت های متفاوتی طراحی و ساخته شده است. گلدان خاتم کاری کد K013 با 16 سانتی متر ارتفاع، مقاوم در برابر ضربه، نور آفتاب و رطوبت هوا و دارای گواهینامه کیفیت جهانی ISO9001:2015 می باشد.

صنایع دستی آقاجانی

دخل فیروزه کوب بزرگ کد FT021 کاری از شاغلین در صنایع دستی اصفهان تولید صنایع دستی آقاجانی است که با گارانتی 10 ساله تضمین کیفیت و با بهترین قیمت و البته به صورت رایگان تقدیم خریداران می گردد. در ساخت دخل فیروزه کوب آقاجانی از بهترین فیروزه نیشابور استفاده شده است و دارای گارانتی کیفیت ISO 9001 و گواهی استاندارد ملی ایران است.

صنایع دستی آقاجانی

آجیل خوری فیروزه کوبی ترنج کد FT066 بزرگترین آجیل خوری مسی تولید صنایع دستی آقاجانی یکی از معروفترین تولیدکنندگان صنایع دستی اصفهان از بهترین مواد اولیه تولید شده است. در تولید این آجیل خوری فیروزه کوبی شده از بهترین و ناب ترین فیروزه نیشابور استفاده شده است. از نکات قابل توجه این محصول گارانتی 10 ساله و استاندارد ملی ایران است. ارتفاع این «آجیل خوری مسی» 42 سانتی متر و قطری در حدود 32 سانتی متر دارد.

توضیحات

قسمتی از کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم وین دایر

کریسمس سال ۱۹۴۱ است؛ درست چند هفته پس از بمباران بندر مرواریدT آمریکا وارد جنگ شده است. دو تا از دایی هایم در ارتش خدمت می کنند. یکی در اروپا و دیگری در منطقه ای در اقیانوس آرام، پدرم خیلی وقت است که حضور ندارد. بی بندوباری، زیاده روی در مصرف الکل و انواع و اقسام جرم های دیگر، بارها او را به زندان انداخته است. به دلیل همین شرایط نامناسب، زندگی کردن با او برای مادرم غیر ممکن بود. او به راحتی از مسئولیت های پدرانه اش شانه خالی کرد و رفت و دیگر هیچ وقت بازنگشت. مادرم با سه کودک زیر پنج سال مانده بود که باید آنها را به هر نحوی بزرگ می کرد. او ما را به خانه ی مادربزرگ می برد تا بتواند در طول روز سر کار برود. در یکی از همین روزهای سرد زمستانی، من به همراه مادر و دو برادر بزرگترم در ایستگاه اتوبوس منتظر بودیم تا اتوبوس خیابان جفرسون که در شرق دیترویت واقع بود از راه برسد. ما با ژاکت، کاپشن، کلاه، شال گردن و دستکش خودمان را گرم نگه داشته بودیم. حجم زیادی نمک را بر روی جاده ریخته بودند تا از نشستن برف جلوگیری شود. البته همین امر باعث شده بود آب و گل زیادی ایجاد شود. یک کامیون از کنار ما گذشت و سر تا پایمان را گل آلود کرد. مادرم بسیار برافروخته شد. لباس هایی که برای محل کار پوشیده بود، گلی شده بودند. به خاطر پدرم به وضوح زندگی اش از کنترل خارج شده بود و تمام تلاش خود را می کرد تا اوضاع را سامان دهد. در آن سال ها به دلیل جنگ رکود بی سابقه ای به وجود آماده بود و شرایط را سخت تر کرده بود. مادرم به ندرت با درآمد حاصل از کار می توانست خرج زندگی را تأمین کند. به همین دلیل به کمک ناچیزی که از طرف خانواده اش می شد، وابسته بود.

