مامان و معنی زندگی (داستانهای روان درمانی)

کتاب مامان و معنی زندگی اثر ممتاز روانشناس معروف دکتر اروین یالوم نویسنده کتاب پرفروش و کم نظیر وقتی نیچه گریست می باشد. نویسنده در این کتاب مخاطب را آرام آرام با معنا و حقایق جانفرسای زندگی با داستان هایی خواندنی روبرو می کند. این کتاب توسط سعید نیک منش ترجمه و به کوشش انتشارات مصدق چاپ و منتشر شده است.

با ما در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا با معرفی و خلاصه ای از کتاب مامان و معنی زندگی همراه باشید.

ادامه مطلبShow less
موجود شد خبرم کن!
مرجع:
66756
نام برند:
صنایع دستی آقاجانی

گلدان صراحی مس و خاتم تولید صنایع دستی آقاجانی از زیباترین و پرفروش ترین صنایع دستی اصفهان به شمار می رود. در ساخت این گلدان خاتم کاری شده از بهترین مواد اولیه استفاده شده و توسط مشهورترین اساتید ساخته و پرداخته شده است. 

این محصول دارای گواهینامه کیفیت جهانی ISO 9001:2015 و استاندارد ملی ایران است و در مقابل ضربه، رطوبت و نور آفتاب مقاوم می باشد.

صنایع دستی آقاجانی

لاله بزرگ مس و خاتم کاری آقاجانی کد K024 یکی از زیباترین و پرفروش ترین صنایع دستی اصفهان است. در ساخت این لاله مس و خاتم از بهترین مواد اولیه استفاده شده و دارای گواهینامه کیفیت جهانی ISO9001:2015 می باشد. این محصول دارای گارانتی 10 ساله برند آقاجانی است.

جهت خرید اینترنتی صنایع دستی اصفهان می توانید با همکاران ما در بخش فروش بوکالا در تماس باشید.

صنایع دستی آقاجانی

شکلات خوری فیروزه کوبی کد FT042 تولید صنایع دستی آقاجانی از بهترین برندهای تولیدکننده ی ظروف فیروزه کوبی در شهر اصفهان است. این «شکلات خوری فیروزه کوبی» با ارتفاع 48 سانتی متر محصولی بسیار زیبا و مناسب برای پذیرایی از میهمان های شماست. در ساخت این شکلات خوری فیروزه کوبی از بهترین فیروزه نیشابور و مس استفاده شده است.

لازم به ذکر است از آنجا که محصولات تولید صنایع دستی آقاجانی تماماً کار دست هنرمندان این مجموعه می باشد، احتمال اختلاف ارتفاع تا 3cm در تمامی محصولات وجود دارد.

صنایع دستی آقاجانی

گلدان صراحی فیروزه کوبی شده ی ترنج کد FT032 یکی از تولیدات فاخر صنایع دستی آقاجانی در شهر اصفهان است. این گلدان صراحی فیروزه کوب 40 سانتی متر ارتفاع دارد و در ساخت آن از مس و بهترین فیروزه ی شناسنامه دار نیشابور استفاده است. از نکات مهم در مورد ظروف فیروزه کوبی آقاجانی می توان به گارانتی 10 ساله، استاندارد ملی ایران و گواهینامه ISO9001:2015 اشاره کرد.

لازم به ذکر است از آنجا که محصولات تولید صنایع دستی آقاجانی تماماً کار دست هنرمندان این مجموعه می باشد، احتمال اختلاف ارتفاع تا 3cm وجود دارد.

توضیحات

معرفی کتاب مامان و معنی زندگی

مقدمه ای بر «کتاب مامان و معنی زندگی» اثر اروین یالوم:

این روزها آموزش و درمان روانپزشکی در ایران مانند سایر رشته های پزشکی بد دورانی را می گذراند. مشتاقان روانپزشکی با رویکرد مراجع محور، انسان گرا، متعالی و در شأن روانپزشکان و بیماران هوشمند ایرانی دوران گذار سختی را طی می کنند و خود را با برنامه ها و تغییراتی کوچک، سطحی و نامؤثر سرگرم کرده اند. در نظام آموزش روانپزشکی امروز ایران متون آموزشی موجود، کتاب مقدس شده اند و استادان و مدرسان، خشکه مقدسان و متعهدان به آیه های پاتوبيونوروفیزیوشیمیایی؛ دستیاران روانپزشکی ترسایان و طلبه هایی هستند بی چون و چرا و معصوم کلاس های دوره ها و بخش های آموزشی، فضاهایی ماشینی و یخ زده اند برای تشریح بیماران روان پریشی که از بی کس و کاری بیمار شده و به ابزار آموزش استادان با درآمد زایی بیمارستان های خودکفا بدل شده اند و هر روز داروی معجزه گر جدیدی از نوع خارجی و اصیل آن توصیه می شود آن هم نه براساس نتیجه ی پژوهش بر بیماران ایرانی، بلکه براساس توصیه ی کمپانی های قارچ گونه ی خارجی، نوشتن نسخه از روی دست استادان برجسته و تأکید داروخانه ها. و در این میان سرگردانی و بیکاری بیماران در بخش های انتظار برای ترخیص و بازگشت نزد خانواده، عود بیماری در خانه و برگشت به فهرست انتظار دردآور بیمارستان های روانی، خود داستان غمبار دیگری ست.

*** خريد کتاب مامان و معنی زندگی اروین یالوم ***

این سناریوی کوتاه ایرانی، که تصویری از پاتولوژی آموزش روانپزشکی در ایران است، تقلیدی است از یک سناریوی غمبار بزرگ تر که می توان آن را «جنبش جهانی بیولوژیک» در روانپزشکی لقب داد که اروين يالوم در آغاز بخش داستان تسکین از نوع جنوبی از همین کتاب به زیبایی به آن پرداخته است، يالوم در کتاب مامان و معنی زندگی و سایر آثارش از جمله هنر درمان و وقتی نیچه گریست که به فارسی هم ترجمه شده اند، از سد جمود، ماشينيسم، ازخودبیگانگی، رفتارهای ناپخته و وابسته به «مامان های خود شیفته ی دست اندرکار طب و دیگر مقابله ها و دفاع های پاتولوژیک عبور کرده و با دادن درس روانشناسی خود، روانکاوی دفاع های خود، انتقال و انتقال متقابل، روانشناسی وجودی روانشناسی معنویت، انسان گرایی، ارتباط، همدلی، هوش هیجانی و خلاصه درس هنر درمان که عجیب با رواج بازار بی هنران در کلاس های درس دستیاران روانپزشکی و در درسنامه های امروزین روانپزشکی ایران غریب مانده است، دست درمانگران، استادان، دستیاران و بیماران را با صمیمیت می فشارد، آن هم با زبانی شیوا و هنرمندانه که جای آن در میان روانپزشکان هنرمند ایرانی خالی است.

چه خوب است مصداق کلی گویی بالا از متن کتاب و با قلم خود یالوم آورده شود:

گرچه وانمود میکنم راه حل هر فرد را بدون قضاوت می پذیرم، در نهان راه حل ها را در سه گروه برنزی، نقره ای و طلایی طبقه بندی می کنم. بعضی افراد سراسر زندگی را جنگی کین خواهانه می بینند که باید در آن پیروز شد، گروهی غرق در نومیدی تنها رؤیای صلح، رهایی و آزادی از رنج را در سر می پرورانند، برخی زندگی شان را فدای موفقیت، ثروت، قدرت یا حقیقت می کنند، برخی دیگر در پی تعالی خویشتند و در علتی یا موجودی دیگر معشوق يا ذات الهی - غوطه ور می شوند، دیگرانی هم هستند که معنای زندگی را در خدمت به دیگران، در شکوفایی یا در آفرینش می بینند.

یالوم در جایی دیگر (صفحه ی ۳۳) درباره ی فراگیری پزشکی در دوران دانشجویی خودش و اینکه استادان یادگیری از بیماران را تدریس نمی کرده اند - چنانچه ما هم تدریس نمی کنیم - می گوید: یادگیری درباره ی بیماران، بله کار ما در دانشکده ی پزشکی همین بود. اما یادگیری از بیماران این جنبه از تحصیلات عالی ام خیلی دیر شروع شد. شاید استادم «جان وایت هورن» شروعش کرد که اغلب می گفت: به بیمارانتان گوش کنید، بگذارید درستان بدهند. برای خردمندتر شدن باید دانشجو بمانید. و منظورش تنها این واقعیت پیش پا افتاده نبود که شنونده ی خوب بیشتر درباره ی بیمار می آموزد. منظورش دقیقا این بود که باید اجازه بدهیم بیماران تعلیم مان دهند.

او درباره ی یکی از مراجعینش به نام پائولا که با سرطان پیشرفته سينه نزد او آمده بود، با شناختی هستی گرایانه و احساسی انسانی و معنوی از فضای ماشینی و غیرانسانی پزشکی می گوید: «بعد درباره ی روزهای هولناک عود سرطان برایم گفت. آن را دوره ی تصلیب خود می خواند و مکان تصليب هم همان بود که همه ی بیماران دچار عود سرطان تجربه می کنند. اتاق های پرتو درمانی با گویچه های فلزی آویزان از سقف که روز قیامت را به یاد می آورد، تکنیسین های بی عاطفه و به ستوه آورنده، دوستانی که نمی توانستند تسلی بدهند، دکترهایی سرد و بی اعتنا و از همه بدتر، سکوت کرکننده ی مخفی کاری که بر همه جا حاکم بود. با گریه برایم تعریف کرد که وقتی به جراحش که با او دوستی بیست ساله داشت، تلفن کرده، فقط توانسته با پرستار صحبت کند و جواب بشنود که نیاز به وقت دیگری نیست، چون دکتر دیگر کاری از دستش برنمی آید. و میپرسيد: دکترها چه شان است؟ چرا نمی فهمند حضور بی ریا و صمیمانه شان برای بیمار چقدر مهم است؟ چرا متوجه نیستند همان لحظه ای که دیگر کاری از دستشان ساخته نیست، بیش از هر زمانی به وجودشان احتیاج است؟» خلاصه اینکه جای جای داستان همنشینی با پائولا، درس ارتباط پزشک - بیمار است.

هنگام مطالعه ی کتاب مامان و معنی زندگی باید این نکته را در نظر داشت که دو داستان آخر (رویارویی دوجانبه و طلسم گربه ی مجار)، برخلاف سایر داستان های کتاب، تخیلی اند و همان طور که یالوم در ابتدا و نیز «پی نوشت » کتاب اشاره کرده، اصول مورد نظر نویسنده در لفافه ی داستان گنجانده شده است.

کتاب مامان و معنی زندگی، کتاب درسنامه ی روانپزشکی، روان درمانی، اخلاق، آموزش و شناخت همه ی ابعاد وجودی - یعنی چهار بعد بیولوژیک، روانی، اجتماعی و معنوی انسان است که شالوده ی رویکرد نوین روانپزشکی است. و انستیتو روانپزشکی تهران خوشحال است که با به همکاری خواندن سرکار خانم دکتر سپیده حبیب و انتشارات کاروان در ترجمه و چاپ این کتاب گام های ابتدایی پرداختن به این رویکرد را در ایران برمی دارد. امید که مقبول استادان، دستیاران روانپزشکی، بیماران و خانواده های رنج کشیده ی آنان قرار گیرد و به جنبشی نوین در آموزش روانپزشکی انسان گرا، جامعه نگر و معنامحور بینجامد.

قسمتی از کتاب مامان و معنی زندگی نوشته اروین یالوم 

تاریک روشن است. انگار دارم می میرم. اشیای منحوسی دور تختم را گرفته اند:

 مانیتورهای قلبی، کپسول های اکسیژن، شیشه های سرم داخل وریدی و چند رشته لوله ی پلاستیکی که به رگ و روده ی مرگ شبیه هستند. پلک ها را می بندم و به درون تاریکی می لغزم.

*** خريد کتاب مامان و معنی زندگی ***

ولی بعد جستی میزنم و از تخت پایین می آیم، از اتاق بیمارستان بیرون می زنم و به طرف نور، به پارک سرگرمی های گلن اکو که روشن و آفتابی است می روم، جایی که دهه ها پیش، یکشنبه های تابستان را در آن می گذراندم.

موسیقی پرسروصدایی می شنوم، عطر نمناک و شیرین ذرت بو داده و سیب قندی ها را به درون می دهم. و مستقیم به جلو میروم، نه جلو شیرینی پفکی های پلار بیر معطل می کنم، نه جلو کشتی غلتان و نه جلو چرخ وفلک؛ می روم تا در صف بليت «خانه ی وحشت» بایستم. پول بلیتم را می پردازم و صبر می کنم تا ارابه ی بعدی دور بزند و با صدای چکاچکی روبه رویم بایستد.

 وارد ارابه می شوم، میله ی محافظ را پایین می آورم و بعد از مطمئن شدن از جایم، نگاه دیگری به دوروبرم می اندازم... و می بینمش که در میان گروه کوچک تماشاچیان ایستاده است.

هر دو دستم را تکان می دهم و طوری فریاد می زنم که همه بشنوند: «مامان، مامان!» درست همان وقت ارابه به جلو حرکت می کند و به دری می خورد که باز می شود و دهانه ی تاریک دالانی را آشکار می کند. تا جایی که می توانم به عقب خم می شوم و قبل از آنکه در تاریکی فرو بروم، دوباره فریاد می زنم: «مامان! به نظرت چطور بودم، مامان؟ به نظرت چطور بودم؟»

 حتی بعد از اینکه سرم را از روی بالش برداشتم و سعی کردم رؤیا را از ذهنم برانم، کلمات در گلویم بودند: «به نظرت چطور بودم، مامان؟ مامان، به نظرت چطور بودم؟»

 ولی مامان دو متر زیر زمین است. ده سالی می شود که مثل سنگ سرد شده و در تابوت ساده ای از چوب کاج در گورستان آنا کاستیا در حومه ی واشنگتن دی. سی. خوابیده است، چی از او باقی مانده؟ فکر کنم فقط استخوان هایش.

بدون شک باکتری ها ذرهای گوشت باقی نگذاشته اند. شاید چند رشته موی سفید هم مانده باشد، شاید هم چند لايه غضروف براق چسبیده به انتهای استخوان های بلند مثل استخوان ران و درشت نی. آه، بله، و حلقه اش.

 حلقه ی ملیله ی نازکی که پدرم کمی بعد از رسیدن به نیویورک، آن هم با بلیت درجه سه ی یک کشتی روسی که از آن سر دنیا آمده بود، از خیابان هستر برایش خریده بود، باید جایی میان استخوان ها جا خوش کرده باشد.

بله، خیلی گذشته است. ده سال. همه چیز فاسد شده و از میان رفته است. چیزی جز مو، غضروف، استخوان ها و یک حلقه ی نقره ای ازدواج باقی نمانده است. و با این حال تصویرش همچنان به خاطره و رؤیاهای من رخنه می کند.

 چرا در رویا برای مامان دست تکان می دهم؟

سال هاست که این کار را ترک کرده ام. چند سال می شود؟ شاید چند دهه. شاید از همان بعدازظهر پنجاه و چند سال پیش که هشت ساله بودم و او مرا به سینما سیلوان، که در همسایگی مغازه ی پدرم بود، برد. با اینکه صندلی های خالی زیادی آنجا بود، خودش را روی صندلی کناری یکی از پسرهای کله شق محله مان، که از من بزرگتر بود، انداخت. پسر غرید که: «خانم، این صندلی جای کسی است.» مادرم همان طور که خود را در صندلی جا می داد، با لحن تحقیرآمیزی جواب داد: «آره، آره! جای کسی است!» بعد با صدای بلند و طوری که دوروبری ها بشنوند ادامه داد: کارش این است که جا نگه دارد، عجب کار مهمی !»

 سعی کردم در پشتی مخملی صندلی جوری فرو بروم که دیده نشوم. بعد از تاریک شدن سالن، جرئت پیدا کردم و آهسته سرم را چرخاندم.

 پسرک چند ردیف عقب تر رفته بود و کنار دوستش نشسته بود، اشتباه نمی کردم. به من زل زده بودند و به هم نشانم می دادند.

یکی شان مشتش را تکان داد و زیر لب گفت:

 «بعداً !» مامان سینما سیلوان را به من حرام کرد. آنجا دیگر قلمرو دشمن بود. منطقهی ممنوعه، دست کم در روشنایی روز. اگر می خواستم برنامه ی شنبه ها باک راجرز، بتمن، زنبور سبز و روح را پشت سر هم ببينم، باید بعد از شروع برنامه میرسیدم، در تاریکی،صندلی ام را ته سالن و تا جایی که ممکن بود نزدیک به در خروج اضطراری انتخاب می کردم و می نشستم. و قبل از روشن شدن دوباره ی چراغ ها هم آنجا را ترک می کردم. در محله ي ما، هیچ چیز مهمتر از اجتناب از بلای بزرگی نبود که به آن کتک خورده شدن می گفتند. تصور مشت خوردن سخت نیست یک ضربه به چانه و تمام. اینکه هُلِت بدهند، پرتت کنند، لگد بزنند، زخمی ات کنند هم همین طور، ولی اینکه کتک خورده بشوی، آه خدای من! دیگر تمامی نداشت. چیزی ازت باقی نمی ماند. لقب کتک خورده با تو می ماند و برای همیشه به بازی راهت نمی دادند. و دست تکان دادن برای مادر؟ چرا حالا که سال های سال در خصومتی مداوم با او زندگی کرده ام، باید برایش دست تکان بدهم؟ او خودبین، منع کننده، مداخله جو، بدگمان، كينه ای، به شدت یکدنده و فوق العاده کم اطلاع بود (ولي باهوش حتى من هم می توانستم این را بفهمم). یک لحظه را هم به یاد نمیاورم که با او احساس صمیمیت کرده باشم. حتی یک بار هم نشد که به او افتخار کنم یا فکر کنم از اینکه مادرم است، خوشحالم. با زبان گزنده اش درباره ی هرکس جز پدر و خواهرم، حرف بدخواهانه ای در چنته داشت.

من عمه هنا را خیلی دوست داشتم: ملاحتش، محبت بی پایانش، هات داگ های بریان و تارت های میوه ای بی نظیرش را دوست داشتم (دستور پختشان را برای همیشه از دست داده ام، چون پسرش آن را برایم نمی فرستد که این خود ماجرای دیگری دارد). هنا را یکشنبه ها بیشتر از همیشه دوست داشتم. چون رستورانش را که نزدیک محوطه ی نیروی دریایی واشنگتن دی سی. بود تعطیل می کرد و بازی های مجانی در دستگاه ساچمه پران می گذاشت و اجازه می داد ساعت ها بازی کنم.

هرگز مرا به خاطر گذاشتن کاغذ جلو پایه های دستگاه که پایین آمدن ساچمه پران را کند می کرد و باعث می شد امتیاز بیشتری بگیرم، دعوا نمی کرد. عشق و احترام من به هنا، حملات جنون آمیز و بدخواهانه ی مامان به خواهرشوهرش را در پی داشت. . .

*** خريد کتاب مامان و معنی زندگی ***

ادامه مطلبShow less
جزئیات محصول
66756

مشخصات

نویسنده
اروین دی یالوم
مترجم
سعید نیک منش
ناشر
مصدق
تعداد صفحات
320
وزن
356 گرم
شابک
9786007436738
دیدگاه کاربران
بدون نظر

افزودن نظر جدید

  • بسته بندی و ارسال:
  • محتوای کتاب:
  • کیفیت ترجمه:
  • کیفیت چاپ:
این کالا را با استفاده از کلمات کوتاه و ساده توضیح دهید.
برچسب های محصول
You may also like
قطره

کتاب وقتی نیچه گریست اثر اروین یالوم ترجمه سپیده حبیب به کوشش نشر قطره چاپ و منتشر شده است.

کتاب وقتی نیچه گریست آمیزه ای است از واقعیت و خیال، جلوه ای از عشق، تقدیر و اراده در وینِ خردگرایِ سده یِ نوزدهم و در آستانه ی زایش دانش روانکاوی.

فریدریش نیچه، بزرگترین فیلسوف اروپا. یوزف بویر، از پایه گذاران روانکاری... دانشجوی پزشکی جوانی به نام زیگموند فروید همه اجزایی هستند که در ساختار رمان «وقتی نیچه گریست» در هم تنیده می شوند تا حماسه ی فراموش نشدنی رابطه ی خیالی میان بیماری خارق العاده و درمانگری استثنایی را بیافرینند. ابتدای رمان، لو سالومه، این زن دست نیافتنی، از برویر می خواهد تا با استفاده از روش آزمایشی درمان با سخن گفتن، به بیری نیچه ی ناامید و در خطر خودکشی بشتابد. در این رمان جذاب دو مرد برجسته و اسرار آمیز تاریخ تا ژرفای وسواس های خویش پیش می روند و در این راه به نیروی رهایی بخش دوستی دست می یابند.

دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد، گروه درمانگر روان درمانگر اگزیستانسیال، در خلال این رمان آموزشی، به توصیف درمان های رایج برای وسواس فکری که هر دو شخصیت داستان به نوعی گرفتار آن اند، می پردازد؛ ولی درنهایت روش روان درمانی اگزيستانسيال و رابطه ی پزشک- بیمار است که کتاب بیش از هر چیز در پی معرفی آن است.

دکتر سپیده حبیب، مترجم این کتاب، روانپزشک است و با یادداشت های متعدد خود درباره ی مفاهیم تخصصی روانشناسی، روانپزشکی و پزشکی درک این اثر برجسته را برای خوانندگان غیرمتخصص در این زمینه بسیار آسان کرده است.

نیستان

رمان چشمان تاریکی نوشته ی دین کونتز توسط خانم ناهید هاشمیان ترجمه و به کوشش نشر نیستان چاپ و منتشر شده است.

در بخشی از رمان چشمان تاریکی دین کونتز می خوانیم:

باید به ۲۰ ماه قبل برگردیم. موقعی که یک دانشمند چینی به نام لی چن در حالی که یک دیسکت حاوی اطلاعات سلاح های بیولوژیکی و خطرناک چین در دهه اخیر را داشت، در آمریکا مبتلا شد. آنها آن را ووهان ۴۰۰ نامیدند چون از آزمایشگاه RDNA شهر ووهان خارج شده بود و چهارصدمین میکروارگانیسم دست ساز در مرکز تحقيقات آنجا بود. ووهان ۴۰۰ یک سلاح بی نقص بود. فقط انسان را تحت تاثیر قرار می داد و توسط حیوانات منتقل نمی شد. مانند سیفلیس در خارج از بدن بیشتر از یک دقیقه زنده نمی ماند. یعنی نمی توانست به طور دائم اشیا یا مکانی را مانند سیاه زخم یا سایر میکروارگانیسم های کشنده، آلوده کند. با مرگ میزبان، نابود می شد و نمی توانست در دمای کمتر از ۳۰ درجه سانتی گراد زنده بماند. این همه مزیت در یک سلاح خیلی جالب بود...

سخن

رمان یکی نبود (2 جلدی) نوشته ی عاطفه منجزی به کوشش انتشارات سخن چاپ و منتشر شده است.

همه وجودش بی دریغ کسی را می طلبید تا برای همه ی عمر زنجیدگی های جان خسته اش را در کنار او به فراموشی بسپارد. کسی که به وقتش بتواند برای او نقش مادر، همسر، دوست، مردم و هزار نقش رنگارنگ دیگر را بازی کند. کسی که جسم و روحش را به شما آرامشی بکشاند که خدا برای هر جفتی نوید داده بود... کسی که با او مدارا کند. با اویی که درد تنهایی کشیده بود... درد یتیمی درد غریبی در بین قربا... دلش مداوایی عاشقانه می خواست ... مداوایی صمیمانه و پر از عطوفت... و شیرزاد آن کسی بود که می توانست همه ی این ها را مثل گنج گران بهایی به او هدیه دهد... پتانسیلش را داشت.

سخن

رمان شب چراغ (2جلدی) اثری است با همکاری عاطفه منجزی و م بهارلویی و به کوشش انتشارات سخن چاپ و منتشر شده است.

خودش هم نمی دانست قصد کرده انتقام چه چیز را از سوگل بگیرد...انتقام تقاضایی که برای طرزنامیدنش توسط او داشت و تاکیدی که بر خانم زاهد کرده بود یا انتقام دست های استادی که روی شانه های ظریف او نشسته بود؟! دلیلش هر چه بود، این انتقام برای خودش هم گران تمام شده بود؛ این چند روز بدترین روزهای عمرش را گذرانده بود، اما راه دیگری جز همین راهی که می رفت بلد نبود! بالاخره سرو کله ی سوگل از پشت شیشه ی اتاق تشریح پیدا شد. وقتی نگاهش به سوگل افتاد و خیالش راحت شد که آمده، توانست با خیال راحت نفسی تازه کند و با حضورذهن بیشتری به ادامه ی تدریسش برسد. گاهی لجاجت، بزرگترین انگیزه ها را به او می داد.

یوپا

رمان گناهکار (2جلدی) نوشته ی فرشته تات شهدوست به کوشش انتشارات یوپا چاپ و منتشر شده است.

غرور، تعصب و گناه داستانی می سازند که فضای سیاه و سفیدش در برگیرنده ی لحظاتی تکان دهنده است که هم تن را به لرزه می اندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود می کشاند.

ذهن آویز

رمان مجنون تر از فرهاد (2جلدی) نوشته ی م بهارلویی به کوشش انتشارات ذهن آویز چاپ و منتشر شده است.

بالاخره اشکم سرازیر شد. سرم را بلند کردم و گفتم: تو اگه بری، من بعد تو یه مرده می شم. مرده ای که تنها تفاوتش با بقیه مرده ها اینه که نفس می کشه. یادته میگفتی بغض نشکنم رو می شکنی؟ از حالا به بعد دیگه خیلی راحت این بغض شکسته می شه! تو بگو محراب، من بعد تو چه کار کنم؟ کاش می فهمیدی این پری که مقابلت ایستاده مثل بچه ای که از دست مامانش کتک خورده، مشتاقانه منتظره به آغوش همونی پناه ببره که از دستش کتک خورده!

یوپا

کتاب این یک فرشته است (براساس سرگذشت واقعی ملیکا کانطوری) نوشته ی محدثه رجبی توسط انتشارات یوپا چاپ و منتشر شده است.

کتاب این یک فرشته است داستان دخترانگی های بی پایانی است که با تلخ ترین حالت ممکن پایان یافته است. این یک فرشته است داستان عشق است... داستان لبخندهای زیبایی که صورت پرنشاط دختری به نام ملیکا را مزین می کند و عشق را در رگ های او به جریان در می آورد.

این یک فرشته است روایت پاکی و مهربانی دختری است که آفریده شده ای است برای صداق و فرشته بودن!

گاهی اوقات چیزهایی به چشم می بینم که ممکن روزی حتی در خواب و پشت پلک های بسته هم تصوری از آنها نداشته باشیم. همان آرامش قبل از طوفان که در اوج خوشبختی، شادی و آرامشِ مطلق به سراغمان می آید و دردی می شود بی درمان... مثل دیدن عزیزی روی تخت بیمارستان...! دردی خانمان سوز که حاضری جانت را فدا کنی تنها برای این که بلا از سر عزیزترین فرد زندگیت بگذرد تا نفس راحت بکشی و خدا را شکر کنی!

ملیکا فرشته ای است که همواره نگاه گرم پدر مهربان  دلسوزش و لبخند توام با نگرانی و عشق مادر عاشقش را بخود به همراه دارد و اما ... سایه نحس بیماری بی رحمانه پرده ای از غم را بر روی چشمان عسلی و همیشه امیدوارش می اندازد.

فرشته ی قصه ی ما اسطوره ای است از صبر و مقاومت که در سخت ترین لحظات زندگی اش با لبخند پر از آرامشش، غم را از قلب های عزیزانش دور می کند و نقطه شروع از زمانی است که ملیکای فرشته قصد دارد با سختی های زندگی مبارزه کند...

نگاه

کتاب پول و زندگی نوشته ی امیل زولا توسط علی اکبر معصوم بیگی ترجمه و به کوشش نشر نگاه چاپ و منتشر شده است.

پول، هجدهمین رمان از سلسله داستان های مشهور روگند ماکار، به توصیف محافل سفته بازان، سوداگران و بورس بازان پاریس می پردازد. آریستید ساکاره قهرمان کتاب و برادر روگن، وزیر قدرتمند، سوداگر بی وجدان و ورشکسته ای است که برای بار دوم به تجارت روی می آورد. بانک انیورسال را تاسیس می کند تا از سراسر خاورمیانه بهره کشی کند و برای توفیق در نقشه های بلند پروازانه اش از قربانی کردن نزدیک ترین کسان خود نیز پروا ندارد. او بنده و کارگزار پول است برای او زندگی و عشق و تمدن بشری فقط در پول خلاصه می شود.

رمان قدرتمند پول و زندگی، که شرارت ها و پلیدی هایی را برملا می سازد که پرستش بت پول در جهان مدرن می تواند در پی داشته باشد، به طرزی درخشان زندگی پر جلال و جبروت پاریس را در اواخر سده ی نوزدهم وصف می کند و شخصیت هایی را به صحنه می آورد که در رنگارنگی و غنا کم نظیراند.

قطره

کتاب درمان شوپنهاور نوشته اروین یالوم توسط خانم سپیده حبیب ترجمه و به کوشش نشر قطره چاپ و منتشر شده است.

اروین یالوم در کتاب درمان شوپنهاور تصور می کند فیلسوف معاصری به نام فیلیپ که فردی منزوی و به نوعی رونوشت شوپنهاور است، به یکی از گروه های درمانی روان درمانگر مشهوری به نام جولیوس وارد می شود که خود به دلیل رویارویی ناگهانی با سرطان و مرگ خویش، به مرور دوباره ی زندگی و کارش نشسته است. فیلیپ آرزو دارد با به کارگیری اندیشه های شوپنهاور، به یک مشاور فلسفی بدل شود و برای این منظور نیازمند سرپرستی جولیوس است. ولی جولیوس می خواهد به کمک اعضای گروه به فیلیپ/ شوپنهاور بقبولاند که این ارتباط انسانی است که به زندگی معنا می بخشد؛ کاری که هیچ کس برای شوپنهاور تاریخی نکرد.

اروین یالوم - استاد بازنشسته ی روانپزشکی دانشگاه استنفورد، روان درمانگر اگزیستانسیال و گروه درمانگر در کتاب درمان شوپنهاور نیز همچون رمان وقتی نیچه گریست با زبان سحرانگیز داستان، به معرفی اندیشه های پیچیده ی فلسفی و توصیف فنون روان درمانی و گروه درمانی می پردازد.

شادان

رمان نسل عاشقان از ر اعتمادی یکی از بهترین نویسندگان رمان های ایرانی به کوشش انتشارات شادان چاپ و منتشر شده است.

امروز که به تمامی آن سالها نگاه می کنم می بینم زندگی نسل ما، تاریخ این دیار است و به راستی هرکدام عمری تجربه بوده اند... از کودکی چون بزرگسالان زندگی کردیم و چون به بزرگسالی رسیدیم مسئولیتی فراتر از توان بردوش کشیدیم . اما امیدوارم که فرزندان امروز از شنیدن قصه ی نسل ما... تجربه ای نو بیاموزند و ما را باور کنند: نسلی که نسل عشق بود و مهر...

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم