چرخ روزگار

لیوسا

جدید

کتاب چرخ روزگار نوشته ی ماری هیگینر کلارک رمانی جنایی و خوشخوان در مورد خبرنگاری است که از مادر حقیقی خود جدا شده و به دنبال یافتن اوست این کتاب به همت مرجان رزم آزما ترجمه و توسط نشر لیوسا چاپ و منتشر شده است.

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب چرخ روزگار در بوکالا دعوت می کنیم.

جزییات بیشتر

پیشنهاد شگفت انگیز

39,600 تومان

44,000 تومان

- +

 
بررسی تخصصی

قسمتی از کتاب چرخ روزگار

اولین صدای گربه ی نوزاد آن قدر تأثیر گذار بود که باعث شد آه از نهاد دو زوجی که بیرون اتاق زایمان ایستاده بودند، برآید. گورا بنکز، قابله ای که نوزاد را به دنیا آورده بود، وی را به آنها نشان داد. چشمان جیمز و جنیفر رایت سرشار از شوق و ذوق شد. همین رضایت و شعف در چهره ی رز و مارتین رایان نیز موج می زد و چقدر خوشحال بودند که دختر هفده ساله شان مادر شده است.
این دو زوج یکدیگر را فقط به نام های اسمیتز و جونز می شناختند و هیچ یک از آنها علاقه ای به دانستن نام واقعی آن زوج دیگر نداشت. یک ربع بعد، آنها همچنان مشتاقانه منتظر بودند تا نوزاد را ببینند.
نوزاد دختری سه کیلویی و خواب آلود با موهای مشکی فرفری بود که با صورت سفیدش تضادی شیرین داشت. چشمانش را که باز و بسته کرد، معلوم شد چشمان درشت قهوه ای رنگی دارد. جنیفر رایت دستش را دراز کرد تا نوزاد را از کورا بگیرد، که وی لبخندی زد و گفت: گمانم هنوز یک کار تیمه تمام باقی مانده.
همان موقع جیمز رایت کیف پولش را از جیب در آورد و گفت: شصت هزار دلار . بشمارش.
مادر نوزاد دانش آموز دبیرستانی هفده ساله ای بود که در شب فارغ التحصیلی اش باردار شده بود. پدر و مادرش واقعیت را از همه پنهان کرده و به دوست و آشنا گفته بودند که نمی توانند دختری به این جوانی را به کالجی دور از خانه بفرستند و او را نزد عمه اش فرستاده اند که در میلواکی یک لباس فروشی دارد تا همان جا کار کند. پسر هجده ساله ای را که پدر بچه بود، به کالج فرستاده بودند در حالی که روحش هم از آن بارداری خبر نداشت.
گورا گفت: «چهل هزار دلار برای هزینٹی کالجی که مادر بچه باید برود.» بعد پول ها را شمرد و آنها را به مادر دختر داد. سپس با دست دیگرش محکم نوزاد را در آغوش نگه داشت و اشاره ای به این موضوع نکرد که بیست هزار دلار باقی مانده سهم خودش از به دنیا آوردن بچه است.
والدین دختر در سکوت پول را قبول کردند. جنیفر رایت بازوان مشتاقش را به طرف بچه دراز کرد و نجواکنان گفت: «خیلی خوشحالم.»
گورا گفت: «گواهی تولد را به نام شما گرفتم.»
لبخند گورا غمگین و دلمرده بود و تاثیری در چهره ی بی رنگ و استخوانی اش نگذاشت. با اینکه فقط چهل سال داشت، حداقل ده سال پیرتر به نظر می رسید. به طرف والدین مادر جوان برگشت و گفت: بگذارید چند ساعت بخوابد، بعاد ببریدش خانه.
در اتاق زایمان، مادر هفده ساله کم کم به هوش می آمد. سپس به دنبال نوزادی گشت که او را بعد از زایمان روی سینه اش گذاشته بودند. از ته دل جیغی کشید و گفت: چه ام را می خواهم. من دخترم را میخواهم. بچدام را تبرین خودم ازش مراقبت می کنم.
دو ساعت بعد، او را در حالی که در بندی پیچیده بودند به نزدیکترین مثل بردند و صبح روز بعد، تک و تنها در هواپیمایی به مقصد میلواکی تشنه بود.

 
جزئیات فنی
عنوان کتاب چرخ روزگار
موضوع اصلی کتاب رمان
نویسنده ماری هیگینز
مترجم مرجان رزم آزما
ناشر لیوسا
تعداد صفحات 312
وزن 355
زبان کتاب فارسی
سال چاپ 1398
نوبت چاپ 1
ژانر کتاب رمان
قطع رقعی
جلد کتاب شمیز
شابک 9786003400795

نوشتن دیدگاه

چرخ روزگار

کتاب چرخ روزگار نوشته ی ماری هیگینر کلارک رمانی جنایی و خوشخوان در مورد خبرنگاری است که از مادر حقیقی خود جدا شده و به دنبال یافتن اوست این کتاب به همت مرجان رزم آزما ترجمه و توسط نشر لیوسا چاپ و منتشر شده است.

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب چرخ روزگار در بوکالا دعوت می کنیم.

نوشتن دیدگاه

30 محصول مشابه یافت شد

79,200 تومان 88,000 تومان

21,600 تومان 24,000 تومان

45,900 تومان 51,000 تومان

6,750 تومان 7,500 تومان

53,550 تومان 59,500 تومان

27,000 تومان 30,000 تومان

7,650 تومان 8,500 تومان

41,400 تومان 46,000 تومان

31,500 تومان 35,000 تومان

23,400 تومان 26,000 تومان

40,500 تومان 45,000 تومان

27,000 تومان 30,000 تومان

34,200 تومان 38,000 تومان

18,000 تومان 20,000 تومان

36,000 تومان 40,000 تومان

25,200 تومان 28,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

13,500 تومان 15,000 تومان

21,250 تومان 25,000 تومان

منو