بیشعوری

در کتاب بیشعوری نویسنده دکتر خاویر کرمنت دو شگفتی بزرگ جهان را، اهرام مصر و مجسمه ابوالهول نمی داند، از نظر نویسنده  دو شگفتی بزرگ این است که:

1- چرا بیشعورها به خودشان حق می دهند که اینقدر نفرت انگیز رفتار کنند؟

2- چرا از یادآوری این نکته اینقدر می رنجند؟

کتاب بیشعوری به همت محمود فرجامی ترجمه و توسط انتشارات تیسا چاپ و منتشر شده است.

شما را به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب بیشعوری در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

ادامه مطلبShow less
موجود شد خبرم کن!
مرجع:
91991
نام برند:
صنایع دستی آقاجانی

گلدان صراحی مس و خاتم کاری تولید صنایع دستی آقاجانی یکی از زیبانرین و پرفروش ترین صنایع دستی اصفهان است. این گلدان در ابعاد و کیفیت های متفاوتی طراحی و ساخته شده است. گلدان خاتم کاری کد K013 با 16 سانتی متر ارتفاع، مقاوم در برابر ضربه، نور آفتاب و رطوبت هوا و دارای گواهینامه کیفیت جهانی ISO9001:2015 می باشد.

صنایع دستی آقاجانی

دخل فیروزه کوب بزرگ کد FT021 کاری از شاغلین در صنایع دستی اصفهان تولید صنایع دستی آقاجانی است که با گارانتی 10 ساله تضمین کیفیت و با بهترین قیمت و البته به صورت رایگان تقدیم خریداران می گردد. در ساخت دخل فیروزه کوب آقاجانی از بهترین فیروزه نیشابور استفاده شده است و دارای گارانتی کیفیت ISO 9001 و گواهی استاندارد ملی ایران است.

صنایع دستی آقاجانی

آجیل خوری فیروزه کوبی ترنج کد FT066 بزرگترین آجیل خوری مسی تولید صنایع دستی آقاجانی یکی از معروفترین تولیدکنندگان صنایع دستی اصفهان از بهترین مواد اولیه تولید شده است. در تولید این آجیل خوری فیروزه کوبی شده از بهترین و ناب ترین فیروزه نیشابور استفاده شده است. از نکات قابل توجه این محصول گارانتی 10 ساله و استاندارد ملی ایران است. ارتفاع این «آجیل خوری مسی» 42 سانتی متر و قطری در حدود 32 سانتی متر دارد.

توضیحات

معرفی کتاب بیشعوری

در کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت می خوانیم:

آیا از اینکه همسایه تان زباله هایش را در جوی آب می ریزد عصبانی هستید؟ آیا تا به حال پیش آمده که در اداره ای برای گرفتن یک امضا روزها و ساعت ها در آمد و شد باشید؟ آیا احساس می کنید برخوردهای رئیس تان با شما توهین آمیز است؟ تا به حال دلتان می خواسته که یک صندلی را بر فرق پزشکی بکوبید که وقتی بعد از ساعت ها انتظار و پرداخت حق ویزیت کلان موفق به دیدارش شده اید، بدون آنکه اجازه بدهد شما در مورد بیماری تان توضیحی بدهید شروع به نوشتن نسخه کرده است؟ آیا از دیدن مجری های تلویزیون عصبی می شوید؟ آیا با شنیدن حرفهای سیاستمداران دچار رعشه و ناسزاگویی می شود؟ آیا وسوسه خفه کردن بزرگتر های فامیلی که دائما مشغول فضولی و نصیحت و بزرگتری هستند زیاد به سراغتان می آید؟ با همکاران از زیر کار دررو و زیر آب زن زیاد دست به يقه می شوید؟ آیا هر هفته دوستانی به سراغتان می آیند که بخواهند شما را به فعالیت تجاری یا آئین مذهبی جدیدی دعوت یا دست کم چاکرایتان را باز کنند؟ رابطه تان با همسرتان چطور است؟ به فکر جدا شدن از او هستید یا آنقدر شرور است که حتی جرات جدا شدن از او را هم ندارید؟ بچه های تخس و شروری که دائما باعث سرافکندگی تان می شوند هم دارید؟
اگر پاسخ تان به این پرسش ها مثبت است. این کتاب برای شماست. چرا که شما با بیشعورها سر و کار دارید و کتابی در باب حماقت و بیشعوری در جوامع کنونی به عنوان راهنمای عملی شناخت و درمان خطرناک ترین بیماری تاریخ بشریت، راهنمای ارزشمندی برای شناخت و درمان عارضه ی بیشعوری و نحوه ی رفتار با مبتلایان به این بیماری است. اما اگر پاسخ تان به پرسش های بالا منفی است، احتمالا خطر جدی تری شما را تهدید می کند؟...