هر دو برادر بزرگترم بسیار پریشان بودند. برادر پنج ساله ام جيم تلاش می کرد تا مادرم را دلداری دهد و دیوید برادر سه ساله ام فقط گریه می کرد و من؟ من در آن لحظه احساس می کردم که در یک قصر برفی هستیم و می توانیم لحظات خوشی را داشته باشیم و اصلا متوجه نبودم چرا دیگران تا این حد عصبانی و سرخورده هستند. سپس به صورت ناگهانی این کلمات را بر زبان آوردم: چیزی نیست مامان، اشکاتو پاک کن، ما می تونیم اینجا بمونیم و برف بازی کنیم. من کودکی بودم که به ندرت گریه می کردم. کودکی که سعی می کرد بدون توجه به شرایط، دیگران را خوشحال کند و احساس خوبی به آنها بدهد. دوست داشتم شرایط را از حالت غم و اندوه به خوشحالی تبدیل کنم. اصلا متوجه نمی شدم که چرا دیگران تا این حد غمگین هستند. به صورت غریزی همواره نیمه ی پر لیوان را می دیدم و اصلا به چیزهایی که باعث افسردگی دیگران بود توجهی نمی کردم مادرم همواره می گفت: وین، تو مستقل ترین و کنجکاوترین پسری هستی که من و خانواده ام تا به حال دیده ایم. من به معنای واقعی از اینکه بر روی این کره خاکی بودم، خوشحال بودم، در دو سالگی از لحاظ قد و جثه، هم اندازه دیوید که سه سال سن داشت بودم. مدام تلاش می کردم تا او را بخندانم و به او احساس امنیت بدهم، زیرا به نظر می رسید بسیار ترسیده است و اغلب اوقات غمگین بود و کم پیش می آمد که بخندد. اما من دنیا را جایی بسیار هیجان انگیز یافته بودم و تصمیم داشتم تا می توانم حس کنجکاوی خود را ارضا کنم و از شگفتی های دنیا حیران باشم. به مرور که بزرگ می شدم به نظر می رسید. هیچ چیز نمی تواند مرا برآشفته و افسرده کند. از همه می خواستم که خوشحال باشند. دوست داشتم تمام یاس ها و ناامیدیها ناپدید شوند. مطمئن بودم مجبور نیستیم بیچاره و بدبخت باشیم تنها به این دلیل که یک پدر بد داشتیم. با تمام وجود می خواستم مادرم خوشحال و بانشاط باشد و افسردگی را کنار بگذارد. می خواستم برادر بزرگترم جیم، نگرانی اش را در مورد دو برادر کوچکتر و مادرش کنار بگذارد. اصلا نمی توانستم درک کنم چرا در این حد نگران، افسرده و دل مرده هستند. چیزهای زیادی در زندگی وجود داشت که می توان با آنها هیجان زده بود.

عاشق بیرون رفتن بودم. عاشق پروانه و گربه ای بودم که در حیاط خانه مان در حال رفت و آمد بودند. من به معنای واقعی در وضعیت و حالت قدردانی و شکرگزاری محض بودم. همچنین ذهن بسیار قدرتمندی داشتم و هرگز اجازه نمی دادم کسی به من بگوید چه کاری را می توانم یا نمی توانم انجام دهم. وقتی نه می شنیدم، لبخندی می زدم و به دنبال همان چیزی می رفتم که ندای درونم می گفت انجام دهم، بدون توجه به اینکه آدم بزرگ ها ممکن است در مورد من چه بگویند.

به نظر می رسید در دنیای خودم زندگی می کنم. دنیایی سرشار از شادی، هیجان و پتانسیل های نامحدودی که من می توانستم آنها را کشف کنم و متجلی سازم. اصلا مهم نبود که یک نفر چقدر سعی می کند مرا غمگين سازد، زیرا هرگز موفق نمی شد. گویی به صورت ناخوداگاه خود را بخشی از نور الهی می دانستم که هرگز ارتباط خود را با منبع اش قطع نمی کند.

