صد سال تنهایی نشر آریابان

کتاب صد سال تنهایی رمان مشهور نویسنده ی کلمبیایی گابریل گارسیا مارکز ، در سال 1967 نوشته شده است. صد سال تنهایی داستان چند نسل از خانواده بوئندیا را که پدرش، خوزه آرکادیو بوئندیا، شهردار شهر مکوندو، یک شهر خیالی در کلمبیاست را به تصویر می کشد.

رمان صد سال تنهایی اولین بار در سال 1967 منتشر شد. صد سال تنهایی تاکنون به 37 زبان زنده دنیا ترجمه شده و بیش از 30 میلیون نسخه از آن به فروش رسیده است. این کتاب به همت کیومرث پارسای ترجمه و انتشارات آریابان چاپ و نشر آن را برعهده داشته است.

شما را به مطالعه معرفی و قسمتی از کتاب صد سال تنهایی در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

ادامه مطلبShow less
موجود شد خبرم کن!
مرجع:
15699
نام برند:
صنایع دستی آقاجانی

گلدان صراحی مس و خاتم کاری تولید صنایع دستی آقاجانی یکی از زیبانرین و پرفروش ترین صنایع دستی اصفهان است. این گلدان در ابعاد و کیفیت های متفاوتی طراحی و ساخته شده است. گلدان خاتم کاری کد K013 با 16 سانتی متر ارتفاع، مقاوم در برابر ضربه، نور آفتاب و رطوبت هوا و دارای گواهینامه کیفیت جهانی ISO9001:2015 می باشد.

صنایع دستی آقاجانی

دخل فیروزه کوب بزرگ کد FT021 کاری از شاغلین در صنایع دستی اصفهان تولید صنایع دستی آقاجانی است که با گارانتی 10 ساله تضمین کیفیت و با بهترین قیمت و البته به صورت رایگان تقدیم خریداران می گردد. در ساخت دخل فیروزه کوب آقاجانی از بهترین فیروزه نیشابور استفاده شده است و دارای گارانتی کیفیت ISO 9001 و گواهی استاندارد ملی ایران است.

صنایع دستی آقاجانی

آجیل خوری فیروزه کوبی ترنج کد FT066 بزرگترین آجیل خوری مسی تولید صنایع دستی آقاجانی یکی از معروفترین تولیدکنندگان صنایع دستی اصفهان از بهترین مواد اولیه تولید شده است. در تولید این آجیل خوری فیروزه کوبی شده از بهترین و ناب ترین فیروزه نیشابور استفاده شده است. از نکات قابل توجه این محصول گارانتی 10 ساله و استاندارد ملی ایران است. ارتفاع این «آجیل خوری مسی» 42 سانتی متر و قطری در حدود 32 سانتی متر دارد.

توضیحات

معرفی کتاب صد سال تنهایی

شجرنامه خانواده بوئندیا-صدسال تنهایی-بوکالا

کتاب صد سال تنهایی نوشته گابریل گارسیا مارکز، داستان هفت نسل از خانواده بوئندیا را در شهر خیالی مکوندو به تصویر می کشد. پایه گذاران شهر خیالی مکوندو خوزه آرکادیو بوئندیا و همسرش ریاحچا شهری در کلمبیا را به قصد یافتن زندگی بهتر و جدیدی ترک میکنن.

ناپدیدشدن و مرگ عجیب برخی از شخصیت های داستان به جادویی شدن داستان می افزاید در صد سال تنهایی، با شخصیت های واقعی و گاهی حقیقی مواجه هستیم اما ماجرای داستان مطابق روابط علت و معلولی شناخته شده و ملموس دنیای ما پیش نمی روند.

*** خرید کتاب صد سال تنهایی مارکز ***

هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هرآن امکان دارد کسی عاشق لبخند تو شود.

قسمتی از کتاب صد سال تنهایی

سالها بعد، وقتی که سرهنگ آئورليانو بوئندیا در مقابل جوخه ی آتش قرار گرفت، آن بعدازظهر دوردستی را به یاد آورد که پدرش او را برای یافتن یخ برده بود. در آن زمان ماکوندو یک روستای بیست خانواری با خانه های خشتی بود. این روستا در ساحل رودی ساخته شده بود که آب زلال آن از روی سنگهای صاف صیقلی شده ی سفیدرنگ بزرگی عبور می کرد، سنگ هایی که مانند تخم های حیوانات ماقبل تاریخ بودند. دنیایِ اطرافِ محل زندگی آنها، آنقدر تازه بود که خیلی از چیزها هنوز اسمی نداشت. و برای نام بردنشان می بایست به سویشان اشاره کرد. هر سال در طول ماه مارس خانواده ای از کولی های ژنده پوش به آنجا می آمدند و چادرهای خود را در نزدیکی روستا برپا می کردند و حضور خود را با دمیدن در سرنا و کوبیدن طبل و به نمایش گذاشتن ابداعات جدید، اعلام می کردند. کولی ها نخست آهن ربا را به آنها شناساندند. یکی از آنها که مردی درشت اندام با ریش ژولیده و دست هایی مانند چنگال های پرستو بود و خود را ملکیادس می نامید، نمایشی را در معرض تماشای عموم گذاشت که خودش آن را هشتمین عجایب دانشمندان کیمیاگر ماسدونیا (مقدونیه) می نامید. برای این کار، خانه به خانه میرفت و دو تا شمش فلزی را با خود می کشید. و همه از دیدن قابلمه ها، تابه ها، انبرها و منقل ها که از محل قرار گرفتن شان سرنگون میشدند و تیرک های سقفها که در اثر فشار کششی میخ ها و پیچ های رویشان به پایین خم شده و در معرض شکستن قرار می گرفتند، شگفت زده شده بودند. حتی بعضی از چیزهای آهنی که پیش تر گم شده بودند، از جاهایی بیرون می آمدند و به صورت غلتان، با صدای ترق و تروق به دنبال آهن رباهای سحرآمیز ملکیادس کشیده می شدند. در این جا بود که آن کولی با لهجه ی غلیظی چنین اعلام کرد: «همه ی اشیاء جان دارند اما خوابیده اند فقط می ماند موضوع ساده ی چگونه بیدار کردن روح آنها.»

خوزه آرکادیو بوئندیا که تخیلات لجام گسیخته ی وی همواره از نبوغ طبیعت و حتی از معجزات و سحر و جادو فراتر می رفت، اندیشید که شاید بتوان از آن ابداع بی مصرف، جهت بیرون کشیدن طلا از شکم زمین بهره جست. اما ملکیادس که مرد صادقی بود او را از این کار برحذر داشت و گفت: «این چیزها برای چنین کاری بدرد نمیخورند.» ولی خوزه آرکادیو بوئندیا در آن زمان صداقت کلام آن کولی را باور نکرده و آن دو شمش آهن ربا را با یک قاطر و دو رأس بزغاله معامله کرد. همسر او، اورسولا ایگواران که برای افزایش هست و نیست ناچیزشان به آن حیوانات متکی بود، نتوانست شوهرش را از این معامله منصرف کند و شوهرش در پاسخ وی گفت: «طولی نمی کشد آن قدر طلا داشته باشی که حتی کف اطاقهای خانه را نیز با ورقه های طلا فرش کنی.» و برای نشان دادن درستی ایده اش چندین ماه سخت به فعالیت پرداخت. برای این کار وجب به وجب آن منطقه، حتی بستر رودخانه را جستجو کرده و آن دو شمش آهن ربا را با خود به این طرف و آن طرف می کشید و افسون ملکیادس را با صدای بلند از برمی خواند. ولی چیزی نیافت. تنها چیزی که در طول این مدت موفق به یافتنش شد، یک زره فلزی متعلق به قرن پانزدهم بود که در اثر زنگ زدگی، تکه های آن به هم چسبیده بود. پس از این که خوزه آرکادیو با کمک چهار نفر کارگر وردست خود توانست حفره ی داخلی کدو تنبل مانند آن را از هم باز کند، تنها چیزی که یافت یک اسکلت آهکی شده با یک جعبه ی مسی کوچک به دور گردنش بود که داخل آن هم فقط مشتی موی سر زنانه قرار داشت.

عکس کتاب صدسال تنهایی

در ماه مارس بعد بود که کولیها مجددا بازگشتند. این بار نیز یک دوربین صحرایی و یک عدسی به بزرگی صفحه ی یک طبل را به عنوان آخرین اختراع یهودیان آمستردام به همراه آورده بودند تا به نمایش بگذارند. برای این کار ابتدا یک زن کولی را در انتهای آن روستا نشاندند و سپس آن دوربین را روی پایه ای، جلوی ورودی یک چادر نصب کردند و هر کدام از اهالی فقط با پرداخت یک سکه ی کم بها، می توانستند با نگاه کردن در آن دوربین زن کولی را فقط در یک قدمی خود ببینند. رئیس کولی ها، ملکیادس با مشاهده ی شگفت زدگی مردم آن روستا، بادی به غبغب انداخته و چنین بیان کرد: «دانش موجب شده تا فاصله، از میان برداشته شود، طولی نمی کشد که انسان قادر خواهد بود هر اتفاقی را که در هر نقطه از زمین رخ می دهد، در فاصله زمانی کوتاهی مشاهده نماید، بدون اینکه حتی از منزل خود خارج شوند.» او در آفتاب سوزان دم ظهری نیز یک نمایش شگفت انگیز دیگر را با آن عدسی بزرگ به نمایش گذاشت. برای این کار مقداری علف خشک را در وسط یک خیابان قرار داده و نور آفتاب را با استفاده از آن عدسی درشت به روی آنها متمرکز کرده و در عرض چند ثانیه به آتش کشید، خوزه آرکادیو بوئندیا که هنوز از شکست خود در رابطه با آن آهن رباها پند نگرفته بود، این بار هم با مشاهده ی قدرت آن عدسی درشت، به این فکر افتاد که شاید بتوان از آن وسیله به عنوان یک اسلحه ی جنگی بهره گرفت. این بار هم ملكيادس سعی کرد او را از این فکر منصرف کند، ولی در نهایت با قبول آن دو شمش آهن ربا به اضافه ی سه تا سکه ی مستعمره ای، آن ذره بین درشت را در اختیار وی قرار داد. اورسولا نیز چون نتوانست جلوی شوهرش را بگیرد، از فرط حیرت و ناراحتی فقط توانست گریه کند. آن سکه ها از محتویات صندوقچه ای بود که پدرش با یک عمر در فقر و فلاکت زیستن، پس انداز کرده بود. او نیز آن را با مراقبت تمام در زیر تختخواب خود برای روز مبادا و استفاده ی بهینه و مناسب، چال کرده بود. اما خوزه آرکادیو بوئندیا در این مورد نیز با همسرش مشورتی نکرده و کاملا غرق در تاکتیک های تجارب علمی اش حتی به قیمت جان خود، شده در یک اقدام برای نشان دادن اثرات مخرب آن عدسی بر روی قشون دشمن، خودش را در معرض تابش نور متمرکز شده توسط آن ذره بین قرار داد و در نتیجه بدنش به شدت سوخت و تاول زد و مدتها طول کشید تا بهبود یابد. اما با وجود اینها پند نگرفته و حتی یک بار در اثر خشم ناشی از اعتراضات همسرش به خطرناک بودن این اختراع، چیزی نمانده بود که خانه را به آتش بکشد. به هر حال برای رسیدن به اهداف خود ساعت های متمادی را در داخل اطاقش صرف محاسبه ی تواناییهای احتمالی سلاح برجسته ی خود می کرد، تا اینکه توانست دستورالعمل واضح آموزشی شگفت انگیزی را با یک اعتماد به نفس غیرقابل مقاومت، سرهم بندی نماید. سپس آن را به همراه توضیحات مفصلی پیرامون آزمایشهای تجربی خود و چندین صفحه طرح و نقشه ی توضیحی، توسط پیکی برای دولت فرستاد که برای رسیدن به مقصد، چندین رشته کوه را درنوردید، در باتلاق های بیشماری گم شد، از رودخانه های سیلابی عبور کرد و چیزی نمانده بود، که در اثر یأس و ناامیدی، مرض طاعون و جانوران وحشی تلف بشود ولی بالاخره مسیری یافت که به کوره راه مالرو ختم میشد و حیوانات از آن عبور می کردند. خوزه آرکادیو با وجود پذیرفتن این حقیقت که مسافرت به پایتخت در آن زمان تقریبا ناممکن بود، در نظر داشت به محض اینکه دولت به وی دستور بدهد، بلافاصله خودش را به پایتخت رسانده، و اختراعش را عملا در مقابل مقامات نظامی به معرض نمایش بگذارد تا بتواند شخصا هنر پیچیده ی جنگ خورشیدی را به آنها آموزش بدهد. چندین سال به انتظار پاسخ آنها باقی ماند، تا اینکه در نهایت از انتظار کشیدن خسته شده و با یأس و حرمان فراوان، شکست پروژه ی خود را پذیرفت و صداقت آن پیرمرد کولی، وقتی برایش ثابت شد که سکه های وی را پس داد و آن ذره بین را پس گرفت و تعدادی نقشه ی جغرافیایی پرتقالی و چندین ابزارآلات ناوبری دریایی و خلاصه ای از مجموعه مطالعات و تحقیقات به عمل آمده توسط راهب هرمان را با دستخط خود در اختیار خوزه آرکادیو بوئندیا قرار داد تا وی بتواند از روی آنها نحوه ی استفاده از اسطرلاب، قطب نما و زاویه یاب را فرا بگیرد. این بار نیز خوزه آرکادیو بوئندیا چندین ماه متوالی در فصل بارندگی، خود را در داخل اطاق کوچکی که در پشت خانه اش که خود ساخته بود، محبوس کرد تا کسی در حین مطالعه و تحقیق مزاحم کارش نشود. بدین طریق تمامی وظایف خود را در قبال خانواده اش به کلی کنار گذاشته و سراسر شبها را در هوای آزاد حیاط خانه، صرف نگریستن به مدار حرکت ستارگان کرده بود. یک بار نیز از وقتی که میخواست شیوه ی پی بردن به ساعت دقیق نیمروز را بیابد، چیزی نمانده بود، آفتاب زده شود. به هر حال هنگامی که در نحوه ی استفاده ی صحیح و اصولی از این ابزارآلات مهارت لازم را یافت، به این نتیجه رسید، فضایی وجود دارد که به وی امکان می دهد تا در پهنه ی دریاهای ناشناخته ملاحی نماید، از مناطق غیرمسکونی دیدن نماید و با موجودات شگفت انگیزی رابطه برقرار کنند، بدون اینکه پایش را از داخل اطاق مطالعه اش بیرون بگذارد.

*** خرید کتاب صد سال تنهایی ***

این جریانات موجب شد تا با خود حرف زدن، بی توجهی به حضور دیگران و مانند خوابگردها در داخل خانه گشتن را بر عادات دیگرش بیفزاید. این در حالی بود که همسرش، اورسولا و بچه هایش، در اثر کار سنگین در باغچه ها برای پرورش موز و کشت انواع سیفی جات از جمله کدو حلوایی و بادنجان کمرشان خم شده بود. ناگهان بدون هیچ گونه اخطار قبلی، فعالیت تب مانند او مختل شد و جایش را یک نوع شیفتگی و جنون فرا گرفت. در نتیجه مانند جادو شده ها چند روزی را با صدایی آهسته مشغول تکرار یک ردیف فرضيات وهم آور کرد، بدون اینکه معانیشان را بداند و برای درک خود از آنها ارزشی قائل بشود. تا اینکه در روز سه شنبه ای از ماه دسامبر، هنگام نهار، ناگهان خودش را از زیر بار سنگین این افکار زجرآور خلاص کرد. بچه هایش برای تمام عمر جریان تشریفات ماه آگوست را به خاطر خواهند داشت که پدرشان هنگامی که در اثر شب زنده داری طولانی، زیر بار هجوم تخیلات زجرآورش خرد شده بود، کشف خود را برایشان چنین فاش کرد: «زمین گرد است، مانند یک پرتقال، کروی است.»

اورسولا که حوصله اش لبریز شده بود، با خشم تمام داد زد: «اگر قرار است دیوانه بشوی، لطفأ فقط خودت دیوانه شو، اما سعی نکن آن افکار کولی مانندت را توی كله ی بچه ها فرو کنی!» اما خوزه آرکادیو بوئندیای خونسرد از آن بیدها نبود که به این بادها بلرزد و به خودش اجازه نداد تا از درماندگی زنش به هراس بیفتد. اورسولا در اثر یک خشم ناگهانی دوربین او را بر زمین کوبید و شکست، او هم یکی دیگر ساخت و روزی تمام مردان آن روستا را در داخل اطاق کوچک خود جمع کرده و با کلمات قلمبه و سلمبه برایشان شرح داد که اگر کسی به طور متوالی رو به طرف خاور کشتی رانی کند، در نهایت به همان جای اولش خواهد رسید. اما هیچ کدام از آنها چیزی از حرفهای وی را نفهمیدند. در نتیجه تا زمانی که ملکیادس به آنجا برنگشته بود تا اوضاع را مرتب نماید، تمامی اهالی آن روستا تصور می کردند که خوزه آرکادیو بوئندیا عقل خود را از دست داده است، اما ملكيادس توجه عموم را به قریحه و هوش او جلب نمود او گفت که این مرد با استفاده از ابزارآلات ساده ی ستاره شناسی، یک تئوری را استنتاج کرده که در عمل به اثبات رسیده است؛ هر چند که تا آن زمان برای مردم ماکوندو ناشناخته مانده بود. پیرمرد کولی برای تحسین خوزه آرکادیو هدیه ای به او تقدیم کرد که بر آینده ی آن روستا تأثیر عمیقی داشت و آن یک آزمایشگاه کیمیاگری بود...

*** خرید کتاب صد سال تنهایی با تخفیف ***

ادامه مطلبShow less
جزئیات محصول
15699

مشخصات

عنوان کتاب
صد سال تنهایی
نویسنده
گابريل گارسيا ماركز
مترجم
کیومرث پارسای
ناشر
آریابان
تعداد صفحات
560
وزن
617 گرم
زبان کتاب
فارسی
سال چاپ
1398
نوبت چاپ
35
قطع
رقعی
شابک
9789647196222
مشخصات تکمیلی
داستانهای کلمبیایی،قرن 20م،برنده جایزه نوبل ادبیات1982،برگردان کامل آخرین نسخه اسپانیائی،ویرایش شده در سال 1999میلادی
دیدگاه کاربران(1)
رتبه‌بندی کلی
5
1 نظرات
کیفیت چاپ
(5)
رمان صد سال تنهایی رمانی سخت خوان که خواندنش کار هر کسی نیست اگر اهل رمان نیستین پیشنهاد می کنم وقت برای این کتاب نگذارین و اگر اهل رمان هستین و صد سال تنهایی را تا حالا نخوندین که پس حتما وقت از دست ندین شاهکار مارکز بخونین ...

افزودن نظر جدید

  • بسته بندی و ارسال:
  • محتوای کتاب:
  • کیفیت ترجمه:
  • کیفیت چاپ:
این کالا را با استفاده از کلمات کوتاه و ساده توضیح دهید.
برچسب های محصول
You may also like
قطره

کتاب وقتی نیچه گریست اثر اروین یالوم ترجمه سپیده حبیب به کوشش نشر قطره چاپ و منتشر شده است.

کتاب وقتی نیچه گریست آمیزه ای است از واقعیت و خیال، جلوه ای از عشق، تقدیر و اراده در وینِ خردگرایِ سده یِ نوزدهم و در آستانه ی زایش دانش روانکاوی.

فریدریش نیچه، بزرگترین فیلسوف اروپا. یوزف بویر، از پایه گذاران روانکاری... دانشجوی پزشکی جوانی به نام زیگموند فروید همه اجزایی هستند که در ساختار رمان «وقتی نیچه گریست» در هم تنیده می شوند تا حماسه ی فراموش نشدنی رابطه ی خیالی میان بیماری خارق العاده و درمانگری استثنایی را بیافرینند. ابتدای رمان، لو سالومه، این زن دست نیافتنی، از برویر می خواهد تا با استفاده از روش آزمایشی درمان با سخن گفتن، به بیری نیچه ی ناامید و در خطر خودکشی بشتابد. در این رمان جذاب دو مرد برجسته و اسرار آمیز تاریخ تا ژرفای وسواس های خویش پیش می روند و در این راه به نیروی رهایی بخش دوستی دست می یابند.

دکتر اروین یالوم استاد روانپزشکی دانشگاه استنفورد، گروه درمانگر روان درمانگر اگزیستانسیال، در خلال این رمان آموزشی، به توصیف درمان های رایج برای وسواس فکری که هر دو شخصیت داستان به نوعی گرفتار آن اند، می پردازد؛ ولی درنهایت روش روان درمانی اگزيستانسيال و رابطه ی پزشک- بیمار است که کتاب بیش از هر چیز در پی معرفی آن است.

دکتر سپیده حبیب، مترجم این کتاب، روانپزشک است و با یادداشت های متعدد خود درباره ی مفاهیم تخصصی روانشناسی، روانپزشکی و پزشکی درک این اثر برجسته را برای خوانندگان غیرمتخصص در این زمینه بسیار آسان کرده است.

نیستان

رمان چشمان تاریکی نوشته ی دین کونتز توسط خانم ناهید هاشمیان ترجمه و به کوشش نشر نیستان چاپ و منتشر شده است.

در بخشی از رمان چشمان تاریکی دین کونتز می خوانیم:

باید به ۲۰ ماه قبل برگردیم. موقعی که یک دانشمند چینی به نام لی چن در حالی که یک دیسکت حاوی اطلاعات سلاح های بیولوژیکی و خطرناک چین در دهه اخیر را داشت، در آمریکا مبتلا شد. آنها آن را ووهان ۴۰۰ نامیدند چون از آزمایشگاه RDNA شهر ووهان خارج شده بود و چهارصدمین میکروارگانیسم دست ساز در مرکز تحقيقات آنجا بود. ووهان ۴۰۰ یک سلاح بی نقص بود. فقط انسان را تحت تاثیر قرار می داد و توسط حیوانات منتقل نمی شد. مانند سیفلیس در خارج از بدن بیشتر از یک دقیقه زنده نمی ماند. یعنی نمی توانست به طور دائم اشیا یا مکانی را مانند سیاه زخم یا سایر میکروارگانیسم های کشنده، آلوده کند. با مرگ میزبان، نابود می شد و نمی توانست در دمای کمتر از ۳۰ درجه سانتی گراد زنده بماند. این همه مزیت در یک سلاح خیلی جالب بود...

سخن

رمان یکی نبود (2 جلدی) نوشته ی عاطفه منجزی به کوشش انتشارات سخن چاپ و منتشر شده است.

همه وجودش بی دریغ کسی را می طلبید تا برای همه ی عمر زنجیدگی های جان خسته اش را در کنار او به فراموشی بسپارد. کسی که به وقتش بتواند برای او نقش مادر، همسر، دوست، مردم و هزار نقش رنگارنگ دیگر را بازی کند. کسی که جسم و روحش را به شما آرامشی بکشاند که خدا برای هر جفتی نوید داده بود... کسی که با او مدارا کند. با اویی که درد تنهایی کشیده بود... درد یتیمی درد غریبی در بین قربا... دلش مداوایی عاشقانه می خواست ... مداوایی صمیمانه و پر از عطوفت... و شیرزاد آن کسی بود که می توانست همه ی این ها را مثل گنج گران بهایی به او هدیه دهد... پتانسیلش را داشت.

سخن

رمان شب چراغ (2جلدی) اثری است با همکاری عاطفه منجزی و م بهارلویی و به کوشش انتشارات سخن چاپ و منتشر شده است.

خودش هم نمی دانست قصد کرده انتقام چه چیز را از سوگل بگیرد...انتقام تقاضایی که برای طرزنامیدنش توسط او داشت و تاکیدی که بر خانم زاهد کرده بود یا انتقام دست های استادی که روی شانه های ظریف او نشسته بود؟! دلیلش هر چه بود، این انتقام برای خودش هم گران تمام شده بود؛ این چند روز بدترین روزهای عمرش را گذرانده بود، اما راه دیگری جز همین راهی که می رفت بلد نبود! بالاخره سرو کله ی سوگل از پشت شیشه ی اتاق تشریح پیدا شد. وقتی نگاهش به سوگل افتاد و خیالش راحت شد که آمده، توانست با خیال راحت نفسی تازه کند و با حضورذهن بیشتری به ادامه ی تدریسش برسد. گاهی لجاجت، بزرگترین انگیزه ها را به او می داد.

یوپا

رمان گناهکار (2جلدی) نوشته ی فرشته تات شهدوست به کوشش انتشارات یوپا چاپ و منتشر شده است.

غرور، تعصب و گناه داستانی می سازند که فضای سیاه و سفیدش در برگیرنده ی لحظاتی تکان دهنده است که هم تن را به لرزه می اندازد و هم تا پایان ماجرا، خواننده را با خود می کشاند.

ذهن آویز

رمان مجنون تر از فرهاد (2جلدی) نوشته ی م بهارلویی به کوشش انتشارات ذهن آویز چاپ و منتشر شده است.

بالاخره اشکم سرازیر شد. سرم را بلند کردم و گفتم: تو اگه بری، من بعد تو یه مرده می شم. مرده ای که تنها تفاوتش با بقیه مرده ها اینه که نفس می کشه. یادته میگفتی بغض نشکنم رو می شکنی؟ از حالا به بعد دیگه خیلی راحت این بغض شکسته می شه! تو بگو محراب، من بعد تو چه کار کنم؟ کاش می فهمیدی این پری که مقابلت ایستاده مثل بچه ای که از دست مامانش کتک خورده، مشتاقانه منتظره به آغوش همونی پناه ببره که از دستش کتک خورده!

یوپا

کتاب این یک فرشته است (براساس سرگذشت واقعی ملیکا کانطوری) نوشته ی محدثه رجبی توسط انتشارات یوپا چاپ و منتشر شده است.

کتاب این یک فرشته است داستان دخترانگی های بی پایانی است که با تلخ ترین حالت ممکن پایان یافته است. این یک فرشته است داستان عشق است... داستان لبخندهای زیبایی که صورت پرنشاط دختری به نام ملیکا را مزین می کند و عشق را در رگ های او به جریان در می آورد.

این یک فرشته است روایت پاکی و مهربانی دختری است که آفریده شده ای است برای صداق و فرشته بودن!

گاهی اوقات چیزهایی به چشم می بینم که ممکن روزی حتی در خواب و پشت پلک های بسته هم تصوری از آنها نداشته باشیم. همان آرامش قبل از طوفان که در اوج خوشبختی، شادی و آرامشِ مطلق به سراغمان می آید و دردی می شود بی درمان... مثل دیدن عزیزی روی تخت بیمارستان...! دردی خانمان سوز که حاضری جانت را فدا کنی تنها برای این که بلا از سر عزیزترین فرد زندگیت بگذرد تا نفس راحت بکشی و خدا را شکر کنی!

ملیکا فرشته ای است که همواره نگاه گرم پدر مهربان  دلسوزش و لبخند توام با نگرانی و عشق مادر عاشقش را بخود به همراه دارد و اما ... سایه نحس بیماری بی رحمانه پرده ای از غم را بر روی چشمان عسلی و همیشه امیدوارش می اندازد.

فرشته ی قصه ی ما اسطوره ای است از صبر و مقاومت که در سخت ترین لحظات زندگی اش با لبخند پر از آرامشش، غم را از قلب های عزیزانش دور می کند و نقطه شروع از زمانی است که ملیکای فرشته قصد دارد با سختی های زندگی مبارزه کند...

نگاه

کتاب پول و زندگی نوشته ی امیل زولا توسط علی اکبر معصوم بیگی ترجمه و به کوشش نشر نگاه چاپ و منتشر شده است.

پول، هجدهمین رمان از سلسله داستان های مشهور روگند ماکار، به توصیف محافل سفته بازان، سوداگران و بورس بازان پاریس می پردازد. آریستید ساکاره قهرمان کتاب و برادر روگن، وزیر قدرتمند، سوداگر بی وجدان و ورشکسته ای است که برای بار دوم به تجارت روی می آورد. بانک انیورسال را تاسیس می کند تا از سراسر خاورمیانه بهره کشی کند و برای توفیق در نقشه های بلند پروازانه اش از قربانی کردن نزدیک ترین کسان خود نیز پروا ندارد. او بنده و کارگزار پول است برای او زندگی و عشق و تمدن بشری فقط در پول خلاصه می شود.

رمان قدرتمند پول و زندگی، که شرارت ها و پلیدی هایی را برملا می سازد که پرستش بت پول در جهان مدرن می تواند در پی داشته باشد، به طرزی درخشان زندگی پر جلال و جبروت پاریس را در اواخر سده ی نوزدهم وصف می کند و شخصیت هایی را به صحنه می آورد که در رنگارنگی و غنا کم نظیراند.

قطره

کتاب درمان شوپنهاور نوشته اروین یالوم توسط خانم سپیده حبیب ترجمه و به کوشش نشر قطره چاپ و منتشر شده است.

اروین یالوم در کتاب درمان شوپنهاور تصور می کند فیلسوف معاصری به نام فیلیپ که فردی منزوی و به نوعی رونوشت شوپنهاور است، به یکی از گروه های درمانی روان درمانگر مشهوری به نام جولیوس وارد می شود که خود به دلیل رویارویی ناگهانی با سرطان و مرگ خویش، به مرور دوباره ی زندگی و کارش نشسته است. فیلیپ آرزو دارد با به کارگیری اندیشه های شوپنهاور، به یک مشاور فلسفی بدل شود و برای این منظور نیازمند سرپرستی جولیوس است. ولی جولیوس می خواهد به کمک اعضای گروه به فیلیپ/ شوپنهاور بقبولاند که این ارتباط انسانی است که به زندگی معنا می بخشد؛ کاری که هیچ کس برای شوپنهاور تاریخی نکرد.

اروین یالوم - استاد بازنشسته ی روانپزشکی دانشگاه استنفورد، روان درمانگر اگزیستانسیال و گروه درمانگر در کتاب درمان شوپنهاور نیز همچون رمان وقتی نیچه گریست با زبان سحرانگیز داستان، به معرفی اندیشه های پیچیده ی فلسفی و توصیف فنون روان درمانی و گروه درمانی می پردازد.

شادان

رمان نسل عاشقان از ر اعتمادی یکی از بهترین نویسندگان رمان های ایرانی به کوشش انتشارات شادان چاپ و منتشر شده است.

امروز که به تمامی آن سالها نگاه می کنم می بینم زندگی نسل ما، تاریخ این دیار است و به راستی هرکدام عمری تجربه بوده اند... از کودکی چون بزرگسالان زندگی کردیم و چون به بزرگسالی رسیدیم مسئولیتی فراتر از توان بردوش کشیدیم . اما امیدوارم که فرزندان امروز از شنیدن قصه ی نسل ما... تجربه ای نو بیاموزند و ما را باور کنند: نسلی که نسل عشق بود و مهر...

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم