غذای جان برای روح نوجوانان 2

84490

جدید

کتاب غذای جان برای روح نوجوانان اثری است از جک کانفیلد و مارک ویکتورهانسن، نویسندگان در این کتاب با روایت 100 داستان واقعی و تاثیرگذار زندگی نوجوانان، زمینه ی گسترش مرزهای روح انسان را جهت مقابله با مشکلاتی همچون طلاق، بیماری، اعتیاد، درگذشت یکی از نزدیکان، ناکامی های عشقی و ... فراهم می کنند. این کتاب تاثیرگذار در توسط مهدی افشار ترجمه و انتشارات درسا چاپ و نشر آن را برعهده داشته است.

شما را به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب غذای جان برای روح نوجوان در بوکالا دعوت می کنیم.

جزییات بیشتر

پیشنهاد شگفت انگیز

61,200 تومان

68,000 تومان

- +

ناشر: درسا

 
معرفی کتاب

معرفی کتاب غذای جان برای روح نوجوانان 2

از روزگاران گذشته و از گذشت ایام، به تجربه آموخته ایم از اندوه هايمان و از موفقیت ها و شادکامی هایمان با کسی سخن نگوییم که بیان اندوه ها موجب شادمانی رشک ورزان و بخیلان می شود و اسباب سرزنش دوستداران و یاران و بیان شادی ها و موفقیت ها خشم دیگران را بر می انگیزد خواه دوست باشند و خواه دشمن. دوست به حساب بخت یاری و خوش شانسی می گذارد و دشمن به حساب زرنگی و پشت هم اندازی. از همین منظر است که سعدی در گلستان خوش شمیم خود می گوید:
بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت نباید این سخن با کسی در میان نهی. گفت ای پدر، فرمان تراست؛ نگویم. ولیكن خواهم مرا بر فایده ی آن مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن، چیست؟ گفت تا مصیبت دو نشود. یکی نقصان مایه و دیگر، شماتت همسایه.
و راستی را که سعدی - شاد باد روانش - سخن به حق و از سر تجربه گفته است که وقتی دچار مصیبتی می شوی، چه بسیار کسان که نه تنها دست یاری جویت را نمی فشرند که پای لغزان و لرزانت را نیز لگدی می کوبند.

*** خريد کتاب غذای جان برای روح نوجوان با تخفیف ***

اما روانشناسان و روانكاوان نیز سخنی تأمل برانگیز دارند و گفته اند: وقتی از اندوه هایت می گویی، آنها را به نیم تقلیل می دهی و وقتی از شادی هایت می گویی، آنها را مضاعف کرده، دو برابر می گردانی و کدام سخن را باید پذیرفت، سخنی را که تجربه به درستی به حقانیت آن گواهی می دهد یا کلامی را که مبتنی بر دانش عینی و نویافته های علمی است؟

و این قلم گریز راهی را از این دو مسیر آکنده از تردید و لغزش يافته است؛ گریز راهی که می توان بی هیچ هراسی دردها، رنجها و ناکامی ها را بیان داشت بی آنکه لبخندی از نشاط، لب بخیلی را بگشاید یا از شادکامی ها، موفقیت ها و دستاوردها گفت، بی آنکه گرهی بر ابروی کسی بنشاند، و آن گریزگاه نوشتن است. نوشتنی که آرام می گرداند تو را از رنجی که بیانش را دشوار می بینی و شادمان تر می گرداند تو را از موفقیتی که کسب کرده ای.

شگفت دوایی است نوشتن و این سپید کاغذ چه همدل و همراه و همراز مهربانی است که دردهای تو را تسکین می دهد، اندوه هایت را فرو می نشاند و بار سنگینی را از دوش تو بر می گیرد بی آنکه رشک ورزد و با بخل خود بیازاردت.

بنویس و باز هم بنویس، مهم نیست تا چه حد در نوشتن و بساز گویی حدیث دل توانا یا ناتوان هستی؛ نوشتن آرام می گرداندت و انگیزه ی با دیگری سخن گفتن را به امید تسلای خاطر، کمرنگ و کمرنگ تر می کند. دیگر بیم آن نداری از گفته های خویش پشیمان شوی که مبادا قصه ی غصه هایت بر سر هر بازاری گفته شود و دیگر دل، غمین نمی کنی که سخنت دلی را رنجیده باشد یا خشمی و حسدی را بر انگیخته باشد.

نوشتن، سودمندی بیش از اینها دارد، چه بسیار اندوه ها و دردها و رنج ها که در گذر زمان، تیزی و برایی و تیرگی و دردناکی خود را از دست می دهد و چه بسیار، بسیارها که وقتی نوشته هایی را بازخوانی می کنی که زمانی از سر اندوه به سینه ی سپید کاغذ سپرده ای، دیگر نه تنها به تو آزاری نمی رساند، دیگر تیزی و برندگی گذشته را نیز ندارد که بی ثمری خود را به ثبت رسانده است. با بازخوانی اش در می یابی؛ بی ثمر آن همه بیداری کشیده ای و بی ثمر آن همه در بستر اضطراب، غلت زده ای و آن وقت که به یادمان می ماند بسیاری از این بسیار اندوه ها، تنها در ذهن ما بوده و وهمی و خیالی بیش نبوده، این خطوط نقش بسته بر بستر کاغذ، چه بادهایی را در خاطرمان زنده می کنند و شگفت تر اینکه وقتی به فصل شادی های نوشته هایمان می رسیم، شادمانگی آنها در خاطرمان زنده می شود و اگر به همان نشاط آوری و جلادت گذشته نباشند، لااقل نیمی از آن نشاط را در خاطرمان زنده می گردانند.

و این مجموعه همان نوشته های از سر اندوه است، همان غم نوشته ها، قصه ی دردها و رنج های کسانی که با ضبط و ثبت اندوه ها و آلامشان بر روی سپید کاغذ، خود را آرام گردانده اند و آنگاه عمدتا بی نام و نشان از سر همدلی و فرشته خویی، شما را نیز سهیم کرده اند تا در پسابیم اندوه، تنها متعلق به من و تو نیست. درد و رنج و بیماری و اعتیاد در سراسر جهان حضور دارد و اندیشه ها را می خراشاد و چنگال می زند، کودکان را به تباهی می کشاند و خانواده ها را به از هم پاشیدگی آنچه بر این غم نوشته ها غلبه دارد، پایان خوش آنهاست و خواننده در پایان با خواندن هر یک از این حدیث های اندوه، مشاهده می کند همیشه راه گریزی از آن همه درد و رنج و مصیبت وجود دارد و شاید باورتان نشود که جامعه ی آمریکایی، همین مردم کوچه و بازار و خیابان در شهرها و روستاها این چنین به خداوند توکل می کنند و شاید رمز و راز توکل است که کمتر رنجیدہ خاطر و کمتر پژمردہ حالند.

قسمتی از کتاب غذای جان برای روح نوجوانان

تاریخ می گوید هیچ جامعه با نسلی به طور کلی از اعتیاد به الکل و مواد مخدر در امان نبوده است. چند صد سال پیش، برخی قبایل بومی آمریکایی محافل هوشیاری و پرهیز از مستی و اعتیاد را بنیان نهادند. در دوره ای که ایالات متحده تحت استعمار قرار داشت، دکتر بنجامین راش مشهور قرائت کننده اعلامیه ی استقلال، از مستی به عنوان بیماری ای یاد می کند که نیاز به درمان دارد.

یکی از نخستین کوشش ها برای مقابله با اعتیاد به الکل یا الکلیسم بر مبنای فردی نبوده بلکه از طریق حمایت های متقابل صورت گرفته است. در سال ۱۸۴۰ گروهی از مردم پرشور و شوق و نوپا جامعه واشینگتن را تشکیل دادند و آنگونه که بر زبان ها جاری است، آن زمان تعداد اعضای آن به ششصد هزار نفر می رسید. در همان زمان دکتر ماگنوس هوث، پزشک سوئدی به طور رسمی واژه ی الکلیسم را وضع کرد و در پی آن مناظره و بحثی مستمر در باب تعريف الكليسم پای گرفت که در آن زمان حدود دویست تعریف متفاوت برای آن طرح شد.

صرف نظر از اینکه این واژه چگونه تعریف شود، نهادهای مختلفی تاسیس گردید تا به معتادان به الكل ياری رساند. از آن جمله می توان به پناهگاه نوشندگان ایالت نیویورک، خانه ی مار تا واشینگتن در شیکاگو و میسیون واتراستریت در نیویورک سیتی نام برد که اندکی از بسیار نهادهای این چنینی است. در سال ۱۸۷۹ دکتر لسلی کیلی به تأسیس نهادهای زنجیره ای برای درمان اعتیاد در آمریکا اقدام کرد که تعداد حلقه های آن به صد و بیست می رسید.

در جریان جنگ داخلی، بسیاری از سربازانی که مجروح شده بودند، با مورفین درمان می شدند در نتیجه به این ماده مخدر وابستگی جسمانی پیدا کردند. این وابستگی بیماری سرباز عنوان گرفت. همچنین دیگر مشکل مواد مخدر به شکل اعتیاد به کوکائین و تریاک نمود یافت. در سرآغاز قرن بیستم نگرانی در باب الكليسم و اعتیاد به مواد مخدر، دیگر جنبه اعتیادی صرف نداشت. واکنش ها نسبت به اعتیاد توسط دولت از سال ۱۹۱۴ با وضع قانون مالیاتی هریسون به منظور کنترل تریاک و کوکائین آغاز گردید و از آن پس دیوان عالی کشور نیز به این امر ورود کرد.

در هر حال، به رغم همه ی این کوشش ها، به نظر نمی رسید کسانی که با اعتیاد در نبرد بودند، به جوهر اصلی مسئله پرداخته باشند. آشکار بود اعتیاد نوعی وابستگی جسمانی به یک ماده نیست و درمان آن به بیش از صرف پرهیز از آن ماده، بستگی دارد. به مدت کوتاهی بین سال های ۱۹۰۰ تا ۱۹۴۰ سازمانی که به عنوان گروه آکسفورد شناخته می شد، کوشید تا درمان اعتیاد را با پرداختن به مسائل روحی - روانی نیز همراه گرداند. دوری گزیدن و پرهیز از الكل برای این گروه یک شرط اجباری نبود.

دیری نپایید آشکار گردید چیزی فراتر از اینها مورد نیاز است، چیزی که به معتادان کمک کند تا دریابند تنها نیاز به درمان ندارند و نه تنها باید چیزی -مواد مخدر- را کنار بگذارند که باید چیزی را به دست آورند و آن امید است. چیزی که بتواند سبک زندگی پر رنج و معتادانه آنان را با سلامت و درمان و ترمیم روح درهم شکسته شان تعویض کند و این شیوه ی درمانی نه تنها جسمانی که برای روح آسیب دیده و رنج کشیده شان آرامش به ارمغان آورد.

در سال ۱۹۳۵ در ایالات متحده پس از آنکه دو معتاد به الکل به نام های بی. دبلیو و دکتر باب با یکدیگر آشنا شدند و دریافتند در کنار هم می توانند به آرمانی تحقق بخشند که هیچ یک به تنهایی قادر به انجام آن نیستند، پدیده ای رو شد که سرآغازی برای شکل گیری نهاد الکلی های ناشناخته و سر آغاز جنبش درمانی جدیدی بود. الکلی های ناشناخته که با حروف آغازین "AA" شناخته می شدند، نخستین گروهی از معتادان به الکل نبودند که گرد یکدیگر جمع می آمدند اما دیری نپایید که این انجمن به انفجاری ترین و فراگیر ترین آنها تبدیل شد. بر خلاف سایر گروه ها، اعضای این انجمن چیزی به دست می آوردند که به آنان کمک می کرد تا به زندگی شان معنا بخشند و آن ياری رساندن به یکدیگر و تشکیل جامعه ای بود که از یکدیگر چیزی نمی خواستند اما بسیار به یکدیگر می بخشیدند. آنان همگان را پذیرا می شدند، در باب هیچکس داوری نمی کردند و یأس را با سرزندگی و پذیرش و قبول دیگران؛ تعویض می کردند.

"AA" حتی چیزی فراتر از این عرضه می داشت: شیوه ی زندگی که بر مبنای برنامه ی دوازده گام و بیست آیین بود؛ این شیوه ی زندگی محدود به غلبه بر گذشته نبود که نقشه ی راهی بود برای زیستن در سلامت و آینده ی جسمانی ای آکنده از هیجان و شور و شوق. موفقیت "AA" به سرعت نه تنها در سراسر آمریکا که در سراسر جهان گسترش یافت. به واقع بسیاری از کسانی که به الكل اعتیادی نیز نداشتند، به جهت شیوه های درمانی گام های دوازده گانه و کاربرد آنها، جذب اندیشه ها و آرای "AA" جهت باز سازی در سایر شرایط زندگی شدند. بدون تردید جامعه ای پای به عرصه ی وجود نهاده بود که تأثیر آن ابعاد جهانی به خود گرفته بود.

رویدادهای دیگری نیز حادث گردید، دانشگاه ها اندک اندک به این مقوله توجه نشان داده، کوشیدند تا درک بهتری از اعتیاد و درمان آن داشته باشند. نخستین بار این دو مقوله اعتیاد و درمان در دانشگاه ییل مورد توجه قرار گرفت و این دانشگاه مرکز مطالعات الكل را در سال ۱۹۴۳ بنیاد نهاد. در سال ۱۹۴۴ مارتی مان تاسیس شد که امروزه با نام شورای ملی الکلیزم و وابستگی به مواد مخدر»خوانده می شود. تشکیل این شورا دستاوردی عظیم در درمان اعتیاد در اواخر دهه ۱۹۴۰ بود، زمانی که سه نهاد با نام های خانه ی پیشتازان، بیمارستان دولتی ویلمار و هاز لدن مؤسسه ای را تأسیس کردند که با نام مدل مینه سوتا شناخته شد. اقدام پیشتازانه آنان، منتهی به شکل گیری برنامه های بیست و هشت روزه ی درمان وابستگی شیمیایی گردید. همچنین در حوالی همین زمان ها بود که برنامه ی "AA" در مورد اعتیاد به سایر مواد مخدر با تاسیس نهادی به نام نارکوتیک های ناشناخته (NA) به کار گرفته شد.

در دهه ۱۹۵۰ این کو شش ها، حتی ابعاد گسترده تری گرفت. با تأسیس گروه های خانواده ى الانون توسط لوئیس دبليو و آن بی، همسران اعضای اصلى "AA"، برای اولین بار اعضای خانواده و دوستان معتادان نیز دعوت شدند تا از معتادان حمایت کرده، بر مبنای آیین درمانی دوازده گام یاری بخش معتادان شوند. با افزوده شدن همسران و کودکان الکلی ها (CoAs) تعداد کسانی قويا افزایش یافت که در فرایند درمان حضور پیدا | کرده و مداخله می کردند.

در طول دهه ۱۹۵۰ انجمن پزشکی آمریکا و دیگر سازمان ها، اعتیاد به الکل را به عنوان یک بیماری به رسمیت شناخت و دکتر راث فاكس سازمانی را بنیاد نهاد که امروزه به عنوان جامعه ی آمریکایی طب اعتیاد خوانده می شود.

یک دهه ی بعد، انجمن وکلای آمریکا و انجمن بهداشت عمومی آمریکا طی بیانیه ای رسمی اعلام داشتند اعتیاد به الکل یک بیماری قابل درمان است. در طول این سال ها همچنین سوء مصرف مواد مخدر نیز مورد توجه قرار گرفت و آگاهی عمومی نسبت به رویکرد و در میان این ماده ی مخدر نیز آرام آرام افزایش یافت. سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد به الکل و وابستگی شیمیایی دیگر در آمریکا یک موضوع اصلی به شمار می آمد و این کشور می کوشید تا به هر ترتیبی با مقابله با این معضل، کمک کسب کند. در پی این یاری جویی ها، مباحثاتی در سطح جامعه در گرفت و بهترین رویکردها برای جلوگیری، تشخیص و درمان مطرح گردید. سازمان ها شروع به کمک کردند و در طول دهه های هفتاد و هشتاد بیمارستان ها جهت درمان های بالینی برنامه هایی تدوین کردند. در این زمان، بیمه شخص ثالث جهت درمان سوء مصرف الکل و مواد مخدر وارد عمل شد و جنبش درمانی در جهت گسترش تداوم يافت.

همچنین در این ادوار بود که پدیده ی دیگری ظهور و نمود یافت و آن تمایل کودکان الكلیها (CoAs) برای پیوستن به این جنبش بود. بدین ترتیب بنیاد کودکان الکلی ها (CoAF) و انجمن ملی کودکان الکلی ها (NACoA) در اوایل دهه ۱۹۸۰ تاسیس گردید. مفاهیمی چون خانواده بدسرپرست و والدین وابسته، واژگانی روزمره شد. همه ی این تغییرات زمینه ساز شد تا توجه به درمان بیشتر شود و در موارد بسیار مباحث بیشتری را موجب گردید. در هر حال در جریان همه این امور، یک چیز به طور مداوم باقی ماند و آن مسأله درمان و به کارگیری برنامه های درمانی به منظور پوشش تعداد بیشتری از معتادان بود.

در دهه ی ۱۹۹۰ و با ورود به قرن جدید، مسیر درمان همچنان متحول شد و رشد یافت تا نیازهای متنوع و مختلف جامعه ی پیچیده را پاسخ گوید. مفاهیمی چون اختلالات دوگانه، درمان سرپایی و دادگاه های مواد مخدر ظهور یافت. عصر برنامه های درمانی بالینی بیست و هشت روزه به جهت دشواری های مراقبتی و افزایش تعداد بیشتر مراجعه کنندگان جای خود را به درمان سرپایی داد. درمان ویژه ی جنسیتی و برنامه هایی که فراگیرتر برای مردم رنگین پوست بود، امری متعارف گردید. مفهوم بازپروری اکنون به کیفیت انواع مسائل حیاتی اطلاق می شود. بیش از محاسبه تاریخی اطلاعات، حقایق و بنیادگذاری نهادها.

تاریخ باز پروری به واقع داستانی از جنبش توده ای است. این تاریخی نیست که توسط استادان دانشگاه، سیاست اجتماعی یا خط دهندگان وضع شده باشد؛ مردم به گرد یکدیگر جمع آمدند و در تاریخی مشترک و نیز رؤیایی مشترک را برای خلق زندگی بهتر سهیم شدند. کسانی این جریان را آغاز کردند که با خود قرار گذاشته بودند در باره ی دیگری قضاوت نکنند و تنها دست حمایت خود را بر شانه یکدیگر بگذارند. کسانی که کوشیدند و کوشیدند تنها برای باز پروری در کنار یکدیگر و تداوم بخشیدن به این فرآیند. این جامعه به واقع تبدیل به یک جامعه باز پرور شده است؛ جامعه ای از امید، قدرت، پذیرش، عشق و نرمش. صرفنظر از آنکه چه وقت و چرا آغاز شده، با چه کسی با کدام نهاد مشارکت دارد، بازپروری ره آوردی است که به همه ی ما اعطا شده.

*** خريد کتاب غذای جان برای روح نوجوانان ***

 
مشخصات کتاب
عنوان کتاب 100 غذای جان برای نوجوانان
موضوع اصلی کتاب روانشناسی کودک و نوجوان
نویسنده جک کانفیلد،مارک ویکتور هانسن
مترجم مهدی افشار
ناشر درسا
تعداد صفحات 464
وزن 520 گرم
سال چاپ 1397
زبان کتاب فارسی
نوبت چاپ 2
ژانر کتاب روانشناسی
قطع رقعی
مشخصات تکمیلی حکایت و راه و رسم زندگی نوجوانان
شابک 9786003360471
 
دانلود قسمتی از کتاب

فهرست مطالب

فهرست مطالب کتاب غذای جان برای روح نوجوانان 2

دانلود قسمتی از کتاب (117.82k)

نوشتن دیدگاه

غذای جان برای روح نوجوانان 2

کتاب غذای جان برای روح نوجوانان اثری است از جک کانفیلد و مارک ویکتورهانسن، نویسندگان در این کتاب با روایت 100 داستان واقعی و تاثیرگذار زندگی نوجوانان، زمینه ی گسترش مرزهای روح انسان را جهت مقابله با مشکلاتی همچون طلاق، بیماری، اعتیاد، درگذشت یکی از نزدیکان، ناکامی های عشقی و ... فراهم می کنند. این کتاب تاثیرگذار در توسط مهدی افشار ترجمه و انتشارات درسا چاپ و نشر آن را برعهده داشته است.

شما را به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب غذای جان برای روح نوجوان در بوکالا دعوت می کنیم.

نوشتن دیدگاه

30 محصول مشابه یافت شد

36,000 تومان 40,000 تومان

18,000 تومان 20,000 تومان

34,200 تومان 38,000 تومان

40,500 تومان 45,000 تومان

8,550 تومان 9,500 تومان

35,700 تومان 42,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

20,700 تومان 23,000 تومان

34,200 تومان 38,000 تومان

45,000 تومان 50,000 تومان

19,800 تومان 22,000 تومان

21,600 تومان 24,000 تومان

19,800 تومان 22,000 تومان

19,800 تومان 22,000 تومان