اکنون به وضوح می توانم ببینم

هنگامی که به گذشته و به روزهایی که به تازگی پا به این کره ی خاکی گذاشته بودم نگاه می کنم، به وضوح می توانم ببینم که این اصل و قاعده که می گوید: هیچ چیز در این جهان اتفاقی نیست، همیشه صادق است. به عنوان پدر هشت فرزند، کاملا متقاعد شده ام که هر کدام از ما برای رسالتی خاص پا بر این کره ی خاکی گذاشته ایم. ما از حیطه ی غیر مادی و نامحدود، پای بر این دنیا نهاده ایم؛ حیطه ای بی شکل و بدون مرز و محدودیت.

حتی قبل از اینکه خواندن و نوشتن یاد بگیرم، شخصیتم به گونه ای بود که همواره به ندای درونم گوش فرا می دادم. اکنون می توانم به وضوح ببینم که از همان دوران کودکی تمایل داشتم به هر نحوی که شده کاری کنم تا دیگران نسبت به خودشان و شرایطشان احساس بهتری داشته باشند. گویی با وجود اینکه کودکی بیش نبودم، اما این قاعده را می دانستم که نگرش همه چیز است...

در آن لحظه که برادران و مادرم در هوای برفی گریه می کردند و غمگین بودند، بازی کردن من با برف ها و تلاش برای آوردن خنده بر لب آنها، با سرنوشت من که نویسندگی در زمینه رهایی از نگرش و تفکر منفی بود، هم راستا بود. شاید در زمان بزرگسالی از لحاظ جثه و ظاهر تغییر زیادی کرده بودم، اما همچنان آن هویت واقعی و فناناپذیرم، بدون تغییر باقی مانده و به دنبال راهی برای بهتر کردن زندگی دیگران بودم.

با نگاه کردن به هشت فرزندم، به وضوح متوجه می شوم که هر کدام از آنها با شخصیت و توانایی های منحصر به فردی پای بر این کره ی خاکی گذاشته اند. والدین یکسان، محیط یکسان، فرهنگ یکسان، اما هشت شخصیت کاملا متفاوت و با علایقی کاملا گوناگون.

به نظر من «جبران خليل جبران» این واقعیت را به خوبی در «کتاب پیامبر» آورده است:
فرزندان شما متعلق به شما نیستند. آنها دختران و پسران زندگی هستند. آنها از طریق شما به جهان می آیند، اما از آن شما نیستند. نمی توانید اندیشه های خود را در ذهن آنها فرو کنید، زیرا آنها خالق افکار خود هستند. می توانید جسم شان را در خانه نگه دارید، اما روحشان را نه. اگر بکوشید شاید بتوانید همانند آنها بشوید، اما نکوشید آنها را همانند خود کنید.

در همان لحظه که از ناکجا به اینجا پای نهادید، رسالتی را برای تحقق بخشیدن به آن پذیرفتید. تمامی فرزندانم سرنوشت و رسالت خاص خودشان را دارند که این رسالت از جانب خداوند به هر کدام از آنها داده شده است و وظیفه ی من این است که آنها را راهنمایی کنم و سپس خود را عقب بکشم تا ندای درونشان، آنها را به مسیر درست هدایت کند.

یقین دارم که من برای هدف خاصی از حیطه ی غیرمادی، پای به این حیطه ی مادی گذاشته ام. به دنیا آمدن در کنار سه فرد غمگین و افسرده، بخشی از آماده سازی من برای تحقق هدفم بود که همانا کمک به میلیون ها نفر بوده است. و هنگامی که در آن روز برفی مشغول برف بازی بودم، داشتم به صورت غریزی به دیگران نشان می دادم که این شما هستید که انتخاب می کنید چگونه به شرایط زندگی نگاه کنید. به هر نحوی که بود تمایل داشتم به دیگران ثابت کنم که شرایط آنچنان هم که فکر می کنید بد نیست. اگر بخواهیم می توانیم تمامی این افسردگی ها و برآشفتگی ها را به خنده و نشاط تبدیل کنیم.

بزرگترین خدمتی که شما می توانید به کودکان کنید این است که بگذارید آن ویژگی منحصر به فرد خود را آشکار سازند، حتی اگر شما آنها را درک نمی کنید. حال که با خود می اندیشم می بینم چقدر خوب شد که در دهه ی اولیه ی زندگی ام در محیط پرورشگاه بودم، زیرا در آن محیط از کمترین دخالت والدین در انتخاب های زندگی ام برخوردار بودم و می توانستم بدون دخالت کسی به دنبال خواسته ی قلبی و ندای درونم بروم.

درست به همان صورت که از لحظه ای که نطفه ی ما شکل گرفت، تا نه ماه بعد از آن که به نوزادی تبدیل شده بودیم، به مشیت الهی اعتماد کردیم و همه چیز را به منبع واگذار کردیم، باید در مابقی زندگی هم همین اعتماد را به مشیت الهی داشته باشیم، اما متأسفانه با گذشت زمان، اعتماد ما به مشیت الهی کم شد و ترس و ناامنی بر ما غلبه کرد. در آن سال های ابتدایی زندگی، ارتباط بسیار بیشتری با منبع داشتیم، اما به تدریج خداوند را در حاشیه ی زندگیمان قرار دادیم و اجازه دادیم خود کاذب (نفس یا ایگو) زندگی ما را تحت کنترل خود درآورد.

ادامه مطلبShow less
جزئیات محصول
92491

مشخصات

عنوان کتاب
اکنون می توانم به وضوح ببینم
نویسنده
وین دایر
مترجم
روزبه ملک زاده،محسن پاک فطرت
ناشر
پردیس آباریس
تعداد صفحات
512
وزن
569 گرم
زبان کتاب
فارسی
سال چاپ
1399
نوبت چاپ
1
قطع
رقعی
جلد
زرکوب
شابک
9786227201031
مشخصات تکمیلی
(سرگذشتنامه مشاوران و سخنرانان انگیزشی،ایالات متحده)
دیدگاه کاربران
بدون نظر

افزودن نظر جدید

  • بسته بندی و ارسال:
  • محتوای کتاب:
  • کیفیت ترجمه:
  • کیفیت چاپ:
این کالا را با استفاده از کلمات کوتاه و ساده توضیح دهید.
برچسب های محصول
You may also like
اختران

کتاب ارتباط بدون خشونت زبان زندگی نوشته ی مارشال روزنبرگ توسط کامران رحیمیان ترجمه و به کوشش نشر اختران چاپ و منتشر شده است.

ارتباط بدون خشونت در واقع روشی تعاملی است که تبادل اطلاعات و حل صلح آمیز اختلافات را تسهیل می کند. ارتباط بدون خشونت بر ارزش های مشترک انسانی و نیازها تکیه می کند و افراد را به پرهیز از زبانی که سبب مقاومت یا کاهش عزت نفس می شود و استفاده از زبانی که سلامت را افزایش می دهد تشویق می کند. ارتباط بدون خشونت باور دارد که به جای ایجاد ترس، گناه، سرزنش و شرم؛ غنی سازی زندگی رضایت آمیزترین انگیزه برای انجام کارهاست و به عنوان هدف، بر پذیرش مسئولیت فردی و در انتخاب و افزایش کیفیت ارتباط تاکید دارد. این روش حتی وقتی طرف مقابل آن را نمی داند نیز موثر است. با کمک کتاب ارتباط بدون خشونت شما خواهید دانست که: هرکاری که هرکسی انجام می دهد تلاشی است برای تحقق نیازهای متحقق نشده. برای هرکسی تحقق نیازها از طریق همکاری، سالم تر از رقابت است. به صورت طبیعی افراد وقتی که از روی میل در سلامت دیگران سهیم شوند لذت می‌ برند. مهارت های ارتباط بدون خشونت به شما کمک می‌کند تا: احساس گناه، شرم، ترس و افسردگی را از بین ببرید. خشم و ناامیدی را به ساختن اتحاد و مشارکت تبدیل کنید. راه حل هایی بر اساس امنیت، احترام متقابل و اتفاق آرا خلق کنید. نیازهای اساسی فرد، خانواده، مدرسه، جامعه و اجتماع را به روش های زندگی غنی ساز تحقق بخشید. تکنیک های ارتباطی فعال مارشال روزنبرگ تضادهای بالقوه را به گفت و گوهای صلح‌آمیز تغییر می دهد. شما تکنیک ساده ای می آموزید که مشاجره را خنثی می کند و ارتباط محبت آمیزی را با خانواده، و سایر آشنایان خلق می کند. من خواندن این کتاب را نه تنها توصیه بلکه تاکید می کنم.

در ادامه با ما با مطالعه ی معرفی کتاب ارتباط بدون خشونت در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا همراه شوید.

ذهن آویز

کتاب عبارت پنجم (ذکر پنجم پاکسازی هواوپونوپونو) اثری دیگری است از جو ویتالی نویسنده ی کتاب محبوب و پرفروش «محدودیت صفر» که در واقع ادامه ی همان کتاب محسوب می شود. کتاب عبارت پنجم توسط خانم ویدا کرمی با ترجمه ای روان و به کوشش انتشارات ذهن آویز چاپ و منتشر شده است.

ما در خلق بسیاری از واقعیت هایمان، همکاری داریم و این کار از درون ما انجام می شود. بسیاری از افراد، از چنین چیزی بی خبرند و بسیاری هم تاکنون هرگز چنین چیزی را نشنیده اند؛ حتی وقتی چنین چیزی را می شنوند (شما در خلق واقعیت های زندگی تان نقش دارید) به آن بی اعتنایی می کنند و با آن می جنگند و در برابر شنیدن آن به هر شکلی مقاومت می کنند. هواوپونوپونو به ما می آموزد که مسئولیت پذیر باشیم، یعنی مسئولیت شرکت در خلق تمامی وقایع ناخوشایند زندگی خود را برعهده بگیریم. وقتی این مسئولیت : را تقبل کنیم، هواوپونوپونو را در زندگی خود فعال می کنیم. جو ویتالی، نویسنده کتاب پرفروش محدودیت صفر، درباره هواوپونوپونو بسیار نوشته و تاکنون فقط از چهار ذکر اصلی "متاسفم، لطفا مرا ببخش، سپاسگزارم دوستت دارم" صحبت کرده است؛ اما او حالا می خواهد در کتاب عبارت پنجم، پرده از ذکر پنجم بردارد.

در عبارت پنجم، هواوپونوپونو را عمیق تر و پیشرفته تر از آنچه قبلا خوانده اید خواهید شناخت، عبارتی که به سادگی چهار ذکر متاسفم، لطفا مرا ببخش، سپاسگزارم و دوستت دارم نیست، اما معنایی بس عمیق دارد و به زندگی شادتر و دگرگون تری منجر می شود. این عبارت می گوید که شما قضاوت نمی شوید، بلکه حقیقتا دوست داشته می شوید؛ زیرا اولوهیت فقط می خواهد بدانیم که دوستمان دارد...

شما را به مطالعه ی بخشی از کتاب عبارت پنجم در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

بهار سبز

کتاب رسالت روح (چگونه به نور درون خود دست یابیم) اثر کیم روسو توسط خانم ویدا کرمی ترجمه و به کوشش انتشارات بهار سبز چاپ و منتشر شده است.

شاید شما هم مانند بسیاری از افرادی که روی این کره ی خاکی زندگی می کنند، از خود بپرسید که هدف از این زندگی چیست؟ من برای چه هدفی به این دنیا آمده ام؟ آیا من واقعا همان کسی هستم که فکر می کنم؟ آیا من واقعا همان کسی هستم که دیگران فکر می کنند؟

اگر به زندگی های متوالی اعتقاد دارید، شاید فکر کنید که دلیل حضور شما در این دنیا، مجازات شدن برای فرا نگرفتن درس های زندگی های گذشته است. شاید فکر کنید که در زندگی های گذشته، انسان شرور و پلیدی بودید و حالا زمان تسویه حساب است مطمئنم که یکی از سوالات شما این است که آیا هدف زندگی من بیدار شدن در ساعت پنج صبح برای رسیدن به متروی شلوغ یا گیر کردن در ترافیک صرفا جهت داشتن شغلی ست که هیچ کس قدر زحماتم را نمی داند! و صدای کسانی را می شنوم که روابطی را مورد ارزیابی مجدد قرار می دهند که در راستای هدف زندگی آنها نیستند. چنین روابطی، انرژی را از شما و روح تان گرفته و شما را تبدیل به یک باطری خالی و بدون شارژ می کند. حقیقت چنین روابطی، دروغ است. اگر شما هم شرایطی مشابه موارد ذکر شده را تجربه می کنید، کتاب رسالت روح، راهنمای شماست تا چشمان خود را بر حقایق باز کنید! در کتاب رسالت روح، مراحل ضروری برای شناخت خودتان و شناخت خداوند از طریق خودتان را ارائه خواهم داد. در این کتاب، به شما کمک خواهم کرد تا اشتیاق سوزان که همان «رسالت روح» شماست را بشناسید و با هدفی افتخار آمیز زندگی کنید.

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب رسالت روح در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

الماس پارسیان

کتاب هر روز پنج شنبه است (چگونه می توان 7 روز هفته را شاد بود؟) نوشته ی جول اوستین توسط فریبا بردبار ترجمه و به کوشش انتشارات الماس پارسیان چاپ و منتشر شده است.

هدف من از نوشتن کتاب هر روز پنج شنبه است این است که به شما کمک کنم ذهن خود را طوری ساماندهی کنید که هر روز دست به انتخاب شادی بزنید. فارغ از اینکه با چه چالش هایی مواجه می شوید یا چه شرایطی به شما فشار می آورد می توانید واکنش خود را به آن چالش ها و شرایط انتخاب کنید. اینکه چگونه عصرتان را سپری می کنید کاملا به خودتان بستگی دارد: این هیچ ربطی به شرایط شما ندارد. آبراهام لینکلن گفته بود: بیشتر آدم ها به اندازه ای که تصمیم گرفتداند شاد باشند شاد هستند.

اگر ابه درستکار (ابه درستکار ( Honest Ahe ) لقب آبراهام لینکلن است مطالعه ای که اخیرا انجام شد و نشان داد در روزهای پنج شنبه، شادی ده درصد افزایش می یابد را می دید، حتما خوشحال می شد. چرا اینطور است؟

مردم به خاطر آمدن تعطیلات آخر هفته ذوق می کنند به همین علت تصمیم می گیرند شادتر باشند. آنها پنج شنبه ها | فکرشان را بر این امر متمرکز می کنند که از زندگی خود بیشتر لذت ببرند.

ما شما را به این چالش دعوت می کنیم که بگذارید هر روزتان پنج شنبه باشد، به خودتان اجازه دهید که هر روز شاد باشید. نه فقط آخر هفته ها نه فقط هر زمانی که یک مناسبت خاص دارید: نه فقط زمانی که در تعطیلات هستید.

اگر نگرش درستی باشید می توانید روز شنبه هم مثل پنج شنبه شاد باشید. در کتاب مقدس نیامده است که: پنج شنبه روزی است که خداوند آفريده است. بلکه در آن نوشته شده است: این روزی است که خداوند آفریده است.

این یعنی شنبه، یکشنبه، دوشنبه سه شنبه، چهارشنبه و سایر روزهای هفته. حتی وقتی باران می بارد، هنگامی که مجبورید تا دیروقت کار کنید و یا مجبورید ظرف بشویید هم می توانید شاد باشید.

هیرمند

کتاب ارتباط موثر به زبان آدمیزاد اثر مارتی برونستاین توسط نرگس یزدی ترجمه و به کوشش انتشارات هیرمند چاپ و منتشر شده است.

کتاب ارتباط مؤثر به زبان آدمیزاد به شما می آموزد چگونه در محیط کار، منظور خود را بیان کنید و تعاملاتی ثمربخش با روسا و همکارانتان داشته باشید. اغلب اوقات به کار بردن دانش و مهارت تان در کار بخش آسان کار است، اما بخش دشوار آن همکاری موثر با دیگران است. این راهنمای سودمند به شما در برقراری تعاملات شخصی موثر یاری می رساند، حتی به هنگام حل و فصل کشمکش ها، مواجهه با مشتریان و با ارائه ی سخنرانی های دشوار. چه مديرعامل یک شرکت مهم باشید و چه یک تاجر خرده پا یا مدیر یک تیم، برقراری روابط مؤثر و شفاف در موفقیت شما نقش تعيين کننده ای دارد. کتاب ارتباط موثر به زبان آدمیزاد تمهیدات، توصیه ها و راهکارهایی، از شيوه ی مجذوب نگه داشتن شنونده گرفته تا آموزش خوب گوش کردن - ارائه می دهد که به آنها نیاز دارید تا بتوانید: شنونده ی فعالی باشید، در موقعیت های منفی بر نکات مثبت تأكيد كنيد در کشمکش ها راه حل هایی بیابید که رضایت خاطر هر دو طرف جلب شود، هنگام نوشتن نامه و ایمیل به حاشیه نروید، از عهده ی ارائه سخنرانی، انجام مصاحبه ها و چالش های دیگر برآیید و با اقتدار و قاطع سخن بگویید.

سخنوران

کتاب معجزه گر خاموش نوشته ی سید رضا حیات الغیب به کوشش انتشارات سخنوران چاپ و منتشر شده است. 

بيشتر ما از جهانی به جهانی دیگر شبیه آن رفتیم و از یاد بردیم از کجا آمده ایم و اهمیتی هم ندادیم چه جهانی را در پیش داریم...

می توانی تصور کنی پیش از آنکه برای نخستین بار به این اندیشه برسیم که جز زیستن؛ خوردن؛ جنگیدن و یا قدرت یافتن در دنیا هدفی بالاتر وجود دارد؛ چند زندگی را پشت سر گذاشته ایم!؟
صد زندگی را... هزار زندگی را..!؟

آنگاه صد سال دیگر تا بفهمیم چیزی به نام کمال (پرواز) وجود دارد و باز هم صد زندگی دیگر تا به این برسیم که هدف از زندگی یافتن آن کمال و متجلی کردن آن است.

پس بدیهی است جهان دیگر را براساس آنچه در این جهان می آموزیم، انتخاب می کنیم. اگر چیزی نیاموزیم جهان بعدی نیز مانند همین جهان خواهد بود؛ با همان محدودیت ها و مشکلات.
اما اگر به سمت کمال (پرواز و آزادی) قدم برداریم؛ به یکباره آنقدر خواهیم آموخت که نیازی نباشد هزاران بار زندگی کنیم تا به این مرحله برسیم.

اگر قرار باشد در کل زندگیتان فقط یک کتاب بخوانید، باید کتاب معجزه گر خاموش را بخوانید!

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب معجزه گر خاموش در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

پل

کتاب 365 گام تا موفقیت (تغییراتی کوچک برای تفاوت های بزرگ) نوشته ی آنتونی رابینز توسط محمدجواد شافعی مقدم ترجمه و به کوشش انتشارات پل چاپ و منتشر شده است.

کتاب 365 گام تا موفقیت بر اساس بهترین ابزار، تکنیک و دستورالعمل هایی است که با روش های ساده ی آن می توانید بهترین گام ها را در بهبود زندگی تان بردارید. آنتونی رابینز به شما نشان می دهد که چگونه در کمترین زمان به بهترین نتایج دست یابید. گام های بزرگ رابینز راهی به سوی زندگی بهتر است. این گام ها سرلوحه ی موفقیت های بی شماری است. پیتر گابر ( مدیر اجرایی شرکت سونی )

شناخت عمیق آنتونی رابینز نسبت به مردم و جامعه سبب پیشرفت او شده است او به خوبی می داند چه عاملی موجب موفقیت، سعادت و شادکامی زندگی مردم می شود. (آندره آقاسی)

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم