کتاب تختخوابت را مرتب كن

کوله پشتی

جدید

کتاب «تختخوابت را مرتب کن» نوشته «ژنرال ویلیام اچ مک ریون» کتابی است نوشته یکی از ژنرال های ارتش ایالات متحده که شما را با راه و رسم موفقیت آشنا می کند. نویسنده در بخشی از کتاب می گوید: اگر می خواهید زندگیتان و شاید جهان را تغيير دهيد، از مرتب کردن تختخوابتان شروع کنید.

کتاب تختخوابت را مرتب کن توسط «حسین گازر» به فارسی ترجمه و به اهتمام نشر «کوله پشتی» به چاپ رسیده است. با ما در بوکالا با مطالعه قسمتی از کتاب تختخوابت را مرتب کن همراه باشید.

جزییات بیشتر

پیشنهاد شگفت انگیز:

13,500 تومان

15,000 تومان

- +

برچسب های محصول
 
بررسی تخصصی

معرفی کتاب تختخوابت را مرتب کن

در روز هفدهم ماه مه سال ۲۰۱۴، من افتخار این را داشتم که در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه تگزاس در آستین سخنرانی کنم. اگر چه خودم هم از همین دانشگاه فارغ التحصیل شده بودم، ولی بعید می دانستم یک فرمانده نظامی که زندگی حرفه ای خود را در جنگ سپری کرده، خیلی مورد استقبال دانشجویان کالج قرار بگیرد. اما دیدن آنهایی که با اشتیاق برای شنیدن سخنرانی ام آمده بودند، مرا بسیار شگفت زده کرد. به نظر می رسید ده درسی که من در تمرینات نیروی دریایی یاد گرفتم و اساس صحبت هایم را شکل می داد، مورد توجه جمعیت بسیاری قرار گرفته است. این درس ها و تجربیات ساده را در تمرینات نیروی دریایی کسب کردم و هر ده درس در مقابل چالش های زندگی اهمیتی یکسان دارند و این مهم نیست که شما در چه مرحله ای از زندگی و دارای چه جایگاهی در جامعه باشید. در سه سال گذشته، بارها و بارها مردم در خیابان جلویم را گرفتند تا داستانشان را برایم تعریف کنند: چطور آنها در مقابل کوسه ها تسلیم نشدند، چطور ناقوس را به صدا در نیاوردند یا چطور هر روز صبح مرتب کردن تختخواب در شرایط سخت به آنها کمک می کرد. همه ی آنها می خواستند بیشتر در این باره بدانند که چطور این ده درس، زندگی ام را شکل داده و دوست داشتند افرادی را بشناسند که در دوران حرفه ای الهام بخش من بودند. این کتاب کوچک، تلاشی برای انجام این مهم است. هر فصل متن کوتاهی را در بر گرفته که حاوی یکی از همین درس ها و همچنین داستان کوتاهی درباره ی یکی از افرادی است که با نظم، پشتکار، شرافت و شجاعتش الهام بخشم بود. امیدوارم از خواندن کتاب تختخوابت را معرفی کن لذت ببرید.

*** خريد کتاب تختخوابت را معرفی کن ***


قسمتی از کتاب تختخوابت را مرتب کن

آسایشگاه های دوره ی آموزشی نیروی دریایی، ساختمانهای سه طبقه ی پیش پا افتاده ای است که در ساحل کورونادوی کالیفرنیا قرار دارند؛ تنها به فاصله ی تقریبأ صد متری از اقیانوس آرام، هیچ کولری هم در ساختمان تعبیه نشده و شب ها وقتی پنجره ها باز هستند، می توان صدای جزر و مد و برخورد آب با ماسه ها را شنيد.

اتاق های آسایشگاه هیچ تجملی ندارند. در اتاق افسر که من با سه همکلاسی دیگرم آنجا می خوابیم، فقط چهار تختخواب و کمدی برای آویزان کردن یونیفرم ها وجود دارد. آن روزهایی که من در آسایشگاه می مانم، از تختخواب ویژه ی ارتشی بیرون می آیم و سریع مشغول مرتب کردن آن می شوم. این اولین وظیفه ی روز است. روزی که می دانستم پر از بازرسی های بدنی، شنا کردن های طولانی، دویدنهای طولانی تر، مسیرهای پر از مانع و اذیت های دائمی از سوی مربی های دوره ی آموزشی خواهد بود.

وقتی رهبر کلاس، ستوان سوم دنل استوارد مسئول آموزش، وارد اتاق شد فریاد زد: «خبردار!» کنار تخت ایستادم و پاشنه هایم را به هم جفت کردم و صاف ایستادم تا ناوبان دوم به من نزدیک شد. مسئول آموزش سخت گیر و بی احساس شروع به بازرسی یونیفرمم کرد تا مطمئن شود درست بسته شده است. با نگاهی که از بالا به پایین هیکلم انداخت، سانت به سانت لباسم را وارسی کرد. آیا خط اتوی پیراهن و شلوار درست و صاف بود؟ آیا سگک کمربند از تمیزی برق میزد؟ آیا پوتین ها به خوبی واکس خورده و براق بودند، طوری که تصویر انگشتانش را در آنها بیند؟ وقتی از رعایت استانداردهای دوره ی آموزشی نیروی دریایی راضی میشد، به سمت تختخواب ها حرکت می کرد تا آنها را بررسی کند.

تختخواب هم به سادگی اتاق بود؛ یک قاب فلزی که تشکی روی آن قرار داشت. پتوی پشمی خاکستری رنگی هم خیلی محکم دور تشک پیچیده شده بود که گرمای لازم را در سرمای بامداد سن دیگو فراهم کند. پتوی دیگری هم به شکل مربع تا شده و روی تخت قرار داشت. بالش هم که ساخت شرکت لايت هوت آود بلايند بود طوری وسط تخت قرار داشت که با پتو زاویه ی نود درجه تشکیل میداد. این ها استاندارد بودند. اگر این استانداردها را رعایت نمی کردم، مجبور میشدم سینه خیز بروم. سپس در ساحل آن قدر غلت بزنم که از سر تا نوک انگشت پایم شنی شود؛ چیزی شبیه به کلوچه ی شکری.

همین طور که بی حرکت ایستاده بودم، می توانستم از گوشه ی چشمم مسئول آموزش را ببینم. او به طور ملال انگیزی به تختم نگاه می کرد. دولا شد و گوشه های تخت را بررسی کرد و سپس با دقت نگاه کرد که پتو و بالش به درستی، هم تراز هم قرار گرفته باشند. بعد از آن، دستش را به جیبش برد، تاسی را بیرون آورد و چندین بار آن را به هوا پرتاب کرد تا من مطمئن شوم که آخرین مورد بررسی تخت هم انجام خواهد شد. در آخرین پرتاب تاس به هوا، آن را رها کرد تا روی تخت بیفتد که بعد از برخورد با تخت کمی بالا آمد. تا چندین سانتی متر بالا پرید؛ تا اندازه ای که مربی توانست آن را با دستانش بگیرد.

یکدفعه سرش را برگرداند تا مرا ببیند. به چشمانم نگاه کرد و سرش را به علامت تایید تکان داد. هرگز کلمه ای نمیگفت. اینکه تختخوابم را به درستی مرتب کرده بودم، برایم شانس گرفتن پاداش به همراه نداشت، چون این چیزی بود که از من انتظار می رفت. این اولین وظیفه ی هر روزم بود و انجام درستش بسیار اهمیت داشت. این کار نظم و انضباط و توجه ام به جزئیات را نشان می داد و در پایان روز به من یادآوری می کرد که کاری را به نحو احسن انجام داده ام؛ چیزی که به آن افتخار کنم، هرچند وظیفه ی بسیار کوچکی باشد.

در طول دوران زندگی ام در نیروی دریایی، مرتب کردن تختخواب وظیفه ای ثابت و همیشگی بود که هر روز می توانستم روی آن حساب کنم. به عنوان یک ناوبان دوم جوان در بهداری زیردریایی عملیاتی یو اس اس گریبک که تختهای چهار طبقه داشت، می خوابیدم. دکتر سالخورده ی بانمکی مدیر بهداری بود و اصرار می کرد که هر روز صبح وسایلم را مرتب کنم. او اغلب اوقات تذکر می داد که اگر تختخواب مرتب نشود و اتاق تمیز نباشد، چطور ملوانها انتظار مراقبت های بهداشتی عالی از ما داشته باشند؟ همچنان که بعدها فهمیدم، این عقیده ی پاکیزگی و نظم، در تمام جنبه ها و ابعاد زندگی نظامی اعمال می شود.

سی سال بعد، برج های دوقلو در نیویورک فرو ریختند. پنتاگون به هم ریخت و در پنسیلوانیا آمریکایی های شجاع در هواپیما مردند.

در روزهای واپسین حملات، من به دلیل حادثه ی شدید سقوط با چتر نجات، دوران نقاهتم را در خانه می گذراندم. یک تخت بیمارستان را به اتاقم آورده بودند و من برای بهبودی، بیشتر روز را روی آن دراز کشیده بودم. بیشتر از هر چیز دیگری می خواستم که زودتر از دست آن تخت خلاص شوم. مانند هر سرباز نیروی دریایی آرزو داشتم کنار هم رزمانم در میدان جنگ باشم.

وقتی به اندازه ای خوب شدم که بتوانم بدون کمک از تختم بلند شوم و راه بروم، اولین کاری که انجام دادم این بود که ملافه را خوب روی شکم بکشم، بالش را مرتب کنم و مطمئن شوم که تخت بیمارستان برای تمام کسانی که وارد خانه ام می شوند، ظاهری آراسته دارد. به این طریق نشان دادم که بر بیماری و جراحتم غلبه کرده ام و زندگی ام همچنان ادامه دارد.

در طول چهار هفته بعد از حادثه ی یازده سپتامبر، من به کاخ سفید منتقل شدم و دو سال بعد خدمتم را در اداره مبارزه با «تروریسم» گذراندم که به تازگی شروع به کار کرده بود. تا اکتبر ۲۰۰۳ که در دفتر فرماندهی موقتی عراق و در فرودگاه بغداد بودم، طی چند ماه اول در کیسه خوابهای ارتشی می خوابیدیم. با وجود این، هر روز صبح زود بیدار میشدم، کیسه خوابم را جمع می کردم، بالش را در بالای کیسه خواب جاسازی می کردم و برای شروع روزم آماده می شدم.

ارتش ایالات متحده در دسامبر ۲۰۰۳، صدام حسين را دستگیر کرد و زمانی که زندانی ما بود، او را در اتاق کوچکی نگه داشته بودیم. او هم در کیسه خواب میخوابید اما با ملافه ای لوکس و یک تشک. می خواستم روزی با صدام ملاقات کنم تا مطمئن شوم که سربازانم از او به درستی مراقبت می کنند. با کمی حس سردرگمی متوجه شدم که صدام تختش را مرتب نکرده است. ملافه مچاله شده بود و او تمایلی به مرتب کردن آنها نداشت. 

طی ده سال بعد، من افتخار همکاری با برخی از بهترین مردان و زنانی را داشته ام که این سرزمین به خود دیده است؛ از افراد عام و خاص، دریاسالارها تا ملوانهای تازه استخدام شده، از سفیران بلندپایه تا منشی ها. آمریکایی هایی که در پهنه ی دریاها مستقر شده اند تا از جنگجویان خود حمایت کنند، با میل و رغبتی قلبی پا به این میدان نهاده اند و برای حفاظت از این ملت بزرگ فداکاری میکنند.

و در بخشی دیگر از کتاب تختخوابت را معرفی کن می خوانیم:

همه ی آنها میدانند که زندگی سخت و طاقت فرساست.
گاهی اوقات چیزهای بسیار ناچیزی وجود دارند که شما می توانید با انجام دادنشان، ماحصل روز خود را تحت تأثیر قرار دهید. در نبردها سربازان می میرند، خانواده ها داغدار می شوند و روزها، طولانی تر و پر از اضطراب می شوند. شما دنبال چیزی هستید که تسلای خاطرتان باشد؛ چیزی که انگیزهی شروع روزی جدید را در شما بیدار کند و بتواند حسی از غرور و افتخار را در این دنیایی که گاهی به زشتی می گراید، در شما به وجود بیاورد. اما این فقط موضوع میدان جنگ نیست. بلکه زندگی روزمره و عادی ماست که نیازمند این حس ساختن است. هیچ چیز نمی تواند جایگزین قدرت و آرامش ایمان یک فرد شود، اما گاهی عمل بسیار ساده ای مانند مرتب کردن تختخوابتان می تواند نیروی انگیزشي لازم برای شروع بهتر روز را در شما ایجاد کند و پایان خوش و پرحاصلی را برایتان فراهم نماید.

اگر می خواهید زندگیتان و شاید جهان را تغيير دهيد، از مرتب کردن تختخوابتان شروع کنید.

*** خريد کتاب تختخوابت را معرفی کن ***

 
جزئیات فنی
نویسنده ژنرال ویلیام اچ. مک ریون
ناشر کوله پشتی
مترجم حسین گازر
تعداد صفحات 104
وزن 130 گرم
شابک 9786004610537

نوشتن دیدگاه

کتاب تختخوابت را مرتب كن

کتاب «تختخوابت را مرتب کن» نوشته «ژنرال ویلیام اچ مک ریون» کتابی است نوشته یکی از ژنرال های ارتش ایالات متحده که شما را با راه و رسم موفقیت آشنا می کند. نویسنده در بخشی از کتاب می گوید: اگر می خواهید زندگیتان و شاید جهان را تغيير دهيد، از مرتب کردن تختخوابتان شروع کنید.

کتاب تختخوابت را مرتب کن توسط «حسین گازر» به فارسی ترجمه و به اهتمام نشر «کوله پشتی» به چاپ رسیده است. با ما در بوکالا با مطالعه قسمتی از کتاب تختخوابت را مرتب کن همراه باشید.

نوشتن دیدگاه

30 محصول مشابه یافت شد

45,000 تومان 50,000 تومان

40,500 تومان 45,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

26,100 تومان 29,000 تومان

14,400 تومان 16,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

20,700 تومان 23,000 تومان

14,400 تومان 16,000 تومان

33,300 تومان 37,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

11,700 تومان 13,000 تومان

10,800 تومان 12,000 تومان

12,600 تومان 14,000 تومان

38,700 تومان 43,000 تومان

منو