10% تخفیف

کتاب روانشناسی اعتراض (وقتی نه می گویم احساس گناه می کنم)

گسترش-لیوسا

جدید

کتاب «روانشناسی اعتراض» نوشته «مانوئل اسمیت» کتابی است که به شما راهکارهای «نه گفتن»، مظلوم واقع نشدن و ظالم نبودن را آموزش می دهد. این کتاب به همت «مهدی قراچه داغی» ترجمه و توسط نشر «لیوسا» به چاپ رسیده است.

با ما در بوکالا با معرفی و مطالعه قسمتی از کتاب روانشناسی اعتراض همراه باشید. 

جزییات بیشتر

پیشنهاد شگفت انگیز:

26,100 تومان

29,000 تومان

 
بررسی تخصصی

معرفی کتاب روانشناسی اعتراض

در شروع خواندن کتاب روانشناسی اعتراض می توان از خود پرسید:

آیا این کتاب ارزش خواندن دارد؟ آیا موضوع آن به درد می خورد؟ آیا می توانم حق خود را طلب کنم، زور نشنوم و نگذارم دیگران نظریات و خواسته هایشان را به من تحمیل کنند؟ روان شناسی قاطعیت و اعتراض یعنی چه؟ آيا ساده و آسان است؟ به فرض فهمیدن، آیا می توان به آن عمل کرد؟ مهارت های کلامی یعنی چه؟ آیا کلک ها و سیاست های حقه بازی است؟ از قاطعیت سابقه ی خوشی ندارم. آیا مشکلاتم بیشتر نمی شود؟ خانواده ام، همکارانم، همکلاس هایم و به طور کلی جامعه از قاطعیت خوششان نمی آید؛ اگر قاطع باشم آیا طردم نمی کنند؟ آیا با من دشمن نمی شوند؟ آیا این کتاب متعلق به فرهنگی متفاوت با شرایط محیطی، تربیتی و فرهنگی ما نیست؟ چگونه می توان آن را عملی کرد؟ من هم دلم می خواهد قاطعیت داشته باشم و آن را به نزدیکانم منتقل کنم، اما چگونه؟

در این کتاب تمام این پرسش ها و پرسش های دیگر درباره ی قاطعیت، و راه حل های آن و آگاهی لازم و راهکارهای تجربی و عملی نیز ارائه شده است، به طور خلاصه، این کتاب حاوی مبارزه ی عملی با سلطه جویی دیگران است، سلطه جویی پدر، مادر، فرزند، همسر، معلم، شاگرد، پزشک، بیمار، رئیس، مرئوس، مدیر، خریدار، فروشنده و سایر افرادی که در تماس سلطه جویانه با شما هستند و از همه مهم تر، مبارزه با سلطه جویی خود شما!

سلطه جو کیست؟ بنا به پژوهش روان شناسان، به خصوص اورت شوستروم، سلطه جو کسی است که انسان ها را شیء می بیند و مُصِر است آنان را به شیء تبدیل کند. همچنین می دانیم که انسان تبدیل شده به شیء می تواند عامل فسادها، بی عدالتی ها و اختلافاتی باشد. درواقع کمتر عاملی در زندگی انسان به اندازه ی ظلم و سلطه جویی آفت سلامت، حقیقت، عدالت و سد راه رشد و تکامل و اتحاد انسان است.

اما قبل از مطالعه ی کتاب بنا بر تجربیاتی که در تدریس و مشاوره در باب مطالب آن داشته ام، طرح این پرسش را ضروری می بینم. برخورد درست با مطالب این کتاب کدام است؟ چگونه می توان از برداشت و برخورد نادرست با آن اجتناب ورزید؟ چگونه می توان آن را درست به کار گرفت؟

اول اینکه صحت و درستی موضوعات این کتاب نسبی است و باید از مطلق کردن راهکارهای آن خودداری کرد و آنها را به طور جمعی به کار برد. راهکار تأیید منفی، صفحه ی خط افتاده، خودافشایی، سراب دریایی و پیشنهاد توافق، همه نسبی هستند و استفاده ی درست از آنها به دو عامل مهم بستگی دارد. اول اینکه در جای درست به کار گرفته شوند و دیگر اینکه نحوه ی کاربرد آنها به گونه ای باشد که ما را به هدفی که از استفاده از روش داشتیم برساند و در روابطمان احساسی نسبتا خوب ایجاد کند. اگر دیدیم که در استفاده از راهکارها موفق نیستیم، باید از خود بپرسیم:

*** خريد کتاب روانشناسی اعتراض ***

  1. آیا راهکارها را به خوبی فهمیده ام؟
  2. آیا آنها را به جا و به موقع به کار می برم؟ 
  3. آیا به نسبیت آنها توجه دارم؟ 
  4. آیا به هدف یا اهداف رابطه توجه دارم؟ 
  5. آیا شتاب نمی کنم؟ 
  6. آيا دنبال معجزه هستم؟ 
  7. آیا برخوردم با هر راهکار براساس اطلاعات درست از شرایط است؟ 
  8. آیا به محدودیت های هر راهکار توجه دارم؟ 
  9. آیا به اندازه ی کافی برای عملی کردن راهکارها تمرین کرده ام؟ 
  10. آیا حاضرم برای دستیابی به نتیجه، چیزهایی را از دست بدهم؟

باید توجه داشته باشیم که قاطعیت و اعتراض جنبه ی هنری دارند و به همین منظور تمرین و ممارست لازم است تا این قابلیت ارزنده در انسان عادت کرده و شرطی شده، از قوه به فعل درآید. نویسنده ی کتاب روانشناسی اعتراض همچنان که خواهید خواند، برای این مشکل دوره های تدریس و مشاوره داشته است و شاگردان در کلاس های قاطعیت و اعتراض او ثبت نام می کردند و با تمرین مکرر، نظیر یادگیری هر هنری مانند موسیقی و نقاشی و غیره، مهارت به دست می آوردند جنبه ی دیگر هنری آن این است که چگونه قاطع باشیم و اعتراض کنیم تا مشکلی را حل کنیم و مشکلی نیفزاییم، و این قابلیتی است که به انرژی، وقت، اندیشه، تدبیر و حوصله نیاز دارد زیرا هنری است بسیار ضروری در زندگی ما.

نتیجه اینکه با دوباره سنجی و بازنگری برخورد خود می توانیم به پیشرفت در قاطعیت و اعتراض به جا نائل آییم، راهکارهای این کتاب خود می توانند در حکم مشوقی برای کشف راهکارهای دیگر باشد تا به قاطعیت و اعتراض خلاقانه برسیم، تکرار می کنم. راهکارها را باید با رعایت عقل سلیم به کار برد و ویژگی های هر رابطه را مورد توجه قرار داد و از روش های مربوط به آن استفاده کرد، باید همواره در حال بازنگری و دوباره سنجی برای بهبود برخورد باشیم و در صورت عدم موفقیت به پژوهش بپردازیم.

نکته ی دیگری که در روش عملی کردن راهکارها بسیار مؤثر است و ما در ایران هم از آن به نتیجه ی مطلوب رسیده ایم، استفاده از شیوه ی تخیل درمانی است. به این صورت که با یادآوری مواردی که در آن تحت سلطه قرار گرفته اند، مواردی که هم اکنون درگیر آن هستید با مواردی که احتمال وقوع آنها در آینده وجود دارد، راهکارهای قاطعیت را با استفاده از روش تخیل و نقش گزاری، در ذهن خود در مقابل سلطه جویی ها اجرا کنید، پس از مدتی تکرار خواهید دید که ناخودآگاه راهکارها را به کار می برید. روش استفاده از قوه ی تخیل به طور مفصل در کتاب «روان شناسی تصویر ذهنی» اثر دکتر مكسول مالتز شرح داده شده است.

از معجزات قوه ی تخیل انسان این است که با تکرار ممتد، تخيل از نظر به عمل نزدیک می شود (پاولوف) و گذشته از تکرار عملی، تکرار ذهنی تخيل موجب تقویت عملی آن خواهد شد حال لازم است ببینیم برخوردهای جامعه شناسانه و فرهنگی با موضوع قاطعیت و اعتراض چگونه می تواند باشد. به طور کلی فقر فرهنگی، اعتقادی و اقتصادی سبب رفتار نادرست انسان با انسان می شود و مهم ترین برخوردهای نادرست انسان با انسان برخورد ظالمانه و مظلومانه و سلطه جویانه و تحت سلطه است. گذشته از وظایف ما در ارتباط با اقتصاد عادلانه، از وظایف فرهنگی ماست که با فرهنگ ظلم و سلطه مبارزه کنیم و فرهنگ ضد ظلم و ضد سلطه را پرورش دهیم. در اینجا لازم است که با بازنگری و دوباره سنجی اعتراض و قاطعیت، به حقوق قاطعیت و اعتراض دیگران بپردازیم و این کار مستلزم گذشت اجتماعی و اخلاقی است.

من در مقام پدر یا هر عضو اجتماعی و خانوادگی لازم است به حق اعتراض و قاطعیت و تصمیم گیری نزدیکان و اطرافیانم احترام بگذارم و على رغم از دست دادن هرگونه منافعی، به جانبداری از فرهنگ قاطعیت و اعتراض بپردازم، چرا که فقدان اعتراض و قاطعیت و وجود سلطه جویی و ظلم یکی از عوامل بسیار مهم بزهکاری ها، فحشا، انحرافات، تبعیض ها، ناراحتی ها و بیماری های روانی، خودکشی، آدم کشی و عقب ماندگی های ذهنی است. چه بسا طلاق ها، جدایی ها و از هم پاشیدگی خانواده ها به دلیل فقدان قاطعیت از روز اول زناشویی باشد.

در گفتگوی شماره ی ۳۰ همین کتاب، نمونه ای از فرهنگ قاطعیت و حرمت به حقوق و تصمیم گیری را از طرف نویسنده ی کتاب نسبت به پل می بینیم، دکتر اسمیت به او می گوید: «به هیچ کس اجازه نده به جایت تصمیم بگیرد حتی اگر من باشم.»

شاید بهتر از هر جهیزیه و هدیه ای برای فرزندان به هنگام ازدواج، تربیت درست، قاطعیت و اعتراض و مبارزه با سلطه جویی و ظلم است تا آنها هم به نوبه ی خود بتوانند فرزندانی عادل و غیر سلطه جو پرورش دهند.

لازم است در مورد اعتراض کننده، اعتراض و اعتراض شونده کار فرهنگی انجام گیرد. نکته ی مهم دیگر جانب اعتراض و قاطعیت است. اعتراض و قاطعیت برای چه؟ و در مورد چه کسانی؟

اعتراض و قاطعیت در خدمت شر است یا خیر؟ در سلامت است یا بیمار؟ حق است یا باطل؟ زشت است یا زیبا؟ حقیقت است یا توهم؟ ظلم است یا عدالت؟

بالا رفتن فرهنگ اعتراض و قاطعیت، مستلزم شناخت اندیشه های نادرست مردم نسبت به اعتراض و قاطعیت است. در پژوهشی که انجام گرفت عده ای قاطعیت و اعتراض را دشمنی، بی احترامی، تحميل، فشار، بی ادبی، کارشکنی، جوسازی و تفرقه می دانستند و مادام که برچسب های نادرست بر اعتراض و قاطعیت مناسب و به جا بچسبد، انجام عملی آن امکان ندارد. همچنین لازم است اعتراض و قاطعیت کودکانه و جاهلانه را از اعتراض بالغانه و آگاهانه تشخیص دهیم و به خصوص به موضوع به جا و درست راضی کردن و راضی نگه داشتن دیگران توجه کنیم. برخورد با این مسئله به قدری حساس است که به راحتی ممکن است خیر به شر و سلامت به بیماری تبدیل شود همچنان که گوشت سالم براساس نگهداری نادرست مسموم می شود و در غیر این صورت حالت مسمومیت پیدا می کند. مثلا نارضابی فروشنده ای که سر شما کلاه می گذارد و به دلیلی از دست شما ناراحت می شود، برابر نیست با ناراحتی فروشنده ای که شما بر او سلطه جویی می کنید.

پس به نارضایی دیگران تا وقتی به دلیل ظلم و سلطه جویی آنهاست نباید اهمیت داد و برعکس به نارضایی آنان هنگامی که مظلوم واقع می شوند باید بها داد.

حال می رسیم به قسمت مهم دیگر کتاب روانشناسی اعتراض.

حقوق ما چیست؟ آیا خشم و تهاجم، ترس و گریز، افسردگی و عقب نشینی ویژگی های انسان در احقاق حق هستند یا مهارت های کلامی انسان؟

*** خريد کتاب روانشناسی اعتراض ***

نویسنده ی کتاب روانشناسی اعتراض برای مهارت های کلامی که ویژه ی انسان در مقایسه با حیوانات است اهمیت زیادی قائل است، برخورد با ظلم و سلطه جویی و دفاع از حق مبارزه به حساب می آید و مستلزم روحیه ای قوی و متعادل است. چه کنیم که هنگام احقاق حق عصبی، آشفته و هراسان نشویم؟ به همین دلیل یک قسمت از آموزش قاطعیت روحیه سازی است و قسمت دیگر آگاهی از راهکارها و به کار بستن آنها. هر دو قسمت لازم و ملزوم و متمم و مکمل یکدیگرند و به مصداق توانا بود هر که دانا بود، دانش مربوط با قاطعیت و اعتراض درست، توانایی قاطعیت و اعتراض را به وجود می آورد و موجب افزایش اعتماد به نفس و تقویت روحیه می شود.

حال جا دارد به جنبه های مثبت قاطعیت و اعتراض توجه کنیم. در اینجا نوع درست و سالم قاطعیت و اعتراض مطرح است، عدم قاطعیت به جا باعث می شود دیگران بخواهند بر ما مسلط شوند، نظریاتشان را بر ما تحمیل کنند، تحت فشار قرارمان دهند و توقعات بیجا داشته باشند، که همه ی اینها باعث رنجش های فراوان می شود و این توقعات بی جا و رنجش ها، هم آنان را می آزارد و هم ما را.

در بسیاری از موارد انتظارات انسان سلطه جو به حق مسلم و مشروع او تبدیل می شود و حق کاذب و عدم احقاق آن موجب می شود که به غلط خود را مظلوم و ما را ظالم ببیند. در اینجاست که باز ضرورت قوی شدن مظلوم در مقابل ظالم احساس می شود، اما در این مبارزه تا زمانی که توانایی از دست دادن را پیدا نکنیم موفق نمی شویم. آدم های موفق خیلی چیزها را از دست می دهند تا توفیق یابند. اگر بخواهیم آب از آب تکان نخورد، نمی توانیم در این مبارزه ی حساس پیروز شویم.

به نظر من مطالب این کتاب خدمت بزرگی به سلطه جوها و ظالمان می کند زیرا با امکاناتی که برای مبارزه با آنها فراهم می آورد، سبب می شود خیلی زود میکروب سلطه جویی و ظلم در آنها بمیرد و بتوانند عدالت را رعایت کنند. البته لازم است توجه داشته باشیم که این قاطعیت بیشتر مربوط به روابط ما با دوستان است، نه دشمنان. مبارزه با دشمنان متفاوت از مبارزه با دوستان انسان است. سلطه جویان اگر بخواهند در حق خود لطفی کنند همانا مبارزه با سلطه جویی در خویش است، زیرا از محالات است که انسان سلطه جو خیر ببیند و مردم آزاری اش به خودآزاری تبدیل نشود.

عدم توجه به حقوق ما - حقوق قاطعیت و اعتراض به جا - ما را گرفتار جسمی مریض، روحی بیمار و روابطی ناسالم می کند. برای بهداشت و سلامت روانی جامعه لازم است از فرهنگ قاطعیت و اعتراض جانبداری کنیم. مورد پژوهی به تقویت راهکارها در ما منجر می شود.

از یاد نبریم که کتاب به سبزی خوردن می ماند. قسمتی از آن به درد می خورد و قسمت دیگر بی حاصل است، لازم است تلاش کنیم از قسمتی که به درد می خورد استفاده کنیم و برخوردی مطلق و یک سونگرانه (سفید یا سیاه) با کتاب نداشته باشیم تا از آنچه در کتاب هست فایده ببریم و برای آنچه در آن نیست، تلاش و پژوهش و تولید کنیم. این کتاب نوعی روان درمانی آموزشی به نام «تمرین قاطعیت و رفتار قاطعانه» است که اهمیت بسیاری در تقویت سلامت روانی انسان دارد و موجب پرورش قوه های ابراز وجود و احقاق حق و شکوفایی استعدادها می شود.

خلاصه آنکه با مطالعه ی این کتاب و درک مطالب و انجام تمرینات آن به شکل مکرر می توانیم به نتایج زیر برسیم. 

  1. دستیابی به مهارت های کلامی جهت مبارزه با سلطه جویی دیگران 
  2. شناخت حقوق حقه ی خود و پافشاری در احقاق آن 
  3. تقویت قدرت تصمیم گیری و اینکه در نهایت خود ما هستیم که باید برای زندگی مان تصمیم بگیریم. 
  4. پیشگیری از سلطه جویی های آتی دیگران. 
  5. احساس حقانيت به هنگام «نه گفتن» 
  6. از دست دادن احساس گناه بی جا، اضطراب، ترس هنگام نه گفتن. 
  7. دستیابی به سلامت جسمی و روانی و روابط سالم. 
  8. مبارزه با این پندار غلط که قاطعیت و اعتراض به جا درواقع خودسری، خودخواهی و گستاخی است.
  9. با توجه به اینکه گفتار و رفتار و اندیشه ی هر یک از ما کم وبیش سهم قابل توجهی در ظلم و سلطه ی دیگران نسبت به ما دارد، تقویت قدرت قاطعیت و اعتراض به جا موجب کاهش مظلومیت و تحت سلطه بودن ما می شود. 
  10. درک درست مطالب کتاب موجب می شود که ما از مظلومیت به سمت ظالم بودن نرویم و طرفدار حق و عدالت باشیم و بتوانیم روابطی عادلانه براساس احترام متقابل برقرار کنیم.

در خاتمه با توجه به آموزش ها و مشاوره هایی که با پدران، مادران، فرزندان، همسران، مربیان و معلمان، شاگردان، مدیران و کارمندان داشته ام، ضرورت آموزش قاطعیت به جا را به خصوص به افرادی توصیه می کنم که می توانند تأثیری بسزا در جامعه و افکار عمومی به جا بگذارند و امیدوارم در بالا رفتن فرهنگ قاطعیت در افراد کمک کنند. لازم است که همگی ابتدا به شناخت و رفع سلطه جویی، این آفت روابط انسانی در خود بپردازیم تا با احترام به رعایت حقوق یکدیگر بتوانیم خانواده، مدرسه، سازمان و جامعه ای سالم داشته باشیم. برای این آموزش ضروری است که از دوران کودکی در خانواده، مهد کودک، دبستان، دبيرستان، دانشگاه و سازمان های اداری و به طور کلی جامعه برنامه ریزی شود.

ظلم بزرگی که بر خود و دیگران روا می داریم این است که به رشد فرهنگ قاطعیت و اعتراض به جا و مبارزه با سلطه جویی و درک آن در خود و بیرون از خود بپردازیم.

دنیا به کفر باقی می ماند اما به ظلم باقی نمی ماند.

پروفسور عیسی جلالی

*** خريد کتاب روانشناسی اعتراض ***

قسمتی از کتاب روانشناسی اعتراض

1. واکنش های موروثی بقا

جنگ، گریز، گفتگو

تقریبا بیست سال پیش که تازه خدمت سربازی را تمام کرده بودم، در دانشکده با استاد جوانی به نام جو آشنا شدم که هم باشخصیت بود و هم کارش را دوست داشت، من از شمار دانشجویانش بودم. او با صراحت صحبت می کرد، جدی و منضبط بود و باورهای ابتدایی دانشجویان را از نظام روان شناسی آگاهانه و بی تامل رد می کرد. درباره ی آسیب های روانی و حتی مقوله های طبیعی مربوط به انسان، اندیشه، رفتار با انگیزه حرف هایی می زد که چندان باب میل دانشجویان نبود، آنان از او انتظار سخن دیگری داشتند، اما او به جای پرداختن به نظریه های پیچیده ی مربوط به رفتار انسان ها، به موضوع از زاویه ای دیگر نگاه می کرد. به کمک فرضیه های ساده، مطالب را تشریح می کرد و انتظار داشت که بی مورد از دیدگاه هایش انتقاد نکنیم، او معتقد بود که نودوپنج درصد از آنچه نظریه ی روان شناسی علمی تلقی می شود، چرند است و باید به زباله دانی افكنده شود، به طوری که معتقد بود برای یافتن عملکردهای روان باید سال ها کوشید و علم اندوخت.

به گمان من، امروزه با گذشت سال ها هنوز هم درستی عقاید جو به همان قوت خود باقی است زیرا تبیین های پیچیده ی عرفانی و صحبت های روشنفکرانه بیشتر پشت هم اندازی و در نهایت نوعی لفاظی است؛ برای درک و دریافت موضوع روان شناسی، بحث درباره ی چراها چندان سودمند نیست؛ مهم اتفاقاتی است که می افتد. به عنوان مثال، هنگامی که با بیماری روبه رو می شوم، می بینیم باید علت ناراحتی او را در رفتار و کارش جستجو کرد و کشف اینکه چرا چنین و چنان می کند چندان مهم نیست.

آن روزها آن استاد جوان معتقد بود که روان شناسان همه فن حریفه همه چیزدان نیستند. او معتقد بود که روان شناسان لزوما از همه ی پیچیدگی های روان آدمی آگاه نیستند و می افزود: «از دانشجویانی که از من سؤال می کنند و پاسخ سؤالشان را نمی دانم، متنفرم، رفتار جو در خارج از کلاس هم همین گونه بود و با اینکه استاد رشته ی رفتارشناسی بود، در ارتباط با مردم جامعه ی خودش مشکل داشت و این سوای گرفتاری هایی بود که من برایش درست می کردم. او اغلب می گفت: «دانشجويان همه اش غر می زنند که گرفتاری شخصی شان زیاد است، آنها چطور نمی توانند از پس این گرفتاری ها برآيند؟ گرفتاری نمک زندگی است و بدون آن زندگی مفهومی ندارد،»

به مرور که با روان شناسان و روان پزشکان بیشتری آشنا شدم، دیدم که آنها هم در همین زمینه مشکلاتی دارند. به عبارت دیگر، داشتن عنوان دکترا و دانشی که ملازم آن بود، ما را از تجربه ی همان مسائلی مبرا نمی کرد که خویشاوندان، همسایگان، دوستان و حتی بیمارانمان داشتند.

همسران، دوستان و عزیزان ما هنگامی که از مسئله ای ناراحت می شوند، بی آنکه مستقیما کلمه ای به زبان بیاورند کاری می کنند که احساس تقصیر کنیم. برای درک این مسئله حتی یک نگاه هم کافی است. در را به هم کوبیدن، سکوت کردن، کانال تلویزیون را عوض کردن آن هم از روی بی حالی یا کارهایی از این قبیل، همه و همه مواردی هستند که می توان به آن اشاره کرد، یک بار جو گفت: «کاش می فهمیدم که چگونه این کار را می کنند و چرا من این گونه واکنش نشان می دهم؛ گاه بدون دلیل احساس تقصیر می کنم.»

مسئله به کاری که همسرمان می کند محدود نیست. اگر پدر و مادر بخواهند، کاری می کنند که پسرها و دخترهای بزرگشان ولو صاحب فرزندانی هم باشند، مانند بچه های کوچک شوق و ذوق کنند. من و شما خیلی خوب می دانیم وقتی مادرمان پشت تلفن لحظه ای سکوت می کند منظورش چیست. ما می فهمیم که نگاه ناموافق پدر و مادر همسرمان با کنایه ی پدر و مادر خودمان یعنی چه وقتی می گویند: «مثل اینکه این روزها سرت خیلی شلوغ است؛ اصلا پیدایت نیست.» یا وقتی می گویند: «نزدیک خانه مان آپارتمان خوبی هست که اجاره اش می دهند. بد نبود اگر می توانستی فرداشب بیایی و با هم نگاهی به آن بیندازیم»، منظورشان را خوب می فهمیم.

ما گويا باید علاوه بر مسائل خانوادگی، مسائل خارج از خانه را هم تحمل کنیم. خودروتان را به تعمیرگاه می برید و مکانیک کارش را خوب انجام نمی دهد، با این حال مدير تعمیرگاه بعد از آنکه از شما مبلغی بیش از دستمزد خود پول می گیرد و برای جوش آوردن خودروتان دلیل می تراشد، می کوشد تا به شما بقبولاند که از موتور خودرو اطلاعی ندارید، بعد هم برای نگهداری بهتر خودرو هزار نوع توصیه می کند و همه ی این حرف ها به کنار، می بینید هم بیش از دستمزد واقعی پول داده اید و هم خودروتان درست نشده است. اغلب دوستان هم مشکل آفرین می شوند. دوستی پیشنهاد می کند شب برای صرف شام به جایی بروید که مورد پسند شما نیست، اما آن دوست دست بردار نیست. برای اینکه دلش را نشکنید و احساساتش را جریحه دار نکنید، به دروغ عذری می آورید و آن وقت احساس تقصیر می کنید.

اطرافیان بدون توجه به خواسته ی ما برای مان مشکل پشت مشکل پدید می آورند. بسیاری از ما بی جهت خیال می کنیم که وجود مشکلات در زندگی غیرطبیعی است و به ما لطمه می زند. درحالی که هرگز این طور نیست، زندگی سراسر مسئله و گرفتاری است و کاملا طبیعی است که این گونه باشد. اما بعضی ها با این باور غیرواقع بینانه که آدم سالم کسی است که مشکلی ندارد، به این نتیجه می رسند که ادامه ندادن این طور زندگی بهتر است.

اغلب بیمارانی که در خلال معالجه با روحیه شان آشنا می شوم، این باور منفی را در خود پرورش داده اند. اما مسئله وجود مشکلات نیست، بلکه احساس خودمان است که خیال می کنیم نمی توانیم از پس مشکلات و افراد مشکل ساز برآییم.

على رغم احساسات مشابهی که در این گونه موارد به من دست می دهد، به عنوان روان شناس نتایج تجربه ام مخالف این برداشت است که آدمیان ذاتا موجودات مفلوکی هستند که برای موقعیت های ساده تر گذشته آفریده شده اند. نه، به هیچ وجه این طور نیست. من نمی پذیرم که ما آدم ها زبون و ناتوان هستیم و نمی توانیم با مشکلات دوران تمدن صنعتی روبه رو شویم، با توجه به تجربیات شخصی و پژوهش های حرفه ای و آنچه به من آموخته اند با خودم تدریس کرده ام، همچنین با توجه به تحقیقاتم در آزمایشگاه ها و درمانگاه ها و همچنین آموزش هایی که به مردم داده ام تا به مقابله با گرفتاری های زندگی بروند، و مطالعه ی مسائل روانی هزاران نفری که در طول زندگی با آنها سروکار داشته ام، می توانم نتیجه گیری واقع بینانه تری كنم؛ وجود مشکلات و گرفتاری در طبیعت زندگی بشر است و به حکم همین طبیعت می توانیم با گرفتاری ها برخوردی مناسب داشته باشیم.

به گمان من، اگر بشر ذاتا توانایی برخورد با انواع و اقسام گرفتاری ها را نداشت، مدت ها قبل از بین رفته بود، برخلاف نظر بدبینانه ی بعضی ها، می توان گفت بشر موفق ترین و باهوش ترین موجود جاندار در طول دوران تکامل است. اگر بتوانیم شواهد و مدارکی را باور کنیم که انسان شناسان، زیست شناسان و سایر دانشمندان ارائه کرده اند، می بینیم که در اعصار گذشته تاکنون مبارزه ی تکاملی ادامه داری بر روی زمین جریان داشته است.

نیاکان ما برای ادامه ی زندگی و بقا با سایر نیروهای طبیعت جدال ها کردند و نه تنها از این جدال ها سرافراز بیرون آمدند و به حیات خود ادامه دادند، بلکه رشد کردند و به زندگی ادامه دادند، حال آنکه شاید موجودات دیگری بودند که یا از بین رفتند یا در شرف نابودی هستند، علتش این است که بشر با توجه به ویژگی های فیزیولوژیکی یا روانی اش برای بقا و دوام در شرایط گوناگون خلق شده است. اجداد بدوی ما على رغم مسائل و دشواری ها به حیات خود ادامه دادند و در برخورد با آنها سرافراز بودند و با این استعداد نه تنها سراسر خاک کره ی زمین را فتح کردند و محیط را در خدمت خود گرفتند، بلکه موجودی قابل قیاس با خود که بتواند مانند آنها از پس مشکلات برآید، پیدا نکردند.

اما استعدادهایی که موفقیت نوع بشر را تضمین می کند کدام است. ما با حیواناتی که نسلشان در شرف انقراض است چه وجوه مشترکی داریم و کدام خصيصه است که ویژه ی انسان است. اگر رفتار انواع حیوانات نزدیک به آدمیان به خصوص مهره داران را مطالعه کنید، می بینید هرگاه برخوردی میان دو نوع حیوان هم خانواده صورت گیرد، دست کم یکی از آنها با جنگ با گریز واکنش نشان می دهد. در این برخوردها بقای نسل حیوانات پست تر تضمین می شود، من و شما هم با یکدیگر می جنگیم و از یکدیگر می گریزیم، گاه اختیارش به دست ما نیست، گاه آزادانه این کار را می کنیم. جنگ و گریز را از اجداد و نیاکانمان به ارث برده ایم که از این سلاح به طور مؤثر استفاده می کردند. اما در شکل کنونی مان دیگر دندان جنگیدن نداریم، پنجه هایمان نمی درند، در مقابله با یکدیگر فاقد عضلات قدرتمند هستیم و با اینکه امکان قرار داریم، نمی گریزیم. . .

*** خريد کتاب روانشناسی اعتراض ***

 
جزئیات فنی
نویسندهمانوئل اسمیت
ناشرلیوسا
مترجممهدی قراچه داغی
تعداد صفحات304
وزن430گرم
شابک9789646104310

نوشتن دیدگاه

کتاب روانشناسی اعتراض (وقتی نه می گویم احساس گناه می کنم)

کتاب «روانشناسی اعتراض» نوشته «مانوئل اسمیت» کتابی است که به شما راهکارهای «نه گفتن»، مظلوم واقع نشدن و ظالم نبودن را آموزش می دهد. این کتاب به همت «مهدی قراچه داغی» ترجمه و توسط نشر «لیوسا» به چاپ رسیده است.

با ما در بوکالا با معرفی و مطالعه قسمتی از کتاب روانشناسی اعتراض همراه باشید. 

نوشتن دیدگاه

30 محصول مشابه یافت شد

منو