10% تخفیف

کتاب حضور در وضعیت صفر

کتیبه پارسی

جدید

«کتاب حضور در وضعیت صفر» نوشته «دکتر جو ویتالی» با ترجمه «مژگان جمالی» و توسط «نشر کتیبه پارسی»  منتشر شده است این کتاب دقیقا ادامه دهنده مکمل راه کتاب محدودیت صفر است. حضور در وضعیت صفر داستان ها جدیدی را بازگو می کند، فرآیندهای جدیدی را شرح می دهد و شفا دهنده های جدیدی را معرفی می کند؛ در واقع، راز نهایی محدودیت صفر را ارائه می دهد. 

این کتاب به افرادی که بیش از اندازه کار می کنند و از استرس رنج می برند کمک می کند تا با روشی ساده بر موانع فائق بیایند و به اهدافشان نائل شوند. این کتاب نخستین کتابی بود که به آشکار کردن روش پر رمز و راز هاواییایی ها به هواوپونوپونو پرداخت؛ روش اسرارآمیزی که می توانست به افراد کمک کند سلامتی، ثروت، شادی و فراتر از اینها را تجربه کنند. 

کتاب حضور در وضعیت صفر داستان جذاب شفا یافتن یک بخش پر از مجرمان روانی یک آسایشگاه را توسط درمانگری نامعلوم بازگو می کند و تاکنون توانسته به ده ها هزار خواننده در سرتاسر جهان قدرتی ارزانی دارد که  به هر آنچه تاکنون آرزو داشته اند دست یابند.   

شما را به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب حضور در وضعیت صفر اثر جو ویتالی دعوت می کنیم.

جزییات بیشتر

 
بررسی تخصصی

معرفی کتاب حضور در وضعیت صفر

در کتاب محدودیت صفر شما با فرآیند هواوپونوپونو آشنا شدید که به معنای رها کردن انرژی های سمی درون است تا بتوانید تاثیر افکار، گفتار، اعمال و فعالیتهای الهی را ببینید. و حالا کتاب حضور در وضعیت صفر راز نهایی محدودیت صفر را به شما ارائه می دهد. اگر در جستجوی معجزات هستید، خواندن این کتاب را فراموش نکنید. 

*** خريد کتاب حضور در وضعیت صفر ***

"کتاب جدید جو دقیقا همان چیزی بود که فکرش را می کردم. باور نکردنی! داستان های جالب و بینش های روشنگر او در این کتاب روحیه مرا دو چندان و جانم را لبریز از عشق نمود. این کتاب دری واقعی به روی معجزات می گشاید. 

«جانت بری اتود نویسنده کتاب تست علاقه، یکی از نویسندگان پرفروش نیویورک تایمز» 

از روی این کتاب باید فیلمی ساخت چرا که شاهکاری است از واگویی های داستانی و فاش کرد چگونگی عملکرد روش شفادهی مردمان هاوایی؛ هواوپونوپونو.

«بارنت بین، تهیه کننده فیلم "چه رویاهایی به واقعیت تبدیل می شوند" و "پشگویی سلستین"»

دکتر جو ویتالی در کتاب حضور در وضعیت صفر تجربه بیداری خویش را با ما سهیم می شود. او در این کتاب، آسیب پذیر و در عین حال ژرف اندیش است و اسرار هواوپونوپونوی اصیل را که قدرت بخش و الهام بخشند با ما در میان می گذارد. اگر می خواهید به وضعیت صفر برسید، جایی که در آن هیچ باور محدود کننده ای وجود ندارد جدا پیشنهاد می کنم این کتاب را بخوانید. 

 «دکتر استیو جی جونز، هیپنوتیزم درمانگر بالینی»

جو ویتالی با کتاب محدودیت صفر روش باور نکردنی درمان با هواوپونوپونو را به دنیا شناساند. حالا او با این کتاب وارد مرحله جدیدی می شود، لایه ای عمیق تر را می شکافد و جوهره واقع و جادوی نهفته در پس اسرار باستان را آشکار می کند... این کتاب را باید حتما خواند.

قسمتی از کتاب حضور در وضعیت صفر

آیا آماده اید تا رها شوید؟ آیا می خواهید معجزات را تجربه کنید؟ آیا حاضرید با هم محدودیت ها را به یک باره ذوب کنیم؟ تقریبا تمام آنچه انجام می دهید از ناخودآگاه تان سرچشمه می گیرد. ضمیر ناخودآگاه باعث می شود براساس برنامه ای عمل کنید که روح تان هم از وجود آن بی خبر است. اگر بر روی سیستم باورهایتان کار نکنید در واقع بی آنکه بدانید به آن اجازه میدهید تمام رشته هایتان را پنبه کند. واقعیت این است که شما خیلی بیشتر از آنچه تصورش را می کنید بر روی ناخودآگاه تان قدرت و تسلط دارید. کتابی که هم اکنون در دست دارید به شما کمک می کند به راحتی مشکلات موجود در برنامه هایتان را با تبدیل خود به بخشی از راه حل، و در نهایت با بیدار شدن برطرف کنید. کتاب پیشین جو ویتالی دستاورد بسیار ویژه ای است برای خودیاری؛ این کتاب شما را به مرحله ی چهارم بیداری که رسیدن به روشنگری» است، رهنمون می شود. این روش ساده ی درمان، زندگی ها را زیر و رو می کند. شما به کمک فرایند «پاکسازی» و تکرار عبارات «دوستت دارم»، «متاسفم»، «لطفا مرا ببخش» و «سپاسگزارم» موفق خواهید شد همه ی برنامه هایتان و همای باورهایی را که از وجودشان بی خبرید، از ناخودآگاه تان پاک کنید و سفر سراسر ماجرای زندگی را به سهولت بپیمایید. هرچه بیشتر پاک کنید به وضعیت صفر، معجزه وار و سحر گونه ی زندگی، نزدیک تر خواهید شد و از محدودیت ها فارغ تر! زندگی همیشه چالش های جدیدی برایتان دارد. هواوپونوپونو ابزارهایی را که برای رهایی از قید و بندها و گشودن درهای وجودتان به روی فرصتهای بیکران الهی نیاز دارید، در اختیارتان قرار میدهد و در طول سفر زندگی راهنمای تان خواهد بود. دکتر جو ویتالی در این کتاب فراوانی حکمتی را به رویتان می گشاید که شما را در مسیر رسیدن به روح الهی یا همان وضعیت صفر یاری می رساند.

جو ویتالی نویسنده ی مشهور و جهانی، سخنران، موسیقیدان، شفادهنده، ستاره ی سینما و استاد تمرینات عملی هواوپونوپونوی مدرن است. او همچنین شفادهنده ی رسمی ریکی، استاد رسمی چی کونگ، هیپنوتیزم درمانگر رسمی بالینی، استاد رسمی ان.ال.پی و رهبر روحانی انتصابی است. او دارای مدرک دکترا در رشته ی نویسنده یعلوم متافیزیک و کتاب های پرفروشی چون «عامل جذب»، «کتابچهی دستورالعمل مفقوده ی زندگی» و کتاب های دیگری از جمله «محدودیت صفر» (به همراهی دکتر هولن)، «دوه ی بیداری، نوشتار هیپنوتیک وکلید» است. دکتر ویتالی همچنین یکی از ستاره های برجسته ی فیلم پربیننده ی راز و همچنین برگزار کننده ی دوره های مربیگری معجزات است. او خارج از شهر آستین تگزاس زندگی می کند.

*** خريد کتاب حضور در وضعیت صفر ***

پیش گفتار

 تجربه ی من با مورنا سیمئونا

وقتی جو ویتالی از من خواست تا از تجربه ام بامورنا سیمئونا، کاهونا لا پائوا برایش بگویم بلافاصله آرامش عمیق و احساس سبکی ای که در حضور مورنا تجربه می کردم، سرتاپای وجودم را فرا گرفت. او انسانی باشکوه بود، مرا به یاد مادربزرگ مادری ام آهلیا که مرا در شیلی بزرگ کرد و عشق بی قید و شرطش را به من هدیه داد می انداخت. البته برای پی بردن به خاص بودن مورنانیازی نبود زیاد در کنارش باشید. او جاری بود، طبیعت در اطرافش تغییر می کرد. همیشه هر جایی که نیاز به کمک بود داوطلب میشد. طوری به شما نگاه می کرد که گویی چیزی فراتر از بدن فیزیکیتان را می بیند. او به معنای واقعی کلمه شفادهنده بود. مورنا در سال ۱۹۸۴برای زندگی به ایالت نامتمرکز ما، لا جولا فارمز رود، منطقه ای انحصاری در لا جولای (ایالت سن دیگو) کالیفرنیا آمد. در آن ملک چهار خانه ی مجزا وجود داشت و یکی از آنها کلبه ی بامزه ی کوچکی بود که مورنا در آن سه ماه زندگی کرد. پس از گذشت چند هفته از اقامت او در آنجا هر کسی از کنار ملک مان عبور می کرد می پرسید که آیا باغبان جدیدی استخدام کرده ایم یا در چشم انداز ملک تغییری ایجاد کرده ایم. همه چیز بی نهایت سرزنده و مملو از زندگی بود. طبیعت در اطراف او تغییر می کرد و سر تعظیم فرود می آورد. این تجربهی ماورائی من در اوایل دهه ی سوم زندگی ام بود، زمانی که تازه داشتم چیزهایی در مورد اصول کلی معنوی، که از ازل بر زمین حاکم بوده فرا می گرفتم. گاهی وقتی از تورهای گردشگری «پول و شما» برمی گشتم او به وجودم شفای به خصوص و پیشرفته ای از هواوپونوپونو می داد تا انرژی ام پاکسازی شود. پس از این پاکسازی احساس می کردم استحمام کرده ام. واقعا الهی بود. مورنا مدام مرا تشویق می کرد که با اجرای این روش و تکرار کلمه ی هواوپونوپونو انرژی ام را پاک نگه دارم. قطعا مورنا خاص بود. او از تیره ای از کاهوناها است و تصمیم گرفته برای کمک به رهایی افراد از تروماها و وقایع غمگین گذشته که در ناخودآگاه شان ثبت شده و هر لحظه از زندگی شان را تحت الشعاع قرار می دهد، روش تاثیرگذار هواوپونوپونو را که از آموزه های باستانی روش هونای مردمان هاوایی گرفته شده به روز کند. تصمیم مورنا برای فاش کردن رازی که هاواییاییها تا چندین نسل آن را به صورت رازی خاموش نگه داشته بودند از محبوبیت او در برخی جوامع کاست و برخی گروه ها او را طرد کردند. مورنا عاشق انسانها بود، سعی داشت به همه کمک کند تا از شر رفتارهای ناخودآگاهشان خلاص شوند و لایه های زیرین ضمیر ناخوداگاهشان را پاک کنند. او شجاع بود و به هدفش کاملا آگاهی داشت.

غایت او این بود که به مردم بیاموزد چطور از محدودیت های خود رهایی پابند، چطور غل و زنجیرهای آکا را که طی سالیان سال به وجود آمده از هم بگسلند و با خانواده ی درون خود هم آواز شوند. أما كوا: آآ به معنای استحمام یا شنا کردن، و ماکوا به معنای پدر. مجموعا به معنای غسل داده شدن توسط روح مقدس، و در درون خود اوست.

يوهان: مادر (ذهن خود آگاه) یونی هیپیلی: فرزند (ذهن ناخودآگاه) دریافتم که صرف ادای واژهی هواوپونوپونو فضا پاکسازی شده و وجودم بلافاصله پاک میشود. اما اجازه بدهید برایتان بگویم که اولین بار چطور مورنا را ملاقات کردم دوست عزیزم که در هیلو واقع در بیگ آیلند بزرگ شده اولین بار مرا با مورنا و کلاس هواوپونوپونو که او حدودا در سال ۱۹۸۳با دکتر استن هالیاکالا انسان باشکوه دیگری که اکنون با نام دکتر هولن شناخته می شود) در لس آنجلس برگزار می کرد، آشنا کرد. به گمانم این اتفاق در ماه نوامبر رخ داد؛ ماه مورد علاقه ی من! نه به خاطر تولدم بلکه به این دلیل که این ماه در سرتاسر جهان، ماه زیبایی است. در این ماه زیبا مردم در نیمکرهای شمالی، پاییز را زندگی می کنند و در نیمکره ی جنوبی، بهار را جشن می گیرند. اوقات بسیار خاصی بود، آخر هفته ای فراموش نشدنی...

در آن کلاس، افراد فوق العاده از اقشار مختلف حضور داشتند. افرادی از هالیوود مانند لسلی آن وارن بازیگر که در برنامه تلویزیونی ویل و گریس در نقش عاشق پدر ویل ظاهر شد. او واقعا دوست داشتنی است. گروه جالبی بود و قطعا ما در طول این سه روز پاکسازی و گسستن زنجیرهای آکا که در نتیجه ی بستگی هایمان با افراد، مکان ها و اشیاء به وجود آمده با هم پیوند عمیقی برقرار کردیم. این گسستن، نیازمند تهیه ی فهرستهایی بود. فهرستهایی از نام افراد که شامل تک تک اشخاصی می شد که با آنها به نوعی ارتباط برقرار کرده بودیم و روی ما می تاثیر گذاشته بودند و به یادشان می آوردیم؛ مکان هایی که در آنجا زندگی کرده بودیم، وسایل نقلیه ای که با آنها سفر کرده بودیم، موقعیت هایی که در آنها لطمه خورده بودیم و همچنین افرادی که به آنها لطمه زده بودیم، و هر تجربه ی تحقیر آمیزی که یادمان می آمد. از ما خواستند تمام احساس شرم، سرزنش و حس گناهی را که در ناخودآگاهمان به این سو و آن سو می کشاندیم روی کاغذ بیاوریم. فضایی که به وجود آمده بود در برخی لحظات به آدم حس عدم راحتی میداد، اما تجربه ی جالبی بود، به خصوص نوشتن نام کسانی که با آنها رابطه ی صمیمی داشتیم. آنجا بود که به عظمت و اهمیت مراقبت از انرژی هایمان پی بردم؛ برقرار کردن رابطه ی نزدیک با یک فرد، بهترین راه برای جذب نه تنها انرژی خود او، بلکه انرژی تمام افرادی است که تا آن زمان با او صمیمی بوده اند. مورنا و استن، معلمان فوق العاده ای بودند. آنها با بازگویی داستان ها و ماجراهای فوق العاده از افرادی که سالیان سال به آنها کمک کرده بودند، ما را آموزش می دادند، چیزهای زیادی برای تعریف کردن هست اما یکی از موارد جالب این بود که مورنا از بازیگر تام سلکا ستاره ی برنامه ی تلویزیونی «مگنوم پی آی» که در هاوایی تهیه شده، خوشش می آمد. مورنا دائما او را پاکسازی می کرد. من اولین بار یک سال قبل تام را در هاوایی ملاقات کرده بودم و تمام مدت با خودم می گفتم تام خیلی خوش شانس است که کسی مثل مورنا دارد مدام پاکسازی اش می کند. وقتی تام برای مدت چند سال از کانون توجه مردم فاصله گرفت تا در کنار همسر جدید و فرزندش زندگی آرامی را تجربه کند مدام با خودم فکر می کردم که نکند مناجات هواوپونوپونو در او اثر نکرده! حالا خیلی خوب است که می بینیم او دوباره با بازی در سریال تلویزیونی «خونهای آبی ۳» به میدان برگشته. مورنا این نکته را با ما در میان گذاشت که بازیگرها، افراد معروف، ستاره های ورزش و سیاستمداران که همیشه در مرکز توجه مردم قرار دارند از لحاظ سطح انرژی به طرز خاصی در خطرند چرا که مردم، انرژی هایشان را به سوی آنها روانه می کنند. این افراد ممکن است در نتیجه ی توجه عموم، انعکاس های جنسی، انعکاس های مثبت و منفی و افكار طرفداران شان، میلیون ها زنجیر آکا داشته باشند که نیروی حیات شان، قدرت شخصی شان و وضوح شان را از بین ببرد.. أه تعجب آور بود. با خودم گفتم نکند به همین خاطر است که افرادی مثل مرلین مونرو که سمبل جذابیت هستند، زندگی سختی دارند و شروع کردم به متفاوت دیدن مسائل، و بعد از آن آخر هفته، زندگی ام تغییر کرد؛ گویی استحمامی کرده بودم که مرا برای تمام عمرم شست وشو داده و تطهیر کرده بود... انرژی ام برای همیشه پاکسازی شده بود و حس می کردم دیگر مسئولیت من است که آن را پاک و مطهر نگه دارم. من همیشه نسخهی خلاصه شده ی هواوپونوپونو را به همراه دارم. این یادداشت از دهه ی هشتاد تا به امروز پشت تقویم رومیزی ام قرار گرفته. کپی های متعددی از آن گرفته ام و در کامپیوتر، آیپد و آیفونم ذخیره کرده ام. ما آموخته ایم که کتاب هواوپونوپونویمان را همیشه در ماشین باز نگه داریم تا در ناخودآگاه ماشین نفوذ کند و خود را پاک نگه دارد. من نمی توانم حتی یک لحظه فکر کنم که این کار بی اثر بوده، چون بعد از یک تصادف جزئی در سال ۱۹۷۶ (قبل از آشنایی ام با هواوپونوپونو) تاکنون تصادف نکرده ام. من در سفرهایم به جاهای مختلف دنیا، روش هواوپونوپونو را به کار گرفته ام به جز بالی (در اندونزی). آنجا هم اجرای آن را آغاز کردم و احساس عجیبی به من گفت نه. بعدها متوجه شدم که این راهنمایی کاملا درست و بجا بوده است. بالی سنن خاص خودش را دارد، انرژی خاص خودش را دارد. بهتر است به راهنمایی های درون مان گوش بدهیم.. آخرین باری که با مورنا صحبت کردم اواسط سال ۱۹۸۹بود. من و شریک شغلی آن روزهایم، رابرت تی کیوساکی (نویسندهی سری پدر پولدار، پدر بی پول) به بیگ آیلند در هاوایی برگشته بودیم تا برای کارآفرینان موفق در منطقه ای که آن زمان به گنا سرف ریزورت" شهرت داشت (از آن زمان نام این منطقه بارها تغییر کرده در ملکی باشکوه کنار خلیج کیاهو یک دانشکدهی کسب و کار تاسیس کنیم. من با مورنا تماس گرفتم و از آنجا که می دانستم بیگ آیلند را دوست دارد از او خواستم با پرواز به آنجا بیاید و سمینار هواوپونوپونو برگزار کنند. او گفت: «عزیزم، من خیلی خسته ام... حالم به خوبی قبل نیست... خودتان این کار را بکنید.» . بهت زده شدم. این کاهونای بزرگ از من می خواست که روش هواوپونوپونو را به طور جمعی در برابر گروهی از کارآفرینان موفق اجرا کنم. مردد بودم و به خاطر اجرای چنین عبادتی به شدت احساس مسئولیت می کردم. مورنا به من اطمینان داد که کل منطقه (خلیج، تفرجگاه و بیگ آیلند) برای دریافت این مناجات آماده است و جای هیچ نگرانی نیست و اطمینان داد که کار، عالی پیش خواهد رفت.| من هم با آرامش و آمادگی، کارم را عالی انجام دادم. مگر می شود با هواوپونوپونو کاری را انجام داد و آن کار، عالی نشود؟! من از آن زمان تمام تمرینات هواوپونوپونو را چه در کلاس هایمان و چه در جاهای دیگر اجرا می کنم. سرمان شلوغ شده و بسیار موفق بوده ایم. دیگر گفت و گوی حضوری با مورتا نداشتم، چند سال بعد متوجه شدم که او اوایل سال ۱۹۹۲از دنیا رفته. با وجود اینکه اندوهگین بودم که دیگر نمی توانم تلفن را بردارم و با او صحبت کنم، شفابخشی های بی نظیرش را دریافت کنم و یا شاگردی اش را بکنم، اما هنوز می توانستم مثل همیشه وجودش را احساس کنم.

او همیشه در زندگی ام نماد قدرتی باشکوه بوده و هست. خوب میدانم که آموزه های او و دکتر ایهالیا کالا و مناجات ها تاثیر فوق العاده مثبتی بر زندگی و کارم داشته اند.

بخشی از مناجات آرامش من:

بر تو باد آرامش، تمام آرامش من آرامشی که من است، آرامشی که من هستم

آرامشی برای همیشه، حالا و تا ابد و حتی فراتر از آن

آرامش من که به شما می بخشم

آرامش من که برایتان به میراث می گذارم

نه آرامش جهان بلکه فقط آرامش من

آرامش من

مورنا به ما یاد داد که وقتی سوار اتومبیل، هواپیما، قطار یا هر وسیلهی نقلیه ی دیگری می شویم در ذهن مان آن را احاطه شده با سیصدمیلیون عبارت «آرامش من» ببینیم. من خصوصا وقتی سوار هواپیما هستم این را در ذهنم مجسم می کنم و بعد در خوابی آرام غوطه ور میشوم.... میدانم که مورد حمایت و هدایت هستم. می توانم داستان های فراوانی از هواوپونوپونو برایتان بگویم، بسیار بیشتر از آنچه در این کتاب می گنجد، اما تمام داستانهایم بر این امر صحه خواهند گذاشت که مناجات هواوپونوپونو در طی سی سال گذشته نیروی هدایتگر و محافظ من بوده است. کلمه ی هواوپونوپونو دائما بر لبانم جاری است. از آن در شادی و غم استفاده می کنم.

می دانم که هم راستا بودن خانواده ی درونی ام برای آرامش ذهنم ضروری است؛ وضوح ذهنی ای که برای اداره ی یک سازمان موفق جهانی بدان نیاز دارم، برای جلب نظر شرکای فوق العاده ی کاری که از چند دهه پیش با آنها همکاری دارم، برای جذب افراد حیرت انگیزی که در دوره هایمان تدریس می کنند، برای جذب شرکت کنندگانی که در دوره ها حضور به هم می رسانند، برای شبکه ی فوق العاده ی جهانی ای که دارم و برای عشق ورزیدن به عزیزانم و گره خوردن با آنها موفقیت و ثروت من قطعا حاصل تلاش بی شائبه است، و همچنین استفاده از اصول کسب و کار و هشیاری ای که آموزش میدهم، شکی نیست بادی که زیر بالهایم می وزد و مرا به پیش می راند هواوپونوپونو است و بس.

 برای شما هم همین آرزو را دارم.

نقل قولی از پایان مناجات:

امیدوارم بتوانم کسانی را که با هواوپونوپونو عجین شده اند، دائما متبرک کنم.

ما آزادیم و کار، انجام شده! اکنون در آغوش خالق الهی جای گرفته ایم.

با تقدیم عشق و آرامش

دیم دی سی کوردوا

مدیر اجرائی - دانشکده ی موفقیت کسب و کار برای کارآفرینان

دوره ی پول و شما

*** خريد کتاب حضور در وضعیت صفر ***

پرسش و پاسخ در باب محدودیت صفر

از آنجا که عده ی زیادی دربارهی هواوپونوپونو سئوال پرسیده اند اضافه کردن این سئوالات در اینجا خالی از لطف نیست. همان طور که دکتر هولن اشاره می کند ذهن یک بدن بی نهایت مشغول است. دائم همان سئوال ها را می پرسد و انتظار نتيجهی متفاوت دارد. با توجه به این مسئله بدون هیچ ایهام یا کج گویی در اینجا چند سئوال شایع دیگر را به همراه جوابم به آنها آورده ام سئوال: متوجه شده ام که ترتیب کلمات در معنا تفاوت ایجاد می کند همیشه شنیده ام که ترتیب مهم است و حالا دارم می شنوم که مهم نیست. می ترسم روش را اشتباه اجرا کنم و درک نادرست من از این روش روی نتیجه ی آن تاثیر منفی بگذارد. آیا ترتیب مهم است؟ جواب: ترتیب گفتن این جملات مهم نیست. هدف، گفتن آنهاست. طبق الهامی که به تو می شود عمل کن و آنها را به هر ترتیبی که به نظرت بهتر است بگو، بگذار حس هایت راهنمایی ات کنند. دکتر هولن در آخرین رویداد محدودیت صفر این چهار جمله را در دو جمله ی «دوستت دارم و سپاسگزارم» خلاصه کرد. گیر کردن در جملات یا هر چیز مربوط به آنها را هم باید پاک کرد. این جملات ابزارهای ساده ای هستند که برای پاکسازی و کمک به شما در رسیدن به صفر مورد استفاده قرار می گیرند همین ترس از غلط انجام دادن پاکسازی را هم باید پاک کرده سئوال: وقتی دارم پاک می کنم جملات را خطاب به چه کسی بگویم خودم یا شخصی که می خواهم پاکسازی اش کنم؟ گیج شدم!

جواب: هیچ وقت آن را خطاب به شخص خاصی نمی گویید، شما در واقع دارید آن بخش از وجودتان که دنیای بیرون را به صورت یک مشکل تجربه می کنند را پاک می کنید. اصلا بحث شخص یا چیز دیگری مطرح نیست. جهان بیرون تلنگری است که باعث می شود تصمیم بگیرید تغییر ایجاد کنید. دوباره می گویم مجبور نیستید بیرون را عوض کنید بلکه باید درون را تغییر بدهید و بدین منظور از جملات پاکسازی کننده استفاده می کنید. شما فقط و فقط روح الهی را خطاب قرار میدهید، نه هیچ کس دیگر را.

سئوال: وقتی مشکلی دارم و پاکسازی می کنم آیا در حین پاکسازی روی مشکلم متمرکز شوم یا روی فرد مورد نظر؟ اگر پسرم مشکلی دارد و می خواهم برای او پاکسازی کنم اگر به من اجازهی پاکسازی نداده باشد در واقع به حریم شخصی او تجاوز کرده ام؟ جواب: این سئوال مشابه سئوال قبلی است. اینجا هم شما روی شخص دیگری تمرکز نمی کنید بلکه تمرکزتان بر روی خودتان است. مشکل، آن بیرون نیست، بلکه در همین درون است. پس در حالی که دارید مشکل را تجربه می کنید روی آن متمرکز شوید. مشکل، همیشه در درون تجربه می شود. دکتر هولن اغلب می پرسد: «آیا دقت کرده اید که هر جا مشکلی هست همیشه شما هم آنجایید؟» مشکل در درون خود شماست. انجاست که باید متمرکز شوید و پاکسازی تان را به آن سو هدایت کنید. شما از روح الهی می خواهید انرژی ای را که در زمان نگاه کردن به بیرون و دیدن مشکل، در درون تان حس می کنید پاک کند.

سوال: آیا باید همیشه تا آخر عمرم پاکسازی کنم؟ این کار بیش از اندازه طولانی و خسته کننده به نظر می رسد. آیا راه دیگری هم هست؟

جواب: آن قدر داده شامل برنامه ها، باورها و افکار منفی در دنیا وجود دار که این چالش ها مادام العمر خواهد بود. بله باید پاک کنید و پاک کنید. اما واقعا گفتن دوستت دارم و متشکرم در درون تان چقدر سخت است؟ به علاوه دکتر هولن در آخرین رویداد محدودیت صفر ۳میانبری هم به ما نشان داد. از آنجا که کودک درون، تمام داده ها را در ناخودآگاه تان نگه می دارد می توانید به او یاد بدهید که چطور آنها را پاک کند تا وقتی ذهن خودآگاه تان فراموش می کند پاکسازی کند یا نیاز به فراغت دارد، کودک درون بیست و چهار ساعت شبانه روز و هر هفت روز هفته پاک کند و پاک کند (به پیوست چ مراجعه کنید).

سئوال: اگر تمام آنچه نیاز داریم همین چهار جمله است، پس این همه محصول هواوپونوپونو که مردم می فروشند و با آن سود می کنند چیست؟ اگر از من بپرسید می گویم تاکید بیش از اندازه روی معنویت یک نقطه ضعف است و باعث می شود ارزش هواوپونوپونو هم زیر سئوال برود. امکانش هست این سئوال مرا پاسخ بدهید؟

جواب: اینکه فکر کنیم افراد بیش از اندازه به معنویت بها می دهند بد است. پول بد نیست بلکه یک مفهوم خنثی است، حتی معنوی هم هست. اگر همه چیز از جانب روح الهی است چرا پول باید استثنا باشد؟ محصولات، آن بیرون هستند تا به شما کمک کنند. اگر آنها را نمی خواهید نخریدشان. چرا در حالی که دیگران دارند محصولاتی خلق می کنند که به شما کمک کند احساس بهتری پیدا کنید و پاک تر و شادتر شوید بر مسند قضاوت می نشینید و انگشت اتهام به سوی آنها دراز می کنید؟ در هر حال آنها دارند به شما خدمت می رسانند. قضاوت کردن یا بد و غیرمعنوی خواندن این محصولات، خود یک باور محدود کننده است که باید پاک شود و به نظرم بیشتر نوعی خود را همه چی تمام دانستن است. به هرحال حتی دکتر هولن هم تقریبا مثل تمام اساتید هواوپونوپونو محصولاتی دارد که به فروش می گذارد. پس پاک خواهم کرد.

سئوال: چطور به دیگران یاد می دهیم که پاک کنند؟

جواب: شما به کسی باد نمیدهید. هیچ نیازی نیست دیگری در مورد پاکسازی چیزی فرا بگیرد. فقط خودت بدان نیاز داری. دکتر هولن بیست و پنج سال اخیر را صرف پاکسازی خودش کرده است. او صراحتا می گوید که تنها دلیلش برای زندگی، پاکسازی است. مهم نیست که دیگری هم این کار را می کند یا نه. مهم این است که شما آن را انجام بدهید. یکی از چیزهایی که در رویدادها می شنوم این است که افراد مشکلات دیگران را می شنوند و بعد به آنها توصیه می کنند که باید آن را پاک کنی. این کار اشتباه است. هر جا که شنیدید مشکلی هست مسئولیت پاک کردنش با خود شماست. فقط بلافاصله شروع به پاکسازی کنید. در واقع هرگز نباید از دیگری بخواهید که آن را پاک کند. مسئولیت پاک کردن هر چیزی که می شنوید یا تجربه می کنید با شخص شماست.

سئوال: من در یکی از رویدادهای هواوپونوپونو شرکت کرده ام اما هنوز آن را نمی فهمم. هدف هواوپونوپونو چیست؟

جواب: اساسا هدف هواوپونوپونو بازگشت به سوی روح الهی است. من در برنامه ی رادیویی ام دورهی بیداری گفته ام بیداری چهار مرحله دارد. اکثر مردم هرگز از مرحله ی اول، یعنی قربانی بودن فراتر نمی روند. افراد زیادی به لطف فیلم هایی مانند راز و پرگارا موفق شده اند به مرحله ی دوم قدرت بخشی راه پیدا کنند و به لطف کتاب محدودیت صفر عده ی زیادی از سطح سوم تسلیم آگاه شده اند. اما سطح چهارمی هم وجود دارد. دراین مرحله است که فرد به روح الهي آگاهی پیدا می کند و اینجاست که : روح الهی آگاهانه از طریق فرد نفس می کشد. محدودیت صفر راهی است برای پاکسازی تمام دادهها و دغدغه های ذهنی ای که میان شما و روح الهی حائل شده اند. مقصود از اینها چیست؟ هدف، پاک شدن ذهن تان از هر باری است تا روح الهی بتواند در درونتان با عشق و آگاهی زندگی کند.

برای رسیدن به این مرحله، راه درازی در پیش داریم، پس بیایید به پاک کردن ادامه بدهیم!

سئوال: تفاوت بین سمینارهای محدودیت صفر با دوره های مبتدی و پیشرفته ی هواوپونوپونو چیست؟ آیا قبل از هر کلاس باید در این دوره ها شرکت کنم؟ اگر این اطلاعات محرمانه اند پس چطور شما می توانید بعضی از این اسرار را در محدودیت صفر فاش کنید یا ویدئوهای رویدادهای محدودیت صفر را بیرون بدهید؟

جواب: تفاوت اصلی بین یک رویداد محدودیت صفر و رویدادهای ابتدایی : هواوپونوپونو این است: در محدودیت صفر من کمک مربی هستم، دوم اینکه شما باید قبل از شرکت در دوره های پیشرفته ی هواوپونوپونو، دوره های مبتدی آن را گذرانده و روش هایی را که در آن آموخته اید حداقل به مدت دو سال تمرین کرده باشید. سوم، من اجازه داشتم برخی از این اطلاعات را فاش کنم چون دکتر هولن اجازه ی آن را به من داده - است. به هر حال او یکی از نویسندگان کتاب محدودیت صفر و استاد اصلی : هواوپونوپونو است. وقتی او بگوید که اجازه دارم کتابی بنویسم یا فایل های صوتی با دی وی دی های رویدادها را بیرون بدهم قطعا دیگر مجاز به این کار هستم.

سئوال: آیا «متاسفم» نوعی معذرت خواهی با ابراز ناراحتی است؟ اگر در دنیا همه چیز بی عیب و نقص است دیگر باید به خاطر چه متاسف باشم؟ دوست ندارم مجبور باشم بگویم «متاسفم». جواب: شما نیاز دارید که بابت عدم آگاهی از برنامه هایتان بگویید متاسفم» و «لطفا مرا ببخش». این هیچ ارتباطی باندامت، احساس گناه، شرمندگی یا حس مورد سرزنش قرار گرفتن ندارد. بلکه فقط نشان دهنده ی این است که متوجه شده اید که در خواب بوده اید. وقتی در فروشگاه به کسی برخورد می کنید می گویید متاسفم. چرا؟ چون اشتباهی مرتکب شده اید، هشیار نبودید و از روی عدم آگاهی کاری کرده اید. وقتی روح الهی را خطاب قرار میدهید و آن جملات را می گویید در واقع به روح الهی اجازه می دهید بفهمد که کارتان از روی آگاهی نبوده است. بخشش یکی از مهم ترین ابزارهای دگرگونی است که در اختیار دارید. اگر تمایل ندارید از روح الهی به خاطر ناآگاهی تان طلب بخشش کنید به احتمال زیاد مانع ظهور او در سایر جنبه های زندگی تان نیز خواهید شد. یکبار از دکتر هولن پرسیدم وقتی افراد از گفتن «متاسفم» ابراز نارضایتی می کنند به آنها چه بگویم؟ گفت بگو مجبور نیستند آن را بگویند...

*** خريد کتاب حضور در وضعیت صفر ***

 
جزئیات فنی
عنوان کتاب حضور در وضعیت صفر
موضوع اصلی کتاب روانشناسی و موفقیت
نویسنده جو ویتالی
ناشر کتیبه پارسی
مترجم مژگان جمالی
تعداد صفحات 354
وزن 375
زبان کتاب فارسی
شابک 9786009970025
سال چاپ 1397
نوبت چاپ اول
قطع رقعی
جلد کتاب شومیز

نوشتن دیدگاه

کتاب حضور در وضعیت صفر

«کتاب حضور در وضعیت صفر» نوشته «دکتر جو ویتالی» با ترجمه «مژگان جمالی» و توسط «نشر کتیبه پارسی»  منتشر شده است این کتاب دقیقا ادامه دهنده مکمل راه کتاب محدودیت صفر است. حضور در وضعیت صفر داستان ها جدیدی را بازگو می کند، فرآیندهای جدیدی را شرح می دهد و شفا دهنده های جدیدی را معرفی می کند؛ در واقع، راز نهایی محدودیت صفر را ارائه می دهد. 

این کتاب به افرادی که بیش از اندازه کار می کنند و از استرس رنج می برند کمک می کند تا با روشی ساده بر موانع فائق بیایند و به اهدافشان نائل شوند. این کتاب نخستین کتابی بود که به آشکار کردن روش پر رمز و راز هاواییایی ها به هواوپونوپونو پرداخت؛ روش اسرارآمیزی که می توانست به افراد کمک کند سلامتی، ثروت، شادی و فراتر از اینها را تجربه کنند. 

کتاب حضور در وضعیت صفر داستان جذاب شفا یافتن یک بخش پر از مجرمان روانی یک آسایشگاه را توسط درمانگری نامعلوم بازگو می کند و تاکنون توانسته به ده ها هزار خواننده در سرتاسر جهان قدرتی ارزانی دارد که  به هر آنچه تاکنون آرزو داشته اند دست یابند.   

شما را به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب حضور در وضعیت صفر اثر جو ویتالی دعوت می کنیم.

نوشتن دیدگاه

30 محصول مشابه یافت شد

29,700 تومان 33,000 تومان

18,000 تومان 20,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

25,650 تومان 28,500 تومان

12,600 تومان 14,000 تومان

34,200 تومان 38,000 تومان

33,300 تومان 37,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

11,700 تومان 13,000 تومان

12,600 تومان 14,000 تومان

منو