*** خرید کتاب بیشعوری با تخفیف ***

مقدمه کتاب بیشعوری

مثل هر کس دیگری، من هم در تمام زندگی ام با بیشعورها سرو کار داشته ام؛ اما در بیشتر این اوقات مثل بیشتر افراد جامعه، درگیر مفاهیم و تعاریف قدیمی بیشعوری بوده ام. مثل دیگران بیشعوری را به عنوان یک بیماری نمی شناختم و فکر می کردم بیشعوری نوعی کمبود شخصیت است که صرفا با اراده می توان آن را اصلاح کرد با از بین برد.

اما حالا من ماهیت بیشعوری را می شناسم. بیشعوری یک نوع اعتیاد است و مثل سایر اعتیادها به الکل و مواد مخدر با وابستگی دارویی، اثرات سوء و زیانباری برای شخص معتاد و اجتماعی که در آن زندگی می کند دارد. بدترین خصوصیت این اعتیاد آن است که بیشعورها ذره ای هم از بیشعوری شان آگاه نیستند. این امر البته در مورد خود من هم صادق بود.

آشکار کردن ضعف ها و اشتباهات خود، برای هیچکس کار آسانی نیست. من تا مدتها از نوشتن این کتاب و حتی صحبت کردن درباره موضاعات آن ابا داشتم، چرا که دوست نداشتم تمام دنیا بفهمد که من یک بیشعور بوده ام. اما سرانجام وجدان، دوستان و بیمارانم من را متقاعد کردند که قبلا همه دنیا فهمیده اند که من بیشعور بودم و نوشتن یا ننوشتن در مورد آن از این جهت بی فایده است، ولی شاید بتوانم با نوشتن سرگذشت خودم به بیشعورهای دیگر کمک کنم تا بهبود یابند. از این رو، در نهایت فروتنی تصمیم گرفتم تا سرگذشت دردناک اعتیاد به بیشعوری خود، و نیز راه دشوار رهایی از آن وضعیت رقت بار را برای استفاده ی دیگران بنویسم.
و اکنون می توانم در گذشته ام نظر کنم و به وضوح خودم را ببینم که چطور سال های سال با بیشعوری زندگی کردم. به عنوان یک بیشعور درمان شده، رنج و مشقت لازم برای درمان شدن را درک می کنم. چیزی که هیچ آدم عاقلی دوست ندارد آن را تجربه کند، ولی وقتی آدم گرفتار بیشعوری شد، چاره دیگری برایش وجود ندارد. دیر یا زود زندگی در مقابلت قد علم می کند و می گوید: «تو بیشعوری. شما هم در مقابل تکذیبش می کنید، لگدش می زنید، لعنتش می کنید، سرش فریاد می زنید، کتکش می زنید، با او جر و بحث می کنید، سعی می کنید فراموشش کنید و فحشش می دهید. اما زندگی جا نمی زند. یا شما قبل از آنکه او به حسابتان برسد به حساب خود می رسید و یا او به حساب شما خواهد رسید.

از این رو با صداقت و تاسف فراوان باید اقرار کنم که: من بیست سال تمام یک بیشعور تمام عیار بودم. در این مدت دوستان و اعضای خانواده ام از بیشعوری من آزار فراوان دیدند و در بسیاری از مواقع من آنها را از خودم فراری می دادم. حتی بیماران من هم از بی نزاکتی و خود پسندی های زایدالوصف من خیلی می رنجیدند. اگر من زودتر به بیشعوری ام پی می بردم و در سنین پایین تر برای درمانم دست به کار می شدم، اگر نگویم همه، دست کم بسیاری از این عوارض قابل پیشگیری بودند.
به عقیده ی من، هیچگاه برای تشخیص نشانه های بیشعوری خیلی زود با خیلی دیر نیست. بر همین منوال هیچگاه نیز برای اصلاح عادات بدی که دوستان را می رنجاند، به روابط کاری و تجاری آسیب می رساند و باعث جر و بحث و دعوا و مرافعه با بسیاری از مردم می شود، خیلی زود یا خیلی دیر نیست.

خود من تا چهل سالگی ام کوچکترین نشانه ای از بیشعوری ام احساس نکرده بودم. مثل بیشتر بیشعورها، من هم از اینکه آدم نیرومندی بودم و همیشه به هر چیزی که می خواستم می۔ رسیدم، مباهات می کردم. از همان سنین دوران دبیرستان یاد گرفتم که چگونه ندای وجدانم را خاموش کنم و هرگونه احساس گناهی را در نطفه خفه کنم. در دوران رزیدنتی، فهمیدم که می توانم هر چیزی را با توپ و تشر از پرستاران، بیماران و دیگران بخواهم، یعنی در حقیقت معمولا با این شیوه دیگران را مجبور می کردم که دقیقا مطابق خواست من رفتار کنند. تازه بعد از اینکه به عنوان پزشک متخصص شروع به کار کردم باز هم فوت و فن های بیشتری در پرخاشگری و زرنگ بازی کسب کردم.

ذکر این نکته مهم است که من همیشه فکر می کردم این ها خصوصیات مثبتی به نشانی اعتماد به نفس هستند. به عنوان یک پزشک، در تست های روانشناسی و روانکاوی متعددی باید شرکت می کردم و پاسخ همه ی آنها این بود که من شخصيتی قوی دارم و دارای چنان عزت نفس بالایی هستم که از دیگران بی نیازم می سازد. نمرات من در خودسازی بالا بود چرا که تمركزم خرب بود، مصمم بودم، اختیارم دست خودم بود و خودسنجی می کردم. این به معنای آن بود که کسی نمی توانست با من دربیفتد و اگر هم هوس چنین کاری به سر کسی می زد، به راحتی می توانستم سر جای خودش بنشانمش. افتخارم این بود که می توانم قبل از اینکه دیگران عليه من کاری کنند، من علیه آنها اقدام کنم.

این ویژگی های شخصیت خیلی به من کمک می کرد به طوریکه به عنوان پزشک متخصص در مقعدشناسی کارم خیلی گرفته بود. با زن بسیار جذابی ازدواج کردم و دو تا بچه ی فوق العاده آوردیم. تمام همکارانم به من احترام می گذاشتند و در بیمارستان و محافل پزشکی جایگاه ویژه ای داشتم. در اجتماع هم به عنوان کسی که در حرفه اش از نفوذ و اعتبار بالایی برخوردار است به من نگاه می شد. کلا زندگی خوبی بود و من از زندگی و از خودم راضی بودم.
اما همه چیز در قلمرو دكتر خاوير کرمنت به خوبی و خوشی پیش نمی رفت. گه گاهی این حس ناخوشایند به سراغم می آمد که رفتار احترام آمیز همکارانم نسبت به من، بیشتر از روی ترس است تا احترام واقعی. اما اینطور وانمود می کردم که چندان فرقی هم نمی کند و این امر ناشی از هیبت من است. این طور به نظر می رسید که تا سر و کله ی من پیدا می شود، بعضی از همکاران گفتگویشان را قطع می کنند و متفرق می شوند و دوستانم هر روز بیش از پیش از اینکه نمی توانند با من باشند، عذرخواهی می کنند. وقتی که در یک میهمانی حرف می زدم، بعضی ها با بی قراری و ناراحتی به زمین خیره می شدند و چیزی نمی گفتند. انگار که حتی یک کلمه از حرف های من را هم نمی خواستند بشوند؛ اما من این طور به خودم می قبولاندم که این مشکل خود آنهاست و شاید مشکلات شخصی مشغولشان کرده است...

