10% تخفیف

کتاب محدودیت صفر

کتیبه پارسی

جدید

«کتاب محدودیت صفر» نوشته «دکتر ایهالیا کالا هولن و دکتر جو ویتالی» است که توسط خانم «مژگان جمالی» ترجمه شده و انتشارات «کتیبه پارسی» آن را به چاپ رسانده است. این کتاب سرشار از عشق و انرژی های مثبت است که می تواند به صورت کلی دیدگاه شما را نسبت به زندگی تغییر دهد.

به طور خلاصه می توان گفت که محدودیت صفر در مورد بازگشت به وضعیت صفر است، جایی که هیچ چیزی وجود ندارد و همه چیز ممکن است. در این وضعیت هیچ فکر، حرف، عمل، خاطره، برنامه، باور یا چیز دیگری نیست، هیچ است و بس.

روزی از روزها هیچ، خود را در آیینه می بیند و شما به وجود می آیید. شما از آن زمان باورها، برنامه ها، خاطره ها، فکرها، حرف ها، رفتارها و چیزهای دیگر را خلق و بطور ناخوداگاه جذب کرده اید. بسیاری از این برنامه ها به زمان آغاز خلقت برمی گردند.

کتاب محدودیت صفر به شما کمک خواهد کرد تا حیات را در لحظه به لحظه ی زندگی خود تجربه کنید. آن وقت خواهید دید چگونه معجزاتی برایتان رخ خواهد داد.

از همین نویسنده می توانید کتاب جدید جو ویتالی با عنوان کتاب حضور در وضعیت صفر را مطالعه نمایید.

شما را  به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب محدودیت صفر اثر فاخر جو ویتالی دعوت می کنیم.

جزییات بیشتر

 
بررسی تخصصی

معرفی کتاب محدودیت صفر

کتاب محدودیت صفر

در «کتاب محدودیت صفر» شما با فرآیند هواوپونوپونو آشنا می شوید که به معنای رها کردن انرژی های سمی درون است تا بتوانید تاثیر افکار، گفتار، اعمال و فعالیتهای الهی را ببینید. در این کتاب شما خواهید آموخت که در زندگی هیچ محدودیتی وجود ندارد و شما می توانید به هر آنچه که دوست دارید، برسید؛ البته رسیدن به همچنین جایگاهی نیازمند داشتن افکار و دیدی مثبت است. مطمئن باشید با خواندن این کتاب فصل جدیدی در زندگی شما آغاز خواهد شد.

*** خريد کتاب محدودیت صفر ***

این کتاب می تواند انسانیت را بیدار کند. این کتاب قدرت ساده چهار عبارتِ «دوستت دارم، متاسفم، لطفا مرا ببخش و سپاسگزارم» را، جهت دگرگونی زندگی شما آشکار می سازد. محتوی این کتاب سراسر عشق نویسنده است. شما باید ده نسخه از آن بگیرید، یکی برای خودتان و نه تا برای بخشیدن به بقیه.

«دبی فورد، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز»

قسمتی از کتاب محدودیت صفر

آغاز ماجراجویی

بر شما باد آرامش، تمام آرامش من

من در آگوست سال ۲۰۰۴ در غرفه ای که در گردهمایی سالانه ی انجمن ملی هیپنوتیزم کاران برپا شده بود کار می کردم. از گفت وگو با مردم، خودگردهمایی، انرژی و تبادل اطلاعات جاری در آن لذت می بردم، اما از اتفاقی که آن روز سرآغازش بود، از معجزه ای که زندگی ام را زیرورو کرد بیخبر بودم.دوستم مارک ریان با من در غرفه کار می کرد. او یک هیپنوتراپیست است و بسیار روشنفکر، کنجکاو، دارای فن بیان خوب و در کاوش زندگی و اسرار بیشمار آن، از قدرت تحلیل بسیار بالایی برخوردار است. ما اغلب ساعتها به گفت وگو می نشینیم. از قهرمان هایمان در درمانگری می گوییم، از میلتون اریکسون تا روحانی های نه چندان معروف، در لابه لای یکی از همین گپ و گفتها مارک با پرسیدن این سئوال غالفگیرم کرد:

«تا حالا چیزی در مورد درمانگری که بدون اینکه مردم را ببیند شفایشان می داده چیزی شنیده ای؟»

یکه خوردم! من از روح درمانی و درمان از راه دور چیزهایی شنیده بودم، اما به نظر می آمد که مارک دارد از چیز دیگری صحبت می کند.

روان شناسی که می گویند یک بخش پر از مجرم های روانی را شفا داده، بدون اینکه حتی یکی از آنها را ببیند

چطور این کار را کرده؟

ظاهرا از روش شفادهی بومیهای هاوایی که اسمش هواوپونوپونو است، استفاده می کرده.

پرسیدم :هواو... چی چی،

چندین بار از مارک خواستم تا آن کلمه را تکرار کند. تا آن زمان چنین واژه ای به گوشم نخورده بود.

مارک چیز زیادی از ماجرای آن شفا یا نحوه ی انجام آن نمی دانست. اعتراف میکنم که کنجکاو بودم بیشتر بدانم. این را هم بگویم که باورش کمی برایم سخت بود. فکر می کردم بیشتر شبیه افسانه های بومی هاست تا واقعیت.

شفا دادن مردم بدون دیدنشان؟ آره خودشه! افسانه ست.

مارک حرفهایش را با داستانی ادامه داد. او گفت: شانزده سال در جست و جوی خودم در کوه شاستا در کالیفرنیا زندگی کردم. در آنجا دوستی به من دفترچه ای داد که هرگز فراموشش نمی کنم، کاغذهایی سفید با نوشته های آبی، مقاله ای در مورد این شفاگر هاواییایی و روش منحصر به فردش. برای سال ها، بارها و بارها آن مقاله را خواندم. مقاله توضیح دقیقی درباره  کاری که آن شفا گر انجام داده نمی داد، فقط می گفت که او با روشش مردم را شفا میداده.

پرسیدم: مقاله الان کجاست؟ می خواستم آن را بخوانم.

مارک گفت: هر چه می گردم نمی توانم پیدایش کنم. اما انگار چیزی در درونم به من گفت که درموردش با تو صحبت کنم. می دانم که حرف هایم را باور نمی کنی، اما من هم به اندازه ی تو شگفت زده ام. من هم می خواهم از او بیشتر بدانم. یک سال از گفت وگوی من و مارک گذشت. من در طول این ماهها، به طور پراکنده در اینترنت به دنبال ردپای درمانگر اسرارآمیز گشتم، مسلما مطالب زیادی در مورد درمان از راه دور بود، اما می دانستم که روش هاواییایی ها این طور نیست. گویی مقرر بود بفهمم که در این نوع از شفادهی، فاصله ای نیست و مهمتر و بالاتر از همه اینکه من طرز نوشتن واژه هواوپونوپونو را نمی دانستم. چطور می توانستم در اینترنت دنبالش بگردم، پس رهایش کردم...

اما مارک در گردهمایی بعدی هیپنوتیزم در سال ۲۰۰۵ دوباره موضوع آن درمانگر را مطرح کرد. من به او گفتم: «نه اسمش را می دانم، نه نوشتنش را بلدم. خب، نتوانستم چیزی راجع به آن پیدا کنم»

*** خريد کتاب محدودیت صفر ***

مارک خیلی خوب از پس موقعیت های جدید برمی آید. پس پیشنهاد داد که هر دو، کارهایمان را کنار بگذاریم. ما لپ تاپ را درآوردیم، به اینترنت وایرلس وصل شدیم و شروع به جستجو کردیم. طولی نکشید که سایت اصلی هواوپونوپونو به آدرس www.hooponopono.org را پیدا کردیم. من کمی بیشتر جستجو کردم و چند مقاله هم یافتم. آن مقالات به من شمه ای از آنچه می خواستیم واردش بشویم دادند.

تعریفی نیز از هواوپونوپونو پیدا کردیم که می گفت:
هواوپونوپونو فرآیندی است برای رها کردن انرژی های سمی درون، تا بتوانید تاثیر افکار، گفتار، اعمال و فعالیت های الهی را ببینید.

اصلا منظورش را نمی فهمیدم. پس بیشتر جستجو کردم و به این مطلب برخوردم:
«هواوپونوپونو به زبان ساده یعنی اصلاح و تصحیح غلط. بر اساس باور یونانیان باستان، افکار به وسیله ی خاطرات دردناک گذشته، آلوده می شوند. هواوپونوپونو راهی است برای آزاد کردن انرژی افکار و اشتباهات دردناکی که منجر به عدم تعادل و بیماری می شوند.» 

بله، جالب است اما این دقیقا یعنی چه؟

همچنان که در سایت در جستجوی اطلاعات در مورد روان شناس اسرارآمیزی بودم که افراد را بدون دیدن آنها شفا می داد دریافتم که شکل به روزی از هواوپونوپونو وجود دارد که هویت سازی از طریق هواوپونوپونو (اس.آی.تی.اچ) نام دارد.

سعی نمی کردم وانمود کنم که از این روش سر درمی آورم، مارک هم همین طور. پس با همکاری هم به کارش ادامه دادیم.

لپ تاپ مان مانند اسبی بود که با آن در این سرزمین وحشی می تاختیم و در جست وجوی جوابها پشت سر هم تایپ می کردیم.

در این بین به مقاله ای برخوردیم که مساله را برایمان کمی باز کرد:
هویت سازی از طریق هواوپونوپونو: ما به طور صددرصد، مسئول مشکلات مراجعه کنندگان مان هستیم.

در روش های سنتی حل مساله و شفادهی، درمانگر کار خود را با این رویکرد آغاز می کند که منبع مشکل در وجود مراجعه کننده است، نه در وجود درمان گر. او معتقد است که وظیفه اش این است که به مراجعه کننده در حل مشکلش یاری رساند. آیا ممکن است این دیدگاه، حرفه ی شفادهی را به بن بست کشانده باشد؟

یک درمانگر برای اینکه در حل مساله مفید واقع شود باید مشتاق باشد تا تمامی مسئولیت خویش را در به وجود آمدن مشکل، به گردن بگیرد. این بدین معناست که باید بپذیرد که ریشه ی اصلی مشکل، وجود افکار غلط در خود اوست، نه در فرد مراجعه کننده. به نظر می آید که درمانگرها متوجه نیستند که هر بار که مشکلی پیش می آید خودشان هم آنجا حضور دارند. وقتی درمانگر خودش را به طور صددرصد مسئول به وجود آمدن مشكل بداند، خود را مسئول تمام و کمال حل آن نیز خواهد دانست. او با استفاده از روش به روز شده ی هواوپونوپونو که توالی ای از توبه، بخشش و کیمیاگری است و توسط کاهونا نالاماگو سیمئونا ابداع شده می تواند افکار غلطی را که در وجود خودش و فرد مراجعه کننده است، به کیمیای افکار مملو از عشق بدل کند.

اشک در چشمانش موج می زند. چالهای عمیق، اطراف لبهایش را احاطه کرده، سینشیا به نرمی آهی می کشد و می گوید:
«نگران پسرم هستم. دوباره سراغ مواد مخدر رفته.» همچنان که او داستان دردناکش را بازگو می کند، شروع می کنم به پاک کردن افکار غلطی که در من است و به صورت مشکل در او پدیدار شده، همچنان که افکار غلط در وجود درمانگر، خانواده، اقوام و اجداد او با افکار دوست داشتنی جایگزین می شود، در افکار شخص مراجعه کننده، خانواده، اقوام و اجداد او نیز دگرگونی حاصل می شود. روش به روز شده ی هواوپونوپونو فرصتی برای درمانگر فراهم می کند تا بتواند از طریق ارتباط مستقیم با منبع مادر که قدرت کیمیاگری افکار باطل را به عشق داراست شفا ببخشد.

ناگهان چشم هایش خشک می شوند. چالهای عمیق صورتش سطحی تر می شوند. او لبخندی می زند و خورشید آرامش در صورتش طلوع می کند، می گوید: «نمی دانم چرا، ولی حالا احساس بهتری دارم». من هم نمی دانم! جدی می گویم. زندگی یک راز سربسته است، جز روح الهی که به همه چیز آگاه است. من به همین بسنده می کنم و از عشق که تمام موهبتها از سوی او جاری ست قدردانی می کنم.

در حل مساله به روش هواوپونوپونو، درمانگر ابتدا هویت و ذهن خود را می گیرد و آن را با منبع مادر (چیزی که دیگران عشق یا خدا می خوانند) ارتباط می دهد. وقتی ارتباط برقرار شد درمانگر از عشق درخواست می کند تا افکار غلطی را که در درون خود اوست و نخست به صورت مشکل خودش و بعد مشکل در فرد مراجعه کننده نمود پیدا کرده، اصلاح کند. این در واقع فرآیند توبه و درخواست بخشایش از طرف درمانگر به سوی روح الهی است.

*** خريد کتاب محدودیت صفر ***

لطفا مرا به خاطر افکار غلطی که در درونم دارم و باعث ایجاد مشکل نه تنها برای من، بلکه برای مراجعه کننده ام شده ببخش. روح الهی در جواب توبه و درخواست بخشش درمانگر، فرآیند اسرارآمیز کیمیاگری افکار باطل را آغاز می کند. طی این ارتباط روحی، روح الهی ابتدا احساسات منفی ای را که منشا مشکل بودند خنثی می کند. این احساسات می تواند انزجار، ترس، عصبانیت، سرزنش و یا سردرگمی باشد.

سپس روح الهی انرژی های خنثی شده ی این افکار را آزاد می کند تا فکر، خالی، صفر و به معنای واقعی کلمه، آزاد و رها شود. حالا که فکر، خالی و آزاد است عشق الهی خود را در آنها می دهد. در نتیجه شفاگر، نو می شود و عشق او تصفیه!

آموزش درمانگری به روش هواوپونوپونو با یک سخنرانی رایگان دو ساعته آغاز می شود. در این سخنرانی حضار با این مساله که چطور افکار درون آنها به صورت مشکلات جسمی و روحی، روانی و عاطفی، ارتباطی و مالی در زندگی خودشان و خانواده هایشان، اقوام و اجدادشان، همسایگان و دوستان و آشنایان شان بروز می کنند آشنا می شوند. ما در دوره های آموزشی مان به افراد می آموزیم که مشکل چیست، دقیقا در کجاست و آنها چطور می توانند با استفاده از بیش از بیست و پنج فرآیند حل مساله، مشکلات گوناگون را حل نموده و از خود بهتر مراقبت کنند. تاکید اصلی این آموزش ها بر اساس پذیرش صددرصد مسئولیت اتفاقات زندگی و حل آنها توسط خود فرد است.

اعجاز فرآیند به روز شده ی هواوپونوپونو این است که شما در هر لحظه نگاه جدیدی به خود خواهید افکند و هر بار که این روش را به کار می برید، معجزه ی تازگی آفرین عشق را تجلیل خواهید نمود.

***

من با این بینش زندگی کرده و با دیگران تعامل میکنم:

۱) دنیای بیرون من، انعكاس افكار درون من است.

۲) اگر افکارم سرطان زا باشند، واقعیت بیرونی ام نیز دچار سرطان می شود.

۳) اگر افکارم بی عیب و نقص باشد واقعیتی مملو از عشق خلق خواهم کرد.

۴) من مسئولیت خلق دنیای بیرونم را برعهده دارم.

۵) من به طور صددرصد مسئول اصلاح افكار سرطانی ام هستم، افکاری که در من واقعیت بیمارگونه را خلق می کنند.

۶) چیزی به عنوان آن بیرون وجود ندارد همه چیز در درون من است.

***

من و مارک مقاله را خواندیم. برایمان سئوال بود که شفاگری که ما به دنبالش می گشتیم کدام یک بود. چارلز براون یا دکتر هولن؟ نمی دانستیم و نمی توانستیم حدس بزنیم. اصلا این مورنا که مقاله از او سخن می گوید کیست؟ این هویت سازی از طریق هواو...چی چی یعنی چه؟

پس به خواندن ادامه دادیم.

چند مقاله ی دیگر پیدا کردیم که مشعل راهمان شد. به جملات افشا کننده ای برخوردیم:

هواوپونوپونو مشکلات را معضل نمی داند، بلکه آنها را فرصت قلمداد می کند. مشکلات فقط تکرار خاطرات گذشته اند که به ما فرصت دیگری می دهند تا عاشقانه بنگریم و براساس الهامات قلبی مان عمل کنیم.

واقعا کنجکاو شده بودم اما اصلا سر در نمی آوردم. یعنی چه که مشکلات، تکرار خاطرات گذشته هستند؟ هان؟ این دو نویسنده سعی داشتند چه چیزی را بازگو کنند. این هواو... چی چی چطور به درمانگر کمک می کرد تا مردم را شفا بدهد؟ اصلا این درمانگر که بود؟

من مقاله ی دیگری هم پیدا کردم. این یکی توسط گزارشگری به نام دارل سيفورد نوشته شده بود که در آن از ملاقات با خالق روش هواو... می گفت. اسم او مورنا بود. مورنا یک روحانی یا یک محرم اسرار بود. کاری که این مورنا برای شفای مردم انجام می داد این بود که از طریق قداستی که در درون هر انسانی است، انسانی که جلوه ای از نور خداست، از خالق مقدس درخواست شفا می کرد.

شاید شما معنای این حرفها را درک کنید اما من در آن زمان اصلا متوجه نمی شدم. مارک هم همین طور مشخص است که مورنا كلمه هایی را که مثل دعا بودند به زبان می آورد و با آن مردم را شفا می داد. من پیدا کردن آن دعا را در لیست کارهایم قرار دادم اما حالا عازم ماموریت مهمتری بودم؛ پیدا کردن درمانگر اسرارآمیز و آموختن روش سری او. اشتیاقم برای بیشتر دانستن درباره ی این درمانگر روحانی و دیدار با او روزبه روز بیشتر می شد. با اینکه من و مارک باید به غرفه هایمان در گردهمایی بازمی گشتیم، به آنجا برنگشتیم تا اینکه بتوانیم به کاوش مان ادامه بدهیم.

ما بر اساس مقالات و اطلاعات موجود در وبسایت به این نتیجه رسیدیم که نام درمانگری که در جستجویش بودیم ایهاليا كالا هولن است. عجب اسمی! حتی نمی توانستیم اسمش را تلفظ کنیم چه برسد به نوشتنش! نمی دانستیم چطور باید او را پیدا کنیم. در وبسایت هیچ اطلاعاتی درباره اش نبود. من و مارک سعی کردیم محل او را از طریق جستجو در اینترنت پیدا کنیم، اما این نیز بی فایده بود. کم کم داشتیم به این نتیجه می رسیدیم که این درمانگر خارق العاده، یا موجودی خیالی است یا بازنشسته شده و یا از دنیا رفته است. پس لپ تاپ را خاموش کردیم و دوباره به گردهمایی رفتیم.

غافل از اینکه ماجرای من تازه شروع شده بود...

*** خريد کتاب محدودیت صفر ***

 
جزئیات فنی
عنوان کتاب محدودیت صفر
موضوع اصلی کتاب روانشناسی و موفقیت
نویسنده جو ویتالی،ایهالیا کالاهولن
ناشر کتیبه پارسی
مترجم مژگان جمالی
تعداد صفحات ۳۲۴
وزن ۳۴۶
زبان کتاب فارسی
شابک 9786009651993
سال چاپ ۱۳۹۷
نوبت چاپ دوم
قطع رقعی
جلد کتاب شومیز

نوشتن دیدگاه

کتاب محدودیت صفر

«کتاب محدودیت صفر» نوشته «دکتر ایهالیا کالا هولن و دکتر جو ویتالی» است که توسط خانم «مژگان جمالی» ترجمه شده و انتشارات «کتیبه پارسی» آن را به چاپ رسانده است. این کتاب سرشار از عشق و انرژی های مثبت است که می تواند به صورت کلی دیدگاه شما را نسبت به زندگی تغییر دهد.

به طور خلاصه می توان گفت که محدودیت صفر در مورد بازگشت به وضعیت صفر است، جایی که هیچ چیزی وجود ندارد و همه چیز ممکن است. در این وضعیت هیچ فکر، حرف، عمل، خاطره، برنامه، باور یا چیز دیگری نیست، هیچ است و بس.

روزی از روزها هیچ، خود را در آیینه می بیند و شما به وجود می آیید. شما از آن زمان باورها، برنامه ها، خاطره ها، فکرها، حرف ها، رفتارها و چیزهای دیگر را خلق و بطور ناخوداگاه جذب کرده اید. بسیاری از این برنامه ها به زمان آغاز خلقت برمی گردند.

کتاب محدودیت صفر به شما کمک خواهد کرد تا حیات را در لحظه به لحظه ی زندگی خود تجربه کنید. آن وقت خواهید دید چگونه معجزاتی برایتان رخ خواهد داد.

از همین نویسنده می توانید کتاب جدید جو ویتالی با عنوان کتاب حضور در وضعیت صفر را مطالعه نمایید.

شما را  به مطالعه ی معرفی و قسمتی از کتاب محدودیت صفر اثر فاخر جو ویتالی دعوت می کنیم.

نوشتن دیدگاه

 
دیدگاه‌ها(1)
1397-10-16

عااااالیه

کسی که دنبال راه و روش آروم کردن ذهنش بین اینهمه هیاهوئه توی این کتاب غرق میشه. این کتاب رو باید درک کرد، باید فهمیدش و باید بخاطر سپردش. پیام نهایی محدودیت صفر دوست داشتنه، وقتی بتونی همه چیز رو دوست داشته باشی همه چیز تورو دوست خواهند داشت چون عشق بالاترین و قویترین و تاثیرگذارترین ارتعاشیه که میشه به جهان هستی فرستاد. "بیایید همه چیز را دوست بداریم، مشکلاتمان را، چربی های اضافه مان را، همسر و فرزند و همسایه دردسرساز را دوست بداریم... دوست داشتن کلید ورود به محدودیت صفر است".

  • آیا این نظریه برای شما مفید بود؟
  • (0) (0)

دیدگاه خود را بنویسید

30 محصول مشابه یافت شد

10,800 تومان 12,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

22,500 تومان 25,000 تومان

27,000 تومان 30,000 تومان

منو