من پیش از تو

52226

جدید

کتاب من پیش از تو پرفروش ترین اثر جوجو مویز نویسنده ی انگلیسی تبار که توسط خانم مریم مفتاحی ترجمه و توسط انتشارات آموت به چاپ رسیده است. این کتاب که یکی از پرفروش ترین  رمان های عاشقانه ی جهان است روایت گر عشق پرستاری به نام لوییزا به بیمارش ویل است.

شما را به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب من پیش از تو در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

جزییات بیشتر

پیشنهاد شگفت انگیز

45,900 تومان

51,000 تومان

- +

ناشر: آموت

 
معرفی کتاب

معرفی کتاب من پیش از تو

رمان عاشقانه ی کتاب من پیش از تو اثر جوجو مویز و ترجمه‌ی مریم مفتاحی است. این کتاب که توسط انتشارات آموت به چاپ رسیده است، در نوع خود بی نظیر است. من پیش از تو رمانی عاشقانه باسبکی جدید و متفاوت است. عشقی ماورائی که خواننده را مجاب می کند تا پایان او را دنبال کند. این داستان به روایت زندگی مرد جوان و جسوری می پردازد با علاقه‌ی فراوان به ورزش‌های خطرناک، در یک حادثه تمام زندگی‌اش دگرگون می شود. رمان، داستانی درباره ی پرستاری به نام لوییزا است، که در روند کارش‌ به بیمار خود، ویل علاقه‌ پیدا می کند. درحقیقت داستان شکل گیری علاقه و رابطه‌ی عاشقانه این دو با هم راروایت می کند. نویسنده علاوه‌ بر اینکه به فراز و نشیب‌های رابطه‌ی عاشقانه ی آنها می پردازد، به نوعی نقد مثبتی بر دیگنیتاس نیز هست. دیگنیتاس نام بنیادی است که از پزشکان و پرستاران حرفه‌ای‌ تشکیل شده  است که کمک می‌کنند تا کسانی که بیماری لاعلاجی دارند، بتوانند با علاقه و میل شخصی خودشان، را از بین ببرند. این قانون با وجود موافقان و مخالفان فراوان، در بعضی از کشورهای جهان به تصویب شده است. در این رمان نیز یکی از گره‌های داستانی، درگیری شخصیت‌ها با این مسئله است. درگیری‌ای که به سرانجام آن نقطه‌ی عطف داستان را خواهد ساخت.

*** خرید کتاب من پیش از تو ***

قسمتی از کتاب من پیش از تو

وقتی از حمام بیرون می آید، زن هم بیدار شده است، به بالش تکیه داده و کتابچه ی راهنمای مسافرت کنار تختخوابش را ورق می زند. یکی از بلوزهای مرد را پوشیده و موهای بلندش طوری به هم ریخته که ناخودآگاه شب گذشته را به ذهن می آورد. مرد همان جا می ایستد و با حوله موهایش را خشک می کند، سرخوش از یادآوری خاطرات است. زن سرش را از کتابچه بلند می کند و لب ور می چیند. شاید سنش برای این کار کمی زیاد باشد، ولی مدت نه چندان طولانی آشنایی این فرصت را به زن می دهد خود را کمی لوس کند.
- حتما باید کاری انجام بدهی که به کوهنوردی مربوط شود، یا حتما باید توی دره های تنگ و باریک بچرخی؟ اولین تعطیلات درست و حسابی ماست. واقعا کدام مسافرت است که هم می توانی از شر لباس خلاص شوی و هم...

وانمود می کند چندشش شده است. بعد ادامه می دهد:

- هم پشم گوسفند بپوشی.

کتابچه را پایین تختخواب می اندازد و دست های کاراملی رنگش را زیر سر می گذارد. از صدای خش دارش پیداست ساعاتی از شب گذشته را بیداری کشیده است.

- چشمه های لوکس آب معدنی توی بالی چه طور است؟ می توانیم روی شن دراز بکشیم... حسابی از ما پذیرایی شود... شب های طولانی و آرام...

- از این جور تعطیلات خوشم نمی آید. حتما باید کاری بکنم.

- مث خودت را از هواپیما بیندازی بیرون؟

- تا امتحان نکردی الکی ردش نکن! زن چهره درهم می کشد.

- اگر از نظرت اشکالی ندارد، ترجیح می دهم ردش کنم. رطوبت بدن مرد، بلوزش را نمناک کرده است. موهایش را شانه می زند و گوشی تلفن همراهش را روشن می کند. با دیدن تعداد پیام ها که پشت سرهم در صفحه ی کوچک گوشی به حرکت درمی آیند، قیافه اش درهم می رود.

می گوید:

- خب، حالا پاشو صبحانه بخور.
روی تختخواب خم می شود و زن را می بوسد. زن گرما و رایحه ی بدنش را حس می کند.
- باز آخر هفته می روی؟

- بستگی به این معامله دارد. کمی هم به هوای امروز. شاید مجبور شدم بروم نیویورک. در هر صورت، پنجشنبه می رویم رستوران، یک شام خوب می خوریم، انتخاب رستوران با تو.
لباس چرمی موتورسواری اش را از پشت در برمی دارد.
زن چشمانش را تنگ می کند.
- شام، با آقای بلک بری یا بدون او؟
. چطور؟
- آقای بلک بری باعث می شود احساس کنم سرخر هستم.
زن دوباره لب ور می چیند.

-  همیشه فکر می کنم شخص سومی هست که تلاش می کند توجه ات را جلب کند.

- زنگش را قطع می کنم. زن با اوقات تلخی می گوید:
- ویل ترینر، وقت هایی هم باید خاموشش کنی.
- دیشب خاموش کردم، نکردم؟
- زورکی
مرد لبخند می زند.
- حالا می گویی زورکی؟

پاهایش را داخل لباس چرمی می کند و آن را بالا می کشد. بالاخره توجه مرد از ليسا منحرف می شود. کاپشن موتورسواری را روی دست می اندازد و همین طور که از اتاق خارج می شود، برای زن بوس می فرستد.
بیست و دو پیام در گوشی تلفن همراه بلک بری خود دارد. اولین پیام ساعت 3:42 صبح از نیویورک رسیده. مشکل قانونی پیش آمده است. سوار آسانسور می شود تا به پارکینگ در زیرزمین برود، تلاش می کند در جریان آخرین اخبار شب گذشته قرار بگیرد.

*** خرید کتاب من پیش از تو جوجو مویز ***

- صبح بخیر آقای ترینر.
نگهبان از اتاقش بیرون می آید. با وجودی که زیرزمین از جریان باد و باران در امان است، اتاقک از نوع ضد باد و باران ساخته شده. ویل دوست دارد بداند این مرد، اول صبح، این جا توی زیرزمین، وقتی به تلویزیون مداربسته و سپر براق اتومبیل های ۶۰۰۰۰ پوندی زل می زند، به چه فکر می کند.

ویل دستش را داخل کاپشن می کند.

- مایک هوای بیرون چه طور است؟

- افتضاح. چنان باران می آید که انگار سقف آسمان پاره شده.
ویل می ایستد.
- واقعا؟ با موتور نمی شود رفت؟

- مایک سری تکان می دهد.

- نه قربان. مگر این که قایق بادی وصل کنید. یا قصد خودکشی داشته باشید.

ویل به موتورسیکلتش خیره می شود. لباس چرمی را در می آورد. مهم نیست لیسا چه فکری می کند ولی او کسی نیست که بی گدار به آب بزند و خودش را بی جهت به خطر بیندازد. جعبه ی روی موتور را باز می کند و لباس چرمی را داخلش می گذارد. دوباره درش را قفل می کند و کلید را به طرف مایک پرت می کند. مایک هم آن را با یک دست در هوا می گیرد.

- از زیر در آپارتمانم بینداز داخل، اشکالی ندارد؟

- نه مشکلی نیست. می خواهید تاکسی بگیرم.

- نه، آن وقت هر دو خیس می شویم.

مایک دگمه ی میله ی ایست را می زند و ويل خارج می شود. ویل دستش را بالا می برد و تشکر می کند. صبح زود است و هوا تاریک و توفانی. ترافیک خیابان های مرکز لندن با این که هنوز ساعت هفت ونیم نشده سنگین و کند است. یقه اش را بالا می دهد و در خیابان قدم می گذارد و به طرف تقاطع می رود تا تاکسی بگیرد. خیابان از باران لغزنده است، پیاده رو مثل آینه شده و نور خاکستری بر آن می درخشد. وقتی افراد دیگری را می بیند که روی لبه ی جدول خیابان ایستاده اند، در دل فحش می دهد. مردم لندن از کی این قدر سحرخیز شده اند؟ انگار همه یک فکر دارند. نمی داند کجا بایستد تا راحت تر تاکسی گیرش بیاید. همان موقع تلفن زنگ می زند. روپرت است.
- دارم می آیم. الان منتظر تاکسی ام.
از آن طرف خیابان، نور نارنجی یک تاکسی را می بیند که نزدیک می شود. قدمی به جلو برمی دارد، امیدوار است کسی متوجه آن نشده باشد. اتوبوسی رد می شود، پشت سرش هم کامیونی که ترمزهایش چنان صدا می دهند که صدای روپرت را نمی شنود. از سروصدای اتومبیل ها مجبور می شود فریاد بزند.
- روپ، صدایت را نمی شنوم. دوباره بگو.
حالا خودش تنها در جای امنی ایستاده است و اتومبیل ها سریع از کنارش عبور می کنند. نور نارنجی تاکسی را می بیند و دست آزادش را بالا می برد، کاش در آن باران سیل آسا راننده او را ببیند.
- باید به جف در نیویورک زنگ بزنی. هنوز آن جاست. منتظر توست. دیشب خیلی تلاش کردیم با تو تماس بگیریم

- چه مشکلی پیش آمده؟

- اشکال قانونی. با دو بندش مشکل دارند. امضاء.. اوراق...

در همان لحظه اتومبیلی رد می شود و صدای روبرت دیگر به گوش نمی رسد. لاستیک اتومبیل با ریزش باران ویژ صدا می کند.
- نفهمیدم چی گفتی.
راننده ی تاکسی او را دیده است. سرعتش را کم می کند و همین طور که از طرف دیگر خیابان آهسته می آید، آب زیادی به اطراف پاشیده می شود. ویل متوجه مردی می شود که با دیدن او با دلخوری تمام قدم های تندش را آهسته می کند، حتما فهمیده است ويل زودتر به تاکسی میرسد. ویل یک جورهایی احساس پیروزی می کند. با صدای بلند می گوید:

- ببین، کارهای دفتری روی میزم را به کلی بده. من تا ده دقیقه ی دیگر می رسم. به دو طرف خیابان نگاه می کند، بعد سرش را پایین می اندازد و دوان دوان آخرین قدم هایش را به طرف تاکسی برمی دارد. کلمه ی «بلک فرارز» سر زبانش است. باران از لای یقه وارد پیراهنش می شود. همین مسافت کوتاه پیاده رفتن در خیابان قطعا باعث می شود مثل موش آب کشیده به دفتر کارش برسد. شاید مجبور شود منشی را بفرستد تا برایش پیراهن بیاورد.
- باید پیش از رسیدن مارتین تلاش لازم را بکنیم.

صدای گوش خراشی می آید، ویل نگاه می کند. صدای ناخوشایند بوق اتومبیلی است. تاکسی سیاه براق را مقابلش می بیند. راننده شیشه اتومبیل را پایین داده است. در گوشه ی میدان دیدش چیزی می بیند که نمی تواند به خوبی تشخیص دهد. آن چیز با سرعت باورنکردنی به طرفش می آید.
صورتش را به طرف آن برمی گرداند، بلافاصله متوجه می شود در مسیرش قرار دارد و به هیچ طریقی نمی تواند خودش را از سر راهش کنار بکشد. از وحشت، دستش باز می شود، گوشی بلک بری رها می شود و می افتد زمین. فریادی می شنود که احتمالا از گلوی خودش خارج شده است. آخرین چیزی که می بیند دستکش های چرمی هستند و صورتی که داخل کلاه ایمنی است. وحشت حاضر در چشمان مرد در چشمان خودش هم منعکس می شود. بعد انفجاری صورت میگیرد و چیزی باقی نمی ماند.

*** خرید کتاب من پیش از تو با تخفیف ***

 
مشخصات کتاب
عنوان کتاب من پیش از تو
عنوان اصلی کتاب Me Before You
موضوع اصلی کتاب رمان خارجی
نویسنده جوجو مویز
مترجم مریم مفتاحی
ناشر آموت
تعداد صفحات 536
وزن 605 گرم
زبان کتاب فارسی
ژانر کتاب رمان خارجی
قطع رقعی
مشخصات تکمیلی داستانهای انگلیسی،قرن 20م،از پرفروش ترین های نیویورک تایمز
شابک 9786006605425

نوشتن دیدگاه

من پیش از تو

کتاب من پیش از تو پرفروش ترین اثر جوجو مویز نویسنده ی انگلیسی تبار که توسط خانم مریم مفتاحی ترجمه و توسط انتشارات آموت به چاپ رسیده است. این کتاب که یکی از پرفروش ترین  رمان های عاشقانه ی جهان است روایت گر عشق پرستاری به نام لوییزا به بیمارش ویل است.

شما را به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب من پیش از تو در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

نوشتن دیدگاه

 
دیدگاه‌ها(1)
1398-12-03

من پیش از تو

رمانهای جوجو مویز عالی هستند

  • آیا این نظریه برای شما مفید بود؟
  • (0) (0)

نظر شما در مورد این کتاب چیست؟

30 محصول مشابه یافت شد

21,600 تومان 24,000 تومان

67,500 تومان 75,000 تومان

6,750 تومان 7,500 تومان

80,550 تومان 89,500 تومان

10,800 تومان 12,000 تومان

40,500 تومان 45,000 تومان

7,650 تومان 8,500 تومان

46,800 تومان 52,000 تومان

27,000 تومان 30,000 تومان

43,200 تومان 48,000 تومان

20,700 تومان 23,000 تومان

46,800 تومان 52,000 تومان

58,410 تومان 64,900 تومان

54,000 تومان 60,000 تومان

49,500 تومان 55,000 تومان

40,500 تومان 45,000 تومان

18,000 تومان 20,000 تومان

67,500 تومان 75,000 تومان

49,500 تومان 55,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

13,500 تومان 15,000 تومان

21,250 تومان 25,000 تومان

10,200 تومان 12,000 تومان