آوای دانش خرد : راهنمای عملی برای رسیدن به آرامش درونی

هزاران سال پیش تولتک ها در سرتاسر جنوب مکزیک به عنوان مردان و زنان خردمند شناخته می شدند. انسان شناسان از تولتک ها به عنوان یک قوم یا یک نژاد یاد می کنند، اما در واقع تولتک ها دانشمندان یا هنرمندانی بودند که جامعه ای تشکیل دادند تا به کشف و حفظ خرد معنوی و آیین های کهن بپردازند. آنها به عنوان استاد (ناوال) و شاگرد در تئوتی هواکان، شهر باستانی اهرام در خارج از مکزیکو سیتی که به (بشر خدا می شود) مشهور است، گرد هم آمدند. پس از گذشت سال های طولانی، ناوال ها مجبور به پنهان کردن خرد باستانی و نگهداری از آن در خفا شدند. فتح قاره توسط اروپایی ها به همراه سوء استفاده ی افراطی تعدادی از شاگردان این ضرورت را ایجاب کرد که آن دانش را از کسانی دور نگه دارند که آمادگی استفاده ی عاقلانه از آن را نداشتند، یا آنهایی که ممکن بود عمدا از آن خرد برای اهداف شخصی خود سواستفاده کنند.

خوشبختانه، دانش پنهان تولتک توسط دودمان ناوال ها جمع آوری و نسل به نسل منتقل شد. گرچه همچنان در طول صدها سال در پرده ای از اسرار پنهان ماند، پیشگویان کهن پیشگویی کردند که هرگاه بازگشت خرد به مردم ضروری باشد، این خرد باز خواهد گشت. حالا، دون میگوئل روئیز (ناوالی از تبار ایگل نایت) هدایت شده است تا آموزه های قدرتمند تولتک را با ما در میان بگذارد.

خرد تولتک همچون تمام سنت های محرمانه ی موجود در سراسر جهان مقدس، از یکپارچگی ذاتی حقیقت برخاسته است. این مکتب گرچه یک مذهب نیست، به تمام استادان روحانی و معنوی که با علم خود انسان ها را آموزش داده اند، احترام می گذارد. در حالی که روح را در بر می گیرد و به معنویت می پردازد، به درستی به عنوان راهی برای زندگی و به ویژه در دسترس قرار دادن شادکامی و عشق، تعریف شده است.

کتاب آوای دانش یا کتاب خرد راهنمای عملی رسیدن به آرامش درونی را نشان می دهد این کتاب توسط دون میگوئل روئیز تالبف و دکتر فرزام حبیبی اصفهانی ترجمه آن را برعهده داشته است. کتاب ارزشمند خرد توسط انتشارات لیوسا چاپ و منتشر شده است.

برای مطالعه ی قسمتی از کتاب آوای دانش در بوکالا همراه ما باشید.

ادامه مطلبShow less
موجود شد خبرم کن!
مرجع:
65997
نام برند:
صنایع دستی آقاجانی

گلاب پاش فیروزه کوبی آقاجانی ساخته شده از بهترین فیروزه نیشابور و مس تولید صنایع دستی آقاجانی است. این گلاب پاش فیروزه کوب دارای استاندارد ملی ایران و گارانتی 10 ساله ی تولید کننده است. ارتفاع این محصول 53 سانتی متر است. لازم به ذکر است از آنجا که تمامی مراحل تولید گلاب پاش فیروزه کوبی آقاجانی با دست انجام می شود احتمال چند سانتی متر تفاوت در تمامی محصولات وجود دارد.

صنایع دستی آقاجانی

آجیل خوری مس و خاتم کاری کد K064 با ارتفاع 16 سانتی متری یکی از محصولات تولید صنایع دستی آقاجانی است که در ساخت و تولید آن از بهترین مواد اولیه استفاده شده است. این آجیل خوری مس و خاتم دارای استاندارد ملی ایران و گواهینامه کیفیت جهانی ISO9001:2015 می باشد. خاتم کاری یکی از زیباترین و مشهورترین صنایع دستی اصفهان است.

صنایع دستی آقاجانی

گلدان مسی فیروزه کوب تولید صنایع دستی آقاجانی از بهترین فیروزه نیشابور و مس توسط هنرمندان اصفهانی ساخته شده است. این «گلدان فیروزه کوبی» دارای گواهینامه جهانی iso9001:2015 و استاندارد ملی ایران است و همچنین دارای کارت ضمانت 10 ساله صنایع دستی آقاجانی است.

توضیحات

قسمتی از کتاب آوای دانش

آدم و حوا
داستان، از نگاهی دیگر

افسانه ای زیبا و کهن که تقریبا همه آن را شنیده اند، داستان آدم و حواست این یکی از داستان های مورد علاقه ی من است زیرا به شکلی نمادین چیزی را توصیف می کند که من سعی دارم آن را در قالب واژه ها توضیح دهم. داستان آدم و حوا براساس واقعیت محض پایه گذاری شده است، که البته من در بچگی آن را درک نمی کردم. این یکی از بزرگ ترین آموزش ها تا به امروز است که به اعتقاد من کمتر کسی مفهوم آن را درک کرده است. اکنون این داستان را از نگاهی دیگر برای تان تعریف می کنم، شاید از همان دیدگاهی که خالق آن داشته است.

داستان درباره ی من و شماست؛ درباره ی ماست؛ درباره ی همه ی بشریت است زیرا همان طور که می دانید، بشریت صرفا یک موجود زنده است - مرد و زن - ما همه یکی هستیم. در این داستان خود را آدم و حوا می نامیم، و ما انسان های اصلی هستیم.

داستان هنگامی آغاز می شود که ما بی گناه بودیم، پیش از آنکه چشمان معنوی خود را ببندیم، یعنی هزاران سال پیش. به زندگی در بهشت عادت داشتیم، در باغ عدن، که بهشت روی زمین بود. هرجا که چشمان معنوی مان گشوده باشد، بهشت همان جاست. آنجا مکانی برای لذت، آرامش، آزادی و عشق ابدی است.

از نظر ما - آدم و حوا - همه چیز حول محور عشق دور می زد. یکدیگر را دوست داشتیم، به هم احترام می گذاشتیم و با هماهنگی کامل با تمام عالم هستی می زیستیم. ارتباط ما با خالق مان پروردگار، آمیزشی کامل از عشق بود، یعنی همواره با پروردگار در ارتباط بودیم و خدا با ما در ارتباط بود. ترس از خدا، آن که ما را آفریده بود، معنا نداشت. خدای ما خدای عشق و عدالت بود و ایمان و اعتمادمان را تقدیم او می کردیم. خدا به ما آزادی کامل می داد و ما از اراده ی آزادمان برای عشق ورزیدن و لذت بردن از تمام مخلوقات استفاده می کردیم. زندگی در بهشت زیبا بود. انسان های اولیه همه چیز را از دریچه ی چشم حقیقت می نگریستند، همان طور که هست و ما آن را دوست داشتیم. این روش زندگی ما بود، و روشی آسان بود.

خوب، افسانه ای می گوید که در میانه بهشت دو درخت وجود داشت. یکی درخت زندگی بود که به هر آنچه وجود داشت زندگی می داد و دیگری درخت مرگ بود که بهتر است آن را به عنوان درخت دانش بشناسیم. درخت دانش درختی زیبا با موهای پرآب و اغواکننده بود. و خدا به ما گفت: به درخت دانش نزدیک نشوید. اگر میوه ی آن درخت را بخورید، می میرید.

البته موضوع مهمی نبود. اما از آنجا که ما ذاتا عاشق جستجو و کاوش بودیم، تصمیم گرفتیم آن درخت را ببینیم. اگر داستان را به خاطر بیاورید، حتما می توانید حدس بزنید که چه کسی در آن درخت زندگی می کرد.
درخت دانش منزلگاه ماری بزرگ و کاملا سمی بود. آن مار نمادی دیگر از چیزی است که تولتک ها آن را انگل می نامند و شما می توانید تصور کنید چرا. 

در داستان آمده است ماری که در درخت دانش زندگی می کرد، فرشته ای رانده شده بود که از همه زیباتر به شمار می رفت. همان طور که می دانید، فرشته پیام آوری است که پیام خلا - پیام حقیقت و عشق را منتقل می کند. اما بنا به دلیلی که هیچ کس نمی داند، فرشته ی رانده شده دیگر حقیقت را منتقل نمی کرد، یعنی پیام های دروغ را می رساند پیام فرشته ی رانده شده به جای عشق، ترس بود؛ یعنی دروغ به جای حقیقت. در واقع، در این داستان به فرشته ى مطرود عنوان شاهزاده ی دروغ ها داده شده که به معنای دروغگوی ابدی است و هر واژه ای که از دهانش بیرون می آید، دروغ است.

براساس این داستان، شاهزاده ی دروغ ها در درخت دانش می زیست و میوه ی آن درخت هم که معرفت بود، به دروغ آلوده شده بود. ما به سراغ درخت رفتیم و گفتگویی شگفت انگیز با شاهزاده ی دروغ ها داشتیم. ما معصوم بودیم.

چیزی نمی دانستیم، به همه اعتماد می کردیم و شاهزاده ی دروغ ها، اولین راوی داستان، شخصی بسیار زیرک، آنجا بود. حالا داستان کمی جالب تر می شود، زیرا مار داستانی کامل از خودش داشت.
فرشته ی رانده شده حرف زد و حرف زد و حرف زد و ما شنیدیم و شنیدیم و شنیدیم. همان طور که می دانید، بچه که هستیم. پدربزرگ ها و مادربزرگ هایمان برایمان قصه می گویند و ما مشتاق شنیدن تمامی آنچه آنها به ما می گویند، هستیم. ما می آموزیم، و این گمراه کننده است؛ می خواهیم بیشتر بدانیم. اما این شاهزاده ی دروغ ها بود که سخن می گفت. در این تردیدی نیست. او دروغ می گفت و با آن دروغ ها فریب خوردیم. داستان فرشته ی رانده شده را باور کردیم و این اشتباه بزرگ ما بود. این به معنای خوردن میوه ی درخت معرفت است. ما پذیرفتیم و حرف های او را حقیقت پنداشتیم. آن دروغ ها را باور کردیم و به آنها ایمان آوردیم.

به آن سبب که گاز زدیم، دروغ هایی را خوردیم که به همراه آن دانش می آمد. هنگامی که دروغی را می خوریم، چه اتفاقی می افتد؟ باورش می کنیم و بووووم! آن دروغ در ما زندگی می کند. درکش آسان است. ذهن زمینی حاصلخیز برای مفاهیم، نظریات و عقاید است. اگر کسی دروغی به ما بگوید و آن را باور کنیم، آن دروغ در ذهنمان ریشه می دواند و در آنجا می تواند همچون درختی رشد کند و نیرومند شود. یک دروغ کوچک می تواند مسری باشد و هنگامی که آن را با دیگری در میان بگذاریم، بذرهایش را از یک نفر به دیگری منتقل می کنیم. خوب، آن دروغ ها به درون ذهن ما رفتند و تمام درخت دانش را در ذهنمان تکثیر کردند، که تمام مطالبی است که می دانیم. اما آنچه می دانیم چیست؟ اغلب دروغ.

درخت دانش نمادی نیرومند است. در افسانه آمده است کسانی که میوه ی درخت دانش را می خورند، از خیر و شر آگاه می شوند آنها تفاوت بین راست و دروغ یا زشت و زیبا را می دانند. آنها تمام اطلاعات را جمع آوری می کنند و به قضاوت می نشینند. خوب، این است آنچه در سر ما رخ می دهد. هنگامی که میوه ای را در زمینی حاصلخیز بگذاریم، هسته ی آن میوه درخت دیگری خلق می کند. آن درخت میوه های بیشتری می دهد و ما به واسطه ی میوه، درخت را می شناسیم.

حالا هر یک از ما درخت دانش خود را داریم، که نظام اعتقادی مان است. درخت دانش ساختار تمام باورهایی است که داریم. هر مفهوم، هر نظریه، از شاخه ای کوچک از آن درخت شکل می گیرد، تا زمانی که با تمام آن درخت دانش به پایان راه برسیم. به محض اینکه درخت در ذهن ما زنده شود، صدای فرشته ی رانده شده را می شنویم. همان فرشته ی رانده شده، شاهزاده ی دروغها، در ذهن ما زندگی می کند. از نظر تولتک، در آن میوه انگلی می زیست. ما میوه را خوردیم و انگل به درون ما نفوذ کرد. حالا آن انگل در درون ما زندگی می کند. راوی داستان، انگل، در سر ما متولد می شود و همان جا بقا می یابد، زیرا با اعتقادات خودمان آن را تغذیه می کنیم.

داستان آدم و حوا می گوید که چطور نوع بشر از رویای بهشت سقوط کرد و در رویای دوزخ افتاد؛ به ما می گوید چطور همان چیزی شدیم که حالا هستیم. در داستان آمده است که تنها یک گاز از آن سیب زدیم؛ اما این حقیقت ندارد. من گمان می کنم که ما تمام میوه های آن درخت را خوردیم و آن قدر وجودمان از دروغ ها و احساسات سمی و هر داستانی که آن دروغگو به ما گفت پر شد که بیمار شدیم، حتی با اینکه حقیقت تلاشت
در آن لحظه چشمان معنوی ما بسته شد و دیگر نتوانستیم دنیا را با چشمان حقیقت ببینیم. کم کم درک ما از دنیا کاملا متفاوت شد و همه چیز برایمان تغییر یافت. با وجود درخت دانش در سر مان، تنها توانستیم دانش را درک کنیم؛ ما تنها دروغ ها را مشاهده کردیم. ما دیگر در بهشت زندگی نمی کردیم زیرا دروغ در بهشت جایی ندارد. و این گونه شد که انسان ها بهشت را از دست دادند: ما رویای دروغ ها را می بینیم. ما تمام رویای بشریت را می آفرینیم، به تنهایی یا دسته جمعی، که بر پایه ی دروغ بنا نهاده شده است.

پیش از آنکه انسان ها ميوه ی درخت دانش را بخورند، ما در واقعیت به سر می بردیم. تنها حقیقت را بر زبان می آوردیم. بدون هیچ ترسی، در عشق زندگی می کردیم. پس از اینکه آن میوه را خوردیم، احساس گناه کردیم و شرمسار شدیم. در مورد خودمان داوری کردیم که دیگر خوب نیستیم و البته درباره ی دیگران هم چنین قضاوتی داشتیم. به دنبال داوری، دو قطبی بودن، جدایی و نیاز به مجازات کردن و مجازات شدن آمد. برای اولین بار دیگر با هم مهربان نبودیم. دیگر به مخلوقات خداوند احترام نمی گذاشتیم و آنها را دوست نداشتیم. حالا دیگر رنج می بردیم و به تدریج شروع کردیم به سرزنش خودمان، به شماتت دیگران و حتی پروردگار. دیگر باور نداشتیم که خدا عاشق و عادل است؛ باور کردیم که خدا مجازات می کند و به ما آسیب می رساند. این دروغ بود. حقیقت نداشت، اما ما آن را باور کردیم و از خدا جدا شدیم.

از این دیدگاه، به راحتی می توان دریافت که معنای گناه اصلی چیست. گناه اصلی رابطه میان زن و مرد نیست. نه، این هم دروغی دیگر است. گناه اصلی باور دروغ هایی است که از مار آن درخت، همان فرشته ی رانده شده سرچشمه گرفت. گناه یعنی آسیب رساندن به کسی، هر حرف و عمل ما که علیه خودمان باشد، گناه است. گناه کردن به شماتت یا عدم صلاحیت اخلاقی مربوط نمی شود. گناه کردن عبارت است از باور دروغ ها و استفاده از آن علیه خودمان از آن اولین گناه، آن گناه اصلی، تمام گناه های دیگر ما شکل گرفت.

در سرتان چقدر دروغ می شنوید؟ چه کسی داوری می کند؟ چه کسی حرف می زند؟ آن که همه ی آن نظریات را دارد، کیست؟ اگر شما عاشق نیستید، به سبب آن صداست که اجازه ی عشق ورزیدن را به شما نمی دهد. اگر از زندگی تان لذت نمی برید، به سبب آن صداست که اجازه لذت بردن از زندگی را به شما نمی دهد.

و نه تنها به این دلیل بلکه دروغگوی درون سر ما نیاز دارد که تمام آن دروغ ها را، داستانش را، تعریف کند. ما ميوه ی درختمان را با دیگران سهیم می شویم و چون دیگران نیز چنین دروغگویی را دارند، دروغ هایمان با هم نیرومندتر می شوند. حالا می توانیم نفرت بیشتری بورزیم. حالا می توانیم صدمه ی بیشتری وارد آوریم. حالا می توانیم از دروغ هایمان دفاع کنیم و متعصبانه تر از تک تک آنها پیروی کنیم. انسان ها حتی به نام این دروغ ها یکدیگر را نابود می کنند. چه کسی در زندگی ما به سر می برد؟ چه کسی برایمان تصمیم می گیرد؟ گمان می کنم که پاسخش روشن است.

اکنون می دانیم که در سرعان چه می گذرد. داستانسرا آنجاست. صدای او در سر ماست. آن صدا حرف می زند و حرف می زند و حرف می زند و ما گوش می دهیم و گوش می دهیم و گوش می دهیم و هر واژه ی آن را باور می کنیم. آن صدا هرگز از داوری دست برنمی دارد. در مورد هر کاری که می کنیم یا نمی کنیم هر احساسی که داریم یا نداریم، و هر کاری که دیگران انجام می دهند، قضاوت می کند. دائما در سرمان بدگویی می کند و از این صدا چه بیرون می آید؟ دروغ، اساسا دروغ؟

این دروغ ها توجه ما را به دام می اندازد و تمام آنچه می توانیم ببینیم، دروغ است. به این دلیل است که ما نمی توانیم واقعیت بهشتی را ببینیم که در همین مکان و در همین زمان وجود دارد. بهشت متعلق به ماست. زیرا ما بچه هایی از بهشت هستیم. صدای درون سرمان به ما تعلق ندارد. زاده که می شویم، آن صدا را در سرمان نداریم. صدای درون سرمان، پس از اینکه آموزش می بینیم ایتدا زبان و سپس نظریات مختلف و آنگاه تمام آن داوری ها و دروغ ها به وجود می آید. حتی هنگامی که حرف زدن را می آموزیم، تنها حقیقت را بر زبان می آوریم. رفته رفته درخت دانش در سرمان برنامه ریزی می شود و سرانجام دروغگوی بزرگ بر رویای زندگی مان فائق می آید.

ببینید، از همان لحظه ای که از خدا جدا شدیم، جستجوی خدا را شروع کردیم، برای اولین بار دنبال عشقی گشتیم که معتقد بودیم آن را نداریم. جستجوی عدالت، زیبایی و حقیقت را شروع کردیم. این جستجو از هزاران سال پیش آغاز شد و هنوز هم انسان ها دنبال بهشتی هستند که آن را گم کردیم. دنبال منش و رفتاری می گردیم که در گذشته، پیش از باور کردن آن دروغها داشتیم: اصالت، حسن نیت، عشق، لذت. واقعیت این است که ما دنبال خودمان می گردیم.

می دانید، آنچه خدا به ما گفت، حقیقت داشت: اگر شما ميوه ی درخت دانش را بخورید، می میرید. ما آن را خوردیم و مردیم. ما مرده ایم زیرا خود اصيل ما دیگر آنجا نیست. آن که در زندگی ما به سر می برد، شاهزاده ی دروغ همان صدای درون سر ماست. می توانید آن را تفکر بنامید. من آن را صدای
دانش می نامم...

*** خريد کتاب آوای دانش با تخفیف ویژه ***

ادامه مطلبShow less
جزئیات محصول
65997

مشخصات

عنوان کتاب
آوای دانش کتاب خرد راهنمای عملی برای رسیدن به آرامش درونی
نویسنده
دون میگوئل روئیز
مترجم
فرزام حبیبی اصفهانی
ناشر
درسا
تعداد صفحات
152
وزن
184 گرم
زبان کتاب
فارسی
سال چاپ
1397
نوبت چاپ
2
قطع
رقعی
شابک
9786003360488
مشخصات تکمیلی
راه و رسم زندگی،آرامش ذهنی،فلسفه تولتک
دیدگاه کاربران
بدون نظر

افزودن نظر جدید

  • بسته بندی و ارسال:
  • محتوای کتاب:
  • کیفیت ترجمه:
  • کیفیت چاپ:
این کالا را با استفاده از کلمات کوتاه و ساده توضیح دهید.
You may also like
اختران

کتاب ارتباط بدون خشونت زبان زندگی نوشته ی مارشال روزنبرگ توسط کامران رحیمیان ترجمه و به کوشش نشر اختران چاپ و منتشر شده است.

ارتباط بدون خشونت در واقع روشی تعاملی است که تبادل اطلاعات و حل صلح آمیز اختلافات را تسهیل می کند. ارتباط بدون خشونت بر ارزش های مشترک انسانی و نیازها تکیه می کند و افراد را به پرهیز از زبانی که سبب مقاومت یا کاهش عزت نفس می شود و استفاده از زبانی که سلامت را افزایش می دهد تشویق می کند. ارتباط بدون خشونت باور دارد که به جای ایجاد ترس، گناه، سرزنش و شرم؛ غنی سازی زندگی رضایت آمیزترین انگیزه برای انجام کارهاست و به عنوان هدف، بر پذیرش مسئولیت فردی و در انتخاب و افزایش کیفیت ارتباط تاکید دارد. این روش حتی وقتی طرف مقابل آن را نمی داند نیز موثر است. با کمک کتاب ارتباط بدون خشونت شما خواهید دانست که: هرکاری که هرکسی انجام می دهد تلاشی است برای تحقق نیازهای متحقق نشده. برای هرکسی تحقق نیازها از طریق همکاری، سالم تر از رقابت است. به صورت طبیعی افراد وقتی که از روی میل در سلامت دیگران سهیم شوند لذت می‌ برند. مهارت های ارتباط بدون خشونت به شما کمک می‌کند تا: احساس گناه، شرم، ترس و افسردگی را از بین ببرید. خشم و ناامیدی را به ساختن اتحاد و مشارکت تبدیل کنید. راه حل هایی بر اساس امنیت، احترام متقابل و اتفاق آرا خلق کنید. نیازهای اساسی فرد، خانواده، مدرسه، جامعه و اجتماع را به روش های زندگی غنی ساز تحقق بخشید. تکنیک های ارتباطی فعال مارشال روزنبرگ تضادهای بالقوه را به گفت و گوهای صلح‌آمیز تغییر می دهد. شما تکنیک ساده ای می آموزید که مشاجره را خنثی می کند و ارتباط محبت آمیزی را با خانواده، و سایر آشنایان خلق می کند. من خواندن این کتاب را نه تنها توصیه بلکه تاکید می کنم.

در ادامه با ما با مطالعه ی معرفی کتاب ارتباط بدون خشونت در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا همراه شوید.

ذهن آویز

کتاب عبارت پنجم (ذکر پنجم پاکسازی هواوپونوپونو) اثری دیگری است از جو ویتالی نویسنده ی کتاب محبوب و پرفروش «محدودیت صفر» که در واقع ادامه ی همان کتاب محسوب می شود. کتاب عبارت پنجم توسط خانم ویدا کرمی با ترجمه ای روان و به کوشش انتشارات ذهن آویز چاپ و منتشر شده است.

ما در خلق بسیاری از واقعیت هایمان، همکاری داریم و این کار از درون ما انجام می شود. بسیاری از افراد، از چنین چیزی بی خبرند و بسیاری هم تاکنون هرگز چنین چیزی را نشنیده اند؛ حتی وقتی چنین چیزی را می شنوند (شما در خلق واقعیت های زندگی تان نقش دارید) به آن بی اعتنایی می کنند و با آن می جنگند و در برابر شنیدن آن به هر شکلی مقاومت می کنند. هواوپونوپونو به ما می آموزد که مسئولیت پذیر باشیم، یعنی مسئولیت شرکت در خلق تمامی وقایع ناخوشایند زندگی خود را برعهده بگیریم. وقتی این مسئولیت : را تقبل کنیم، هواوپونوپونو را در زندگی خود فعال می کنیم. جو ویتالی، نویسنده کتاب پرفروش محدودیت صفر، درباره هواوپونوپونو بسیار نوشته و تاکنون فقط از چهار ذکر اصلی "متاسفم، لطفا مرا ببخش، سپاسگزارم دوستت دارم" صحبت کرده است؛ اما او حالا می خواهد در کتاب عبارت پنجم، پرده از ذکر پنجم بردارد.

در عبارت پنجم، هواوپونوپونو را عمیق تر و پیشرفته تر از آنچه قبلا خوانده اید خواهید شناخت، عبارتی که به سادگی چهار ذکر متاسفم، لطفا مرا ببخش، سپاسگزارم و دوستت دارم نیست، اما معنایی بس عمیق دارد و به زندگی شادتر و دگرگون تری منجر می شود. این عبارت می گوید که شما قضاوت نمی شوید، بلکه حقیقتا دوست داشته می شوید؛ زیرا اولوهیت فقط می خواهد بدانیم که دوستمان دارد...

شما را به مطالعه ی بخشی از کتاب عبارت پنجم در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

بهار سبز

کتاب رسالت روح (چگونه به نور درون خود دست یابیم) اثر کیم روسو توسط خانم ویدا کرمی ترجمه و به کوشش انتشارات بهار سبز چاپ و منتشر شده است.

شاید شما هم مانند بسیاری از افرادی که روی این کره ی خاکی زندگی می کنند، از خود بپرسید که هدف از این زندگی چیست؟ من برای چه هدفی به این دنیا آمده ام؟ آیا من واقعا همان کسی هستم که فکر می کنم؟ آیا من واقعا همان کسی هستم که دیگران فکر می کنند؟

اگر به زندگی های متوالی اعتقاد دارید، شاید فکر کنید که دلیل حضور شما در این دنیا، مجازات شدن برای فرا نگرفتن درس های زندگی های گذشته است. شاید فکر کنید که در زندگی های گذشته، انسان شرور و پلیدی بودید و حالا زمان تسویه حساب است مطمئنم که یکی از سوالات شما این است که آیا هدف زندگی من بیدار شدن در ساعت پنج صبح برای رسیدن به متروی شلوغ یا گیر کردن در ترافیک صرفا جهت داشتن شغلی ست که هیچ کس قدر زحماتم را نمی داند! و صدای کسانی را می شنوم که روابطی را مورد ارزیابی مجدد قرار می دهند که در راستای هدف زندگی آنها نیستند. چنین روابطی، انرژی را از شما و روح تان گرفته و شما را تبدیل به یک باطری خالی و بدون شارژ می کند. حقیقت چنین روابطی، دروغ است. اگر شما هم شرایطی مشابه موارد ذکر شده را تجربه می کنید، کتاب رسالت روح، راهنمای شماست تا چشمان خود را بر حقایق باز کنید! در کتاب رسالت روح، مراحل ضروری برای شناخت خودتان و شناخت خداوند از طریق خودتان را ارائه خواهم داد. در این کتاب، به شما کمک خواهم کرد تا اشتیاق سوزان که همان «رسالت روح» شماست را بشناسید و با هدفی افتخار آمیز زندگی کنید.

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب رسالت روح در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

الماس پارسیان

کتاب هر روز پنج شنبه است (چگونه می توان 7 روز هفته را شاد بود؟) نوشته ی جول اوستین توسط فریبا بردبار ترجمه و به کوشش انتشارات الماس پارسیان چاپ و منتشر شده است.

هدف من از نوشتن کتاب هر روز پنج شنبه است این است که به شما کمک کنم ذهن خود را طوری ساماندهی کنید که هر روز دست به انتخاب شادی بزنید. فارغ از اینکه با چه چالش هایی مواجه می شوید یا چه شرایطی به شما فشار می آورد می توانید واکنش خود را به آن چالش ها و شرایط انتخاب کنید. اینکه چگونه عصرتان را سپری می کنید کاملا به خودتان بستگی دارد: این هیچ ربطی به شرایط شما ندارد. آبراهام لینکلن گفته بود: بیشتر آدم ها به اندازه ای که تصمیم گرفتداند شاد باشند شاد هستند.

اگر ابه درستکار (ابه درستکار ( Honest Ahe ) لقب آبراهام لینکلن است مطالعه ای که اخیرا انجام شد و نشان داد در روزهای پنج شنبه، شادی ده درصد افزایش می یابد را می دید، حتما خوشحال می شد. چرا اینطور است؟

مردم به خاطر آمدن تعطیلات آخر هفته ذوق می کنند به همین علت تصمیم می گیرند شادتر باشند. آنها پنج شنبه ها | فکرشان را بر این امر متمرکز می کنند که از زندگی خود بیشتر لذت ببرند.

ما شما را به این چالش دعوت می کنیم که بگذارید هر روزتان پنج شنبه باشد، به خودتان اجازه دهید که هر روز شاد باشید. نه فقط آخر هفته ها نه فقط هر زمانی که یک مناسبت خاص دارید: نه فقط زمانی که در تعطیلات هستید.

اگر نگرش درستی باشید می توانید روز شنبه هم مثل پنج شنبه شاد باشید. در کتاب مقدس نیامده است که: پنج شنبه روزی است که خداوند آفريده است. بلکه در آن نوشته شده است: این روزی است که خداوند آفریده است.

این یعنی شنبه، یکشنبه، دوشنبه سه شنبه، چهارشنبه و سایر روزهای هفته. حتی وقتی باران می بارد، هنگامی که مجبورید تا دیروقت کار کنید و یا مجبورید ظرف بشویید هم می توانید شاد باشید.

هیرمند

کتاب ارتباط موثر به زبان آدمیزاد اثر مارتی برونستاین توسط نرگس یزدی ترجمه و به کوشش انتشارات هیرمند چاپ و منتشر شده است.

کتاب ارتباط مؤثر به زبان آدمیزاد به شما می آموزد چگونه در محیط کار، منظور خود را بیان کنید و تعاملاتی ثمربخش با روسا و همکارانتان داشته باشید. اغلب اوقات به کار بردن دانش و مهارت تان در کار بخش آسان کار است، اما بخش دشوار آن همکاری موثر با دیگران است. این راهنمای سودمند به شما در برقراری تعاملات شخصی موثر یاری می رساند، حتی به هنگام حل و فصل کشمکش ها، مواجهه با مشتریان و با ارائه ی سخنرانی های دشوار. چه مديرعامل یک شرکت مهم باشید و چه یک تاجر خرده پا یا مدیر یک تیم، برقراری روابط مؤثر و شفاف در موفقیت شما نقش تعيين کننده ای دارد. کتاب ارتباط موثر به زبان آدمیزاد تمهیدات، توصیه ها و راهکارهایی، از شيوه ی مجذوب نگه داشتن شنونده گرفته تا آموزش خوب گوش کردن - ارائه می دهد که به آنها نیاز دارید تا بتوانید: شنونده ی فعالی باشید، در موقعیت های منفی بر نکات مثبت تأكيد كنيد در کشمکش ها راه حل هایی بیابید که رضایت خاطر هر دو طرف جلب شود، هنگام نوشتن نامه و ایمیل به حاشیه نروید، از عهده ی ارائه سخنرانی، انجام مصاحبه ها و چالش های دیگر برآیید و با اقتدار و قاطع سخن بگویید.

پردیس آباریس

کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم نوشته وین دایر پس از سال ها انتظار از طرف هواداران و خوانندگان کتاب های دکتر وین دایر برای نوشتن کتابی از خاطرات و زندگی نامه ایشان، در نهایت به چاپ رسید و با کوشش روزبه ملک زاده و محسن پاک فطرت به فارسی ترجمه و به کوشش انتشارات پردیس آباریس چاپ و منتشر شده است.

اما این کتاب به عنوان زندگی نامه، شیوه ی نگارشی متفاوتی دارد و همانند زندگی نامه های معمولی نیست. بلکه وین دایر در این کتاب، به شیوه ای استادانه لحظات سرنوشت ساز و ارتباط آنها را با یکدیگر پیدا کرده است و به وضوح نشان داده است هیچ اتفاق و رویدادی در زندگی، تصادفی و بی علت نیست. تمامی اتفاقات چه خوب و چه به ظاهر بد برای تکمیل سرنوشت ماست و بخشی از دارمای ما محسوب می شود. در این کتاب، وین دایر تمام لحظات سرنوشت ساز خود را از ابتدای کودکی اش در دیترویت تا آخرین سال های عمرش را با خوانندگان در میان گذاشته است و البته این کار را با مهارت زیادی که در نویسندگی دارد به انجام رسانده است. در فرآیند مطالعه ی این کتاب شما هم خواهید آموخت همانند وین دایر به اتفاقات زندگی خود رجوع کنید و ارتباط آنها را با جایگاه کنونی خود بیابید.

کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم، نگاهی بر زندگی دکتر وین دایر است و در عین حال چراغ راهی است برای کسانی که جویای حقیقت هستند. با مطالعه ی این کتاب متوجه حضور دستان خداوند در زندگی تان می شوید و از طرفی این کتاب شما را در فهم هدف و رسالت منحصر به فردتان یاری می کند.

شما را به مطالعه قسمتی از کتاب اکنون می توانم به وضوح ببینم در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

سخنوران

کتاب معجزه گر خاموش نوشته ی سید رضا حیات الغیب به کوشش انتشارات سخنوران چاپ و منتشر شده است. 

بيشتر ما از جهانی به جهانی دیگر شبیه آن رفتیم و از یاد بردیم از کجا آمده ایم و اهمیتی هم ندادیم چه جهانی را در پیش داریم...

می توانی تصور کنی پیش از آنکه برای نخستین بار به این اندیشه برسیم که جز زیستن؛ خوردن؛ جنگیدن و یا قدرت یافتن در دنیا هدفی بالاتر وجود دارد؛ چند زندگی را پشت سر گذاشته ایم!؟
صد زندگی را... هزار زندگی را..!؟

آنگاه صد سال دیگر تا بفهمیم چیزی به نام کمال (پرواز) وجود دارد و باز هم صد زندگی دیگر تا به این برسیم که هدف از زندگی یافتن آن کمال و متجلی کردن آن است.

پس بدیهی است جهان دیگر را براساس آنچه در این جهان می آموزیم، انتخاب می کنیم. اگر چیزی نیاموزیم جهان بعدی نیز مانند همین جهان خواهد بود؛ با همان محدودیت ها و مشکلات.
اما اگر به سمت کمال (پرواز و آزادی) قدم برداریم؛ به یکباره آنقدر خواهیم آموخت که نیازی نباشد هزاران بار زندگی کنیم تا به این مرحله برسیم.

اگر قرار باشد در کل زندگیتان فقط یک کتاب بخوانید، باید کتاب معجزه گر خاموش را بخوانید!

شما را به مطالعه ی قسمتی از کتاب معجزه گر خاموش در سایت خرید کتاب با تخفیف بوکالا دعوت می کنیم.

پل

کتاب 365 گام تا موفقیت (تغییراتی کوچک برای تفاوت های بزرگ) نوشته ی آنتونی رابینز توسط محمدجواد شافعی مقدم ترجمه و به کوشش انتشارات پل چاپ و منتشر شده است.

کتاب 365 گام تا موفقیت بر اساس بهترین ابزار، تکنیک و دستورالعمل هایی است که با روش های ساده ی آن می توانید بهترین گام ها را در بهبود زندگی تان بردارید. آنتونی رابینز به شما نشان می دهد که چگونه در کمترین زمان به بهترین نتایج دست یابید. گام های بزرگ رابینز راهی به سوی زندگی بهتر است. این گام ها سرلوحه ی موفقیت های بی شماری است. پیتر گابر ( مدیر اجرایی شرکت سونی )

شناخت عمیق آنتونی رابینز نسبت به مردم و جامعه سبب پیشرفت او شده است او به خوبی می داند چه عاملی موجب موفقیت، سعادت و شادکامی زندگی مردم می شود. (آندره آقاسی)

فهرست

یک حساب کاربری رایگان برای ذخیره آیتم‌های محبوب ایجاد کنید.

ورود به سیستم

یک حساب کاربری رایگان برای استفاده از لیست علاقه مندی ها ایجاد کنید.

ورود به سیستم