قسمتی از متن کتاب بیشعوری

اگر برای لات ها و آسمان جل ها آخرین دستاویز میهن پرستی باشد، مقدس مآبی هم آخرين دستاویز برای بیشعورهاست. بعضی ها حتی معتقدند که بیشعور مقدس مآب عصاره ی بیشعوریست.
خوشبختانه همه ی آدم های مذهبی بیشعور نیستند و چه بسیارند آدم هایی که بر طبق آموزه های دینی شان کارهای خوب و مفید زیادی انجام می دهند. اما با وجود این، نباید از فجایعی که به دست بیشعورهای مقدس مآب و به اسم دین و مذهب انجام می گیرد غافل شد. همانند هر چیز خوب دیگری، دین هم اگر به دست آدم های نابکار بیفتد به بیراهه خواهد رفت. این بیشعورها با دو مشخصه از بیشعورهای دیگر متمایز می شوند. نخست اینکه آنها می توانند هم از خدا و هم از شیطان برای ترور دشمنانشان مدد بگیرند. یعنی می توانند تقرب به خداوند و تبری از شیطان را دستاویزی برای رسیدن به نیات سوء و خواسته های غیر انسانی شان قرار دهند. یکی از بیمارانم می گفت: «واقعا آدم به کشیش ها حسودی اش می شود. هم خدا به کارش می آید هم شیطان. این همه امکانات برای یک آدم خیلی زیاد است. این عادلانه نیست.
دوم اینکه بیشعورهای مقدس مآب گمان می کنند وظیفه ی اخلاقی دارند تا افسرده حالی خودشان را به همه منتقل کنند. اکثر بیشعورها دوست ندارند که کسی سر از کارشان در بیاورد و به سیلک آنها در آید اما بیشعورهای مقدس مآب در این زمینه استثنا محسوب می شوند. به عکس، آنها ...

و در جایی دیگر از کتاب بیشعوری می خوانیم:

برای یک بیشعور هیچ چیز نا امید کننده تر و خرد کننده تر از آن نیست که احساس کند قدرتش برای تسلط بر دیگران رو به افول نهاده است. این مساله در حکم اخته شدن بیشعور است. البته روا نیست که هیج بیشعوری به چنین عذاب الیمی دچار شود. روش آمریکایی برای پناه دادن به این بیشعورها این است که در یک دستگاه اداری نظامی یا دولتی مشغول به کار شوند. به این ترتیب یک بیشعور به راحتی خواهد توانست تا آدم های ساده لوح و خوش بینی را که هنوز فکر می کنند دولتی که وجود دارد «دولتی از مردم، برای مردم و به دست مردم است» را مرعوب کند و بر آنها تسلط داشته باشد. حقیقت آنست که ما با دولتی سر و کار داریم که از بیشعورهای اداری تشکیل شده و برای راحتی آن ها فعالیت می کند.

جولیا کیدز در خاطرات خود با عنوان «لذت پلشتی» درباره دوران خدمت خود به عنوان کارمند دون پایه در بخش صدور گواهینامه رانندگی می نویسد: «بازی مورد علاقه ما سرگردان کردن ارباب رجوع هایی بود که کارشان هیچ مشکلی نداشت. بعضی وقت ها چهار، پنج بار آنها را بر می گرداندیم تا سرانجام گواهینامه های شان را که از اول هم آماده تحویل بود، بهشان بدهیم. در امتحان کتبی کاری می کردیم که جواب های درست به عنوان نادرست نشان داده شوند و برای امتحان عملی یک سری مقررات را از خودمان در می آوریم. مثلا این قانون که گردش به راست با وجود چراغ قرمز آزاد است را شنیده اید؟ خب، این از همان قوانینی بود که ما از خودمان درآوردیم تا مردم را دست بیندازیم. بالاخره هم آنقدر تعداد آدم هایی که این قانون را باور کرده بودند زیاد شد که مقامات ایالتی مجبور شدند آن را در متن قانون وارد کنند. من می گویم که قدرت واقعی یعنی این»

*** خرید کتاب بیشعوری اثر خاویر کرمنت ***

ادامه مطلبShow less
جزئیات محصول
91991

مشخصات

عنوان کتاب
بیشعوری
نویسنده
خاویر کرمنت
مترجم
محمود فرجامی
ناشر
نشر تیسا
تعداد صفحات
232
وزن
258 گرم
زبان کتاب
فارسی
سال چاپ
1399
نوبت چاپ
22
قطع
رقعی
شابک
9782000819684
مشخصات تکمیلی
(خودشناسی،شخصیت،درمان اختلالات شخصیتی،دست نامه های تغییر و تعدیل رفتار،تنها ترجمه ی قانونی با مجوز رسمی از نویسنده)
دیدگاه کاربران
بدون نظر

افزودن نظر جدید

  • بسته بندی و ارسال:
  • محتوای کتاب:
  • کیفیت ترجمه:
  • کیفیت چاپ:
این کالا را با استفاده از کلمات کوتاه و ساده توضیح دهید.
برچسب های محصول
You may also like
اختران

کتاب ارتباط بدون خشونت زبان زندگی نوشته ی مارشال روزنبرگ توسط کامران رحیمیان ترجمه و به کوشش نشر اختران چاپ و منتشر شده است.

ارتباط بدون خشونت در واقع روشی تعاملی است که تبادل اطلاعات و حل صلح آمیز اختلافات را تسهیل می کند. ارتباط بدون خشونت بر ارزش های مشترک انسانی و نیازها تکیه می کند و افراد را به پرهیز از زبانی که سبب مقاومت یا کاهش عزت نفس می شود و استفاده از زبانی که سلامت را افزایش می دهد تشویق می کند. ارتباط بدون خشونت باور دارد که به جای ایجاد ترس، گناه، سرزنش و شرم؛ غنی سازی زندگی رضایت آمیزترین انگیزه برای انجام کارهاست و به عنوان هدف، بر پذیرش مسئولیت فردی و در انتخاب و افزایش کیفیت ارتباط تاکید دارد. این روش حتی وقتی طرف مقابل آن را نمی داند نیز موثر است. با کمک کتاب ارتباط بدون خشونت شما خواهید دانست که: هرکاری که هرکسی انجام می دهد تلاشی است برای تحقق نیازهای متحقق نشده. برای هرکسی تحقق نیازها از طریق همکاری، سالم تر از رقابت است. به صورت طبیعی افراد وقتی که از روی میل در سلامت دیگران سهیم شوند لذت می‌ برند. مهارت های ارتباط بدون خشونت به شما کمک می‌کند تا: احساس گناه، شرم، ترس و افسردگی را از بین ببرید. خشم و ناامیدی را به ساختن اتحاد و مشارکت تبدیل کنید. راه حل هایی بر اساس امنیت، احترام متقابل و اتفاق آرا خلق کنید. نیازهای اساسی فرد، خانواده، مدرسه، جامعه و اجتماع را به روش های زندگی غنی ساز تحقق بخشید. تکنیک های ارتباطی فعال مارشال روزنبرگ تضادهای بالقوه را به گفت و گوهای صلح‌آمیز تغییر می دهد. شما تکنیک ساده ای می آموزید که مشاجره را خنثی می کند و ارتباط محبت آمیزی را با خانواده، و سایر آشنایان خلق می کند. من خواندن این کتاب را نه تنها توصیه بلکه تاکید می کنم.

در ادامه با ما با مطالعه ی معرفی کتاب ارتباط بدون خشونت در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا همراه شوید.

ذهن آویز

کتاب عبارت پنجم (ذکر پنجم پاکسازی هواوپونوپونو) اثری دیگری است از جو ویتالی نویسنده ی کتاب محبوب و پرفروش «محدودیت صفر» که در واقع ادامه ی همان کتاب محسوب می شود. کتاب عبارت پنجم توسط خانم ویدا کرمی با ترجمه ای روان و به کوشش انتشارات ذهن آویز چاپ و منتشر شده است.

ما در خلق بسیاری از واقعیت هایمان، همکاری داریم و این کار از درون ما انجام می شود. بسیاری از افراد، از چنین چیزی بی خبرند و بسیاری هم تاکنون هرگز چنین چیزی را نشنیده اند؛ حتی وقتی چنین چیزی را می شنوند (شما در خلق واقعیت های زندگی تان نقش دارید) به آن بی اعتنایی می کنند و با آن می جنگند و در برابر شنیدن آن به هر شکلی مقاومت می کنند. هواوپونوپونو به ما می آموزد که مسئولیت پذیر باشیم، یعنی مسئولیت شرکت در خلق تمامی وقایع ناخوشایند زندگی خود را برعهده بگیریم. وقتی این مسئولیت : را تقبل کنیم، هواوپونوپونو را در زندگی خود فعال می کنیم. جو ویتالی، نویسنده کتاب پرفروش محدودیت صفر، درباره هواوپونوپونو بسیار نوشته و تاکنون فقط از چهار ذکر اصلی "متاسفم، لطفا مرا ببخش، سپاسگزارم دوستت دارم" صحبت کرده است؛ اما او حالا می خواهد در کتاب عبارت پنجم، پرده از ذکر پنجم بردارد.

در عبارت پنجم، هواوپونوپونو را عمیق تر و پیشرفته تر از آنچه قبلا خوانده اید خواهید شناخت، عبارتی که به سادگی چهار ذکر متاسفم، لطفا مرا ببخش، سپاسگزارم و دوستت دارم نیست، اما معنایی بس عمیق دارد و به زندگی شادتر و دگرگون تری منجر می شود. این عبارت می گوید که شما قضاوت نمی شوید، بلکه حقیقتا دوست داشته می شوید؛ زیرا اولوهیت فقط می خواهد بدانیم که دوستمان دارد...

شما را به مطالعه ی بخشی از کتاب عبارت پنجم در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

بهار سبز

کتاب رسالت روح (چگونه به نور درون خود دست یابیم) اثر کیم روسو توسط خانم ویدا کرمی ترجمه و به کوشش انتشارات بهار سبز چاپ و منتشر شده است.

شاید شما هم مانند بسیاری از افرادی که روی این کره ی خاکی زندگی می کنند، از خود بپرسید که هدف از این زندگی چیست؟ من برای چه هدفی به این دنیا آمده ام؟ آیا من واقعا همان کسی هستم که فکر می کنم؟ آیا من واقعا همان کسی هستم که دیگران فکر می کنند؟

اگر به زندگی های متوالی اعتقاد دارید، شاید فکر کنید که دلیل حضور شما در این دنیا، مجازات شدن برای فرا نگرفتن درس های زندگی های گذشته است. شاید فکر کنید که در زندگی های گذشته، انسان شرور و پلیدی بودید و حالا زمان تسویه حساب است مطمئنم که یکی از سوالات شما این است که آیا هدف زندگی من بیدار شدن در ساعت پنج صبح برای رسیدن به متروی شلوغ یا گیر کردن در ترافیک صرفا جهت داشتن شغلی ست که هیچ کس قدر زحماتم را نمی داند! و صدای کسانی را می شنوم که روابطی را مورد ارزیابی مجدد قرار می دهند که در راستای هدف زندگی آنها نیستند. چنین روابطی، انرژی را از شما و روح تان گرفته و شما را تبدیل به یک باطری خالی و بدون شارژ می کند. حقیقت چنین روابطی، دروغ است. اگر شما هم شرایطی مشابه موارد ذکر شده را تجربه می کنید، کتاب رسالت روح، راهنمای شماست تا چشمان خود را بر حقایق باز کنید! در کتاب رسالت روح، مراحل ضروری برای شناخت خودتان و شناخت خداوند از طریق خودتان را ارائه خواهم داد. در این کتاب، به شما کمک خواهم کرد تا اشتیاق سوزان که همان «رسالت روح» شماست را بشناسید و با هدفی افتخار آمیز زندگی کنید.

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب رسالت روح در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

الماس پارسیان

کتاب هر روز پنج شنبه است (چگونه می توان 7 روز هفته را شاد بود؟) نوشته ی جول اوستین توسط فریبا بردبار ترجمه و به کوشش انتشارات الماس پارسیان چاپ و منتشر شده است.

هدف من از نوشتن کتاب هر روز پنج شنبه است این است که به شما کمک کنم ذهن خود را طوری ساماندهی کنید که هر روز دست به انتخاب شادی بزنید. فارغ از اینکه با چه چالش هایی مواجه می شوید یا چه شرایطی به شما فشار می آورد می توانید واکنش خود را به آن چالش ها و شرایط انتخاب کنید. اینکه چگونه عصرتان را سپری می کنید کاملا به خودتان بستگی دارد: این هیچ ربطی به شرایط شما ندارد. آبراهام لینکلن گفته بود: بیشتر آدم ها به اندازه ای که تصمیم گرفتداند شاد باشند شاد هستند.

اگر ابه درستکار (ابه درستکار ( Honest Ahe ) لقب آبراهام لینکلن است مطالعه ای که اخیرا انجام شد و نشان داد در روزهای پنج شنبه، شادی ده درصد افزایش می یابد را می دید، حتما خوشحال می شد. چرا اینطور است؟

مردم به خاطر آمدن تعطیلات آخر هفته ذوق می کنند به همین علت تصمیم می گیرند شادتر باشند. آنها پنج شنبه ها | فکرشان را بر این امر متمرکز می کنند که از زندگی خود بیشتر لذت ببرند.

ما شما را به این چالش دعوت می کنیم که بگذارید هر روزتان پنج شنبه باشد، به خودتان اجازه دهید که هر روز شاد باشید. نه فقط آخر هفته ها نه فقط هر زمانی که یک مناسبت خاص دارید: نه فقط زمانی که در تعطیلات هستید.

اگر نگرش درستی باشید می توانید روز شنبه هم مثل پنج شنبه شاد باشید. در کتاب مقدس نیامده است که: پنج شنبه روزی است که خداوند آفريده است. بلکه در آن نوشته شده است: این روزی است که خداوند آفریده است.

این یعنی شنبه، یکشنبه، دوشنبه سه شنبه، چهارشنبه و سایر روزهای هفته. حتی وقتی باران می بارد، هنگامی که مجبورید تا دیروقت کار کنید و یا مجبورید ظرف بشویید هم می توانید شاد باشید.

هیرمند

کتاب ارتباط موثر به زبان آدمیزاد اثر مارتی برونستاین توسط نرگس یزدی ترجمه و به کوشش انتشارات هیرمند چاپ و منتشر شده است.

کتاب ارتباط مؤثر به زبان آدمیزاد به شما می آموزد چگونه در محیط کار، منظور خود را بیان کنید و تعاملاتی ثمربخش با روسا و همکارانتان داشته باشید. اغلب اوقات به کار بردن دانش و مهارت تان در کار بخش آسان کار است، اما بخش دشوار آن همکاری موثر با دیگران است. این راهنمای سودمند به شما در برقراری تعاملات شخصی موثر یاری می رساند، حتی به هنگام حل و فصل کشمکش ها، مواجهه با مشتریان و با ارائه ی سخنرانی های دشوار. چه مديرعامل یک شرکت مهم باشید و چه یک تاجر خرده پا یا مدیر یک تیم، برقراری روابط مؤثر و شفاف در موفقیت شما نقش تعيين کننده ای دارد. کتاب ارتباط موثر به زبان آدمیزاد تمهیدات، توصیه ها و راهکارهایی، از شيوه ی مجذوب نگه داشتن شنونده گرفته تا آموزش خوب گوش کردن - ارائه می دهد که به آنها نیاز دارید تا بتوانید: شنونده ی فعالی باشید، در موقعیت های منفی بر نکات مثبت تأكيد كنيد در کشمکش ها راه حل هایی بیابید که رضایت خاطر هر دو طرف جلب شود، هنگام نوشتن نامه و ایمیل به حاشیه نروید، از عهده ی ارائه سخنرانی، انجام مصاحبه ها و چالش های دیگر برآیید و با اقتدار و قاطع سخن بگویید.

پردیس آباریس

کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم نوشته وین دایر پس از سال ها انتظار از طرف هواداران و خوانندگان کتاب های دکتر وین دایر برای نوشتن کتابی از خاطرات و زندگی نامه ایشان، در نهایت به چاپ رسید و با کوشش روزبه ملک زاده و محسن پاک فطرت به فارسی ترجمه و به کوشش انتشارات پردیس آباریس چاپ و منتشر شده است.

اما این کتاب به عنوان زندگی نامه، شیوه ی نگارشی متفاوتی دارد و همانند زندگی نامه های معمولی نیست. بلکه وین دایر در این کتاب، به شیوه ای استادانه لحظات سرنوشت ساز و ارتباط آنها را با یکدیگر پیدا کرده است و به وضوح نشان داده است هیچ اتفاق و رویدادی در زندگی، تصادفی و بی علت نیست. تمامی اتفاقات چه خوب و چه به ظاهر بد برای تکمیل سرنوشت ماست و بخشی از دارمای ما محسوب می شود. در این کتاب، وین دایر تمام لحظات سرنوشت ساز خود را از ابتدای کودکی اش در دیترویت تا آخرین سال های عمرش را با خوانندگان در میان گذاشته است و البته این کار را با مهارت زیادی که در نویسندگی دارد به انجام رسانده است. در فرآیند مطالعه ی این کتاب شما هم خواهید آموخت همانند وین دایر به اتفاقات زندگی خود رجوع کنید و ارتباط آنها را با جایگاه کنونی خود بیابید.

کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم، نگاهی بر زندگی دکتر وین دایر است و در عین حال چراغ راهی است برای کسانی که جویای حقیقت هستند. با مطالعه ی این کتاب متوجه حضور دستان خداوند در زندگی تان می شوید و از طرفی این کتاب شما را در فهم هدف و رسالت منحصر به فردتان یاری می کند.

شما را به مطالعه قسمتی از کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

سخنوران

کتاب معجزه گر خاموش نوشته ی سید رضا حیات الغیب به کوشش انتشارات سخنوران چاپ و منتشر شده است. 

بيشتر ما از جهانی به جهانی دیگر شبیه آن رفتیم و از یاد بردیم از کجا آمده ایم و اهمیتی هم ندادیم چه جهانی را در پیش داریم...

می توانی تصور کنی پیش از آنکه برای نخستین بار به این اندیشه برسیم که جز زیستن؛ خوردن؛ جنگیدن و یا قدرت یافتن در دنیا هدفی بالاتر وجود دارد؛ چند زندگی را پشت سر گذاشته ایم!؟
صد زندگی را... هزار زندگی را..!؟

آنگاه صد سال دیگر تا بفهمیم چیزی به نام کمال (پرواز) وجود دارد و باز هم صد زندگی دیگر تا به این برسیم که هدف از زندگی یافتن آن کمال و متجلی کردن آن است.

پس بدیهی است جهان دیگر را براساس آنچه در این جهان می آموزیم، انتخاب می کنیم. اگر چیزی نیاموزیم جهان بعدی نیز مانند همین جهان خواهد بود؛ با همان محدودیت ها و مشکلات.
اما اگر به سمت کمال (پرواز و آزادی) قدم برداریم؛ به یکباره آنقدر خواهیم آموخت که نیازی نباشد هزاران بار زندگی کنیم تا به این مرحله برسیم.

اگر قرار باشد در کل زندگیتان فقط یک کتاب بخوانید، باید کتاب معجزه گر خاموش را بخوانید!

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب معجزه گر خاموش در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

پل

کتاب 365 گام تا موفقیت (تغییراتی کوچک برای تفاوت های بزرگ) نوشته ی آنتونی رابینز توسط محمدجواد شافعی مقدم ترجمه و به کوشش انتشارات پل چاپ و منتشر شده است.

کتاب 365 گام تا موفقیت بر اساس بهترین ابزار، تکنیک و دستورالعمل هایی است که با روش های ساده ی آن می توانید بهترین گام ها را در بهبود زندگی تان بردارید. آنتونی رابینز به شما نشان می دهد که چگونه در کمترین زمان به بهترین نتایج دست یابید. گام های بزرگ رابینز راهی به سوی زندگی بهتر است. این گام ها سرلوحه ی موفقیت های بی شماری است. پیتر گابر ( مدیر اجرایی شرکت سونی )

شناخت عمیق آنتونی رابینز نسبت به مردم و جامعه سبب پیشرفت او شده است او به خوبی می داند چه عاملی موجب موفقیت، سعادت و شادکامی زندگی مردم می شود. (آندره آقاسی)